چرا با کسانی که برایم مهم هستند بدرفتاری برخورد می کنم؟

چرا با کسانی که برایم مهم هستند بدرفتاری برخورد می کنم؟
شما نمی توانید خودنمایی کنید و عقاید و نظراتتان را بیان کنید زیرا یا می خواهید از بحث اجتناب کنید و یا احساس می کنید به مصلحت شما نیست که وارد بحث و جدل شوید. بنابراین شما سعی می کنید با رفتار خصمانه یا بی رحمانه به نحوی با دیگران تسویه حساب کنید. از آن جا که خواسته های شما هیچ وقت برآورده نشده اند به طور ناخودآگاه احساس می کنید که خواسته های دیگران نیز نباید برطرف شود.

چرا از شنیدن رازها و اعتراف های دیگران لذت می برم؟

چرا از شنیدن رازها و اعتراف های دیگران لذت می برم؟
همه ما کمی کنجکاو هستیم که می تواند در قالب گوش کردن به حرف های دیگران یا تماشای آن ها نمایان شود اما اگر نسبت به مسائل جدی و کم اهمیت زندگی دیگران به طور وسواسی فکر می کنید موارد زیر می تواند توضیحی برای چنین واکنش های وسواسی باشد:

چرا این قدر به نظر دیگران اهمیت می دهم؟

چرا این قدر به نظر دیگران اهمیت می دهم؟
حقیقت این است که تقریبا هر کسی به نظرات دیگران اهمیت می دهد. همین استدلال به ما کمک می کند تا ترس از صحبت در جمع را ترس شماره ی یک بنامیم اما اگر ایده یا عقیده ی خود را به خاطر  اظهارنظر دیگران تغییر می دهید بنابراین از قدرت عظیم خود صرف نظر می کنید.

چرا در مورد دیگران سریع قضاوت می کنم؟

چرا در مورد دیگران سریع قضاوت می کنم؟
  اگر نگوییم هزار بار، هر روز صدها بار تصمیم گیری می کنید. در موردهر چیزی از لباسی که می خواهید بپوشید تا آن چه می خواهید بگویید. برخی از این تصمیم ها را در کمتر از یک ثانیه می گیرید و برای برخی دیگر از تصمیم ها بیش از چند دقیقه، ساعت، روز، هفته، ماه، سال و حتی تمام عمر وقت صرف می کنید. اگر شیوه ای برای دسته بندی اطلاعات و اولویت بندی برای آن ها نداشته باشید تمام زمانتان را صرف تصمیم های بسیار کوچک می کنید. بنابراین دسته بندی اطلاعات برای زندگی ضروری است. اما این فرایند اغلب به مواردی مربوط می شود که بررسی مستقل حقایق ضروری است و شما آن قدر به فرضیه سازی عادت می کنید که بدون اطلاعات کافی نمی توانید به ماهیت آن ها پی ببرید.

چرا این قدر از صاحبان قدرت می ترسم؟

چرا این قدر از صاحبان قدرت می ترسم؟
اغلب  این رفتار نتیجه یک یا هر دو عاملی است که احتمال دارد در کودکی تجربه ی ترسناکی با یکی از صاحبان قدرت داشته اید. آن ها می تواند هر کسی معلم، والد یا یکی ازث همسایه ها باشد. حتی یک برخورد ناراحت کننده نیز می تواند موجب چنین تداعی منفی شود. همچنین ممکن است در کودکی به شما آموزش داده باشند که باید برای صاحبان قدرت احترام زیادی قایل باشید و همین آموزه تا دوران بزرگسالی در شما باقی مانده است. شما خودتان را هم سطح دیگران نمی بینید و حتی ممکن است خود را مانند کودکی ببینید که سعی دارد در زندگی بزرگسالان زندگی کند.