چرا به خودکشی فکر می کنم در حالی که قصد انجام آن را ندارم؟

چرا به خودکشی فکر می کنم در حالی که قصد انجام آن را ندارم؟
فکر کردن درباره ی خودکشی را باید جدی گرفت زیرا ممکن است یکی از نشانه های جدی افسردگی باشد. هر کسی که افکار خودکشی دارد باید هر چه زودتر به روان پزشک یا روان شناس مراجعه کند.اما اگر دچار اختلال افسردیگ نباشید دلایل دیگری ممکن است وجود داشته باشید که چرا در فکر خودکشی هستید. فکر درباره ی پایان زندگی کنجکاوی طبیعی است و چند علت وجود دارد که چرا آدم ها فردی یا جمعی مرتکب خودکشی می شوند همچنین وقتی می دانید اگر شرایط آن قدر بد شد که دیگر قادر نبودید زندگی را تحمل کنید راهی است که بتوانید خودتان را رها کنید و همین مسئله موجب آسودگی خیالتان می شود.

چرا ساده ترین مسائل را پیچیده می کنم؟

چرا ساده ترین مسائل را پیچیده می کنم؟
کاری که به سادگی می توان انجام داد بی جهت مشکل و پیچیده می کنم انجام برنامه ها و طرح ها را پیچیده می کنم در حالی که یک رویکرد ساده و مستقیم کارایی بهتری دارد. برای انجام یک کار دو برابر زمانی که در واقع نیاز اسن وقت و انرژی صرف می کنم.به طور کلی بسیاری از آدم ها برای سادگی و ساده کردن مسائل در زندگی احترام زیادی قایل نیستند. برای برخی سادگی جزیی از کسالت و نادانی محسوب می شود. بسیاری از ما باور داریم که اگر مسائل پیچیده و غامض نباشند موثر نخواهند بود.

چرا ترجیح می دهم به جای خودم بیشتر به دیگران کمک کنم؟

چرا ترجیح می دهم به جای خودم بیشتر به دیگران کمک کنم؟
تردیدی وجود ندارد که چیزی به عنوان از خودگذشتگی وجود دارد؛ اما وقتی نیازهایتان را به خاطر منافع دیگران نادیده می گیرید بنابراین ممکن است مشکلی وجود داشته باشد. شاید ترجیح می دهید از دیگران مراقبت کنید زیرا موجب می شود از مشکلات خود دور شوید. نصیحت کردن دیگران راحت تر از وارسی زندگی خودتان است.

چرا نسبت به خودم خیلی سخت گیر هستم؟

چرا نسبت به خودم خیلی سخت گیر هستم؟
ممکن است مسیر زندگیتان بر مبنای باورها و توقعات نامعقولی که شما یا دیگران بر خودتان تحمیل کرده اید شکل داده شده باشد. تقریبا هرگز با این معیارها کنار نیامده اید وهر وقت بر مبنای توقعاتتان رفتار نکردید خود را مورد سرزنش قرار داده اید. در واقع بین آنچه انجام می دهید و آنچه احساس می کنید باید انجام دهید شکافی وجود دارد. این همان شکافی است که مدام درون آن می افتید و در همان جا زندگی می کنید. شما هرگز قادر نیستید بای پیشرفت هایتان ارزش قایل شوید زیرا گرفتار سرزنش از تلاش های خودتان هستید. شما نمی توانید خود را همان طور که هستید ببینید زیرا آنچه را که نیستید می بینید. زندگی شما تبدیل به نبردی بین توقعات و نتایج شده نبردی که همیشه برای شما چیزی جز شکست به همراه نداشته است.

چرا روحیه رقابت جویی ام شدید است؟

چرا روحیه رقابت جویی ام شدید است؟
داشتن روحیه  سالم رقابت طلبی به هیچ وجه بد نیست. این که بخواهید تمام تلاشتان را کنید. از نیاز برنده شدن متفاوت است. شما نیاز دارید چیزی را به دیگران و به خودتان ثابت کنید. شما هر کاری نیاز باشد انجام می دهید تا برنده شوید. زیرا به تایید دیگران نیاز مبرم دارید. شما خود انرژیتان را مورد سوال قرار می دهید و برای تقویت خودپندارها  متزلزلتان به تحسین و تایید دیگران نیاز دارید.