چرا احساس می کنم باید دیگران را کنترل کنم؟

چرا احساس می کنم باید دیگران را کنترل کنم؟
«اگر چه مسیرها را خوب نمی شناسم اما دلم می خواهد به دیگران بگویم از کدام مسیر باید بروند. برای من مهم است که دیگران با طرز فکرم آشنا شوند و نقطه نظراتم را بپذیرند. اغلب می دانم چه چیزی برای دیگران خوب است و اگر توصیه ام را نپذیرند در حقیقت آزرده می شوم.»

چرا در درون امیدوارم دیگران ضربه بخورند؟

چرا در درون امیدوارم دیگران ضربه بخورند؟
همه  ما گاهی به دیگران حسادت می ورزیم اما شما از شکست و ضربه خوردن دیگران خوشحال می شوید. اگر چه اغلب کاری نمی کنید که موجب آزار کسی شوید ولی هنگامی که کسی دچار بدشانسی یا بدبختی می شود احساس رضایت می کنید.

چرا کوچکترین و بی اهمیت ترین مسائل ذهنم را درگیر می کنند؟

چرا کوچکترین و بی اهمیت ترین مسائل ذهنم را درگیر می کنند؟
شاید در زندگی چیزی ندارید که انرژی خود را برای آن صرف کنید یا چیزی که شور، هیجان و انرژیتان را به خود جذب کند شما نقطه ی اتکا ندارید که به شما ثبات بدهد و به شما بگوید چه چیزی در زندگی در حقیقت مهم است. داشتن تمرکز و هدف همان مواردی است که مسیر حرکت شما را مشخص می کنند و شما فاقد آن ها هستید.

دلیل علاقه به ارتباط ناسالم با آدم های نامناسب

دلیل علاقه به ارتباط ناسالم با آدم های نامناسب
در تمام حیطه های زندگی آنچه را که می خواهید جذب نمی کنید بلکه چیزی را جذب می کنید که احساس می کنید سزوار آن هستید. از شغل گرفته تا جایی که می خواهید برای تعطیلات بروید یا لباسی که می خواهید بپوشید. این تصمیم ها را بر مبنای مواردی که احساس می کنید با آن ها راحت هستید دریافت می کنید. در سطح آگاهانه ممکن است احساس کنید ارزش رابطه ای خوب و کارامد را دارید اما در سطح ناخودآگاهتان سخن دیگری به خودتان می گویید. وقتی چیزی را که احساس می کنید، سزاوارش هستید به دست می آورید احساس راحتی می کنید اما وقتی آن چیز را به دست می آورید که احساس می کنید ارزش آن را ندارید دچار اضطراب می شوید.

چرا با کسانی که برایم مهم هستند بدرفتاری برخورد می کنم؟

چرا با کسانی که برایم مهم هستند بدرفتاری برخورد می کنم؟
شما نمی توانید خودنمایی کنید و عقاید و نظراتتان را بیان کنید زیرا یا می خواهید از بحث اجتناب کنید و یا احساس می کنید به مصلحت شما نیست که وارد بحث و جدل شوید. بنابراین شما سعی می کنید با رفتار خصمانه یا بی رحمانه به نحوی با دیگران تسویه حساب کنید. از آن جا که خواسته های شما هیچ وقت برآورده نشده اند به طور ناخودآگاه احساس می کنید که خواسته های دیگران نیز نباید برطرف شود.