تاثیر الکترومغناطیس بر عملکرد مغز

تاثیر الکترومغناطیس بر عملکرد مغز
در اینکه امواج الکترو مغناطیس تاثیر بر روی مغز و عملکرد آن دارد شکی نیست. اما آیا این تاثیر مثبت است یا منفی؟ مغز دارای امواجی با طول موج و فرکانس خاص خود است.   امواج الکترومغناطیس حافظه و عملکرد مغز را مختل می کند دکتر غلامحسین ریاضی روز پنج شنبه در گفت و گو با خبرنگار علمی ایرنا در مورد شکل و عملکرد سلول های مغزی توضیح داد: سلول‌های مغزی از نظر یاخته های عصبی (نورون ها) و شکل هندسی با سلول های دیگر بدن متفاوت هستند و این اختلاف ظاهر به دلیل فعالیتی است که دارند؛ سلول های عصبی باید بتوانند تعداد زیادی اطلاعات را به همراه کوچکترین جزئیات دریافت و جمع بندی کنند و هر کدام را که مفید یا غیرمفید است، برای پردازش به سلول بعدی بفرستند. وی افزود: در مغز بیش از 100 میلیارد سلول وجود دارد و در هر فرآیندی به عنوان مثال حفظ کردن یک کلمه حدود 100 میلیون سلول‌ دخالت خواهند داشت. ریاضی در مورد ورود اطلاعات به سیستم مغز گفت: تمام اطلاعات محیطی که از طریق نور به چشم ما می‌خورند، امواج مغناطیسی، موج صوتی، گرما، سرما و هر چیزی که روی لامسه ما تاثیر می‌گذارد و الگوهای شیمیایی که در بویای یا چشایی شرکت می کنند، به محض ورود به اولین گیرنده، به امواج الکترومغناطیسی تبدیل می شوند پس مغز فقط با امواج الکترومغناطیسی روبرو است. تاثیر امواج بر عملکرد مغز  وی با این توضیح که امواج الکترومغناطیسی در مغز بین 40 تا 100 هرتز کار می کنند و از 40 هرتز بیشتر حالت استراحت مغز است، افزود: مغز دارای امواجی با طول موج و فرکانس خاص خود است و تنها عضوی است که هیچ وقت استراحت ندارد و همیشه درحال کارکردن است؛ حتی موقع خواب نسبت به زمانی که ریاضی حل می کنیم مغز بسیار بیشتر به قند و اکسیژن نیاز دارد. ریاضی با بیان اینکه اولین تاثیر امواج در مغز اختلال در عملکرد طبیعی مغز است، گفت: هر موجی با هر فرکانسی که بتواند در سلول های مغز نفوذ کند، ممکن است در حافظه، یادگیری و یادآوری اختلال ایجاد کند. وی در مورد تاثیر امواج در کارکرد مغز توضیح داد: از نظر تئوری در سطح دنیا این امکان که این امواج در کارکرد مغز تاثیرگذار باشند، وجود دارد. در آزمایش پذیرش اکسیژن از طرف هموگلوبین نیز که با همکاری دانشکده فنی دانشگاه تهران انجام شد، ثابت شد که امواج تلفن همراه سبب می شود هموگلوبین خون کمتر اکسیژن جذب کند. ریاضی با تاکید بر اینکه باید تا حد امکان تلفن همراه را به ویژه در هنگام خواب از خود دور نگه داشت، افزود: مغز بین پنج تا 10 درصد از اکسیژن کل بدن را مصرف می کند بنابراین اگر موبایل داخل جیب کسی باشد، امواج سبب کاهش جذب اکسیژن توسط هموگلوبین می شود و در نتیجه اکسیژن کمتری به مغز می رسد. تاثیر امواج بر حافظه  مدیر مرکز تحقیقات بیوشیمی و بیوفیزیک دانشگاه تهران گفت: حافظه یک شبکه است که با نوعی از پروتئین فعال (میکروتوبول)، داخل سلول های عصب کار می کند؛ امواج، حرکت این پروتئین را مختل می کند و اختلال در عملکرد این پروتئین سبب می شود اطلاعات ...

قربانیان هوش مصنوعی چه کسانی هستند

قربانیان هوش مصنوعی چه کسانی هستند
هوش مصنوعی با وجود کمک بسیار بزرگی که به جامعه و مخصوصا دنیای تکنولوژی کرده است اما قربانیانی را هم گرفته است که مهم ترین آنها کارکنان انسانی هستند. آیا به خاطر دارید به شما گفتیم با فراگیر شدن هوش مصنوعی، بسیاری از مشاغل در معرض خطر قرار خواهند گرفت. مشاغلی که روزگاری در سیطره قدرت انسان‌ها قرار داشتند و بسیاری از کارگران مشاغل نسبتا ساده از این راه به امرار معاش می‌پرداختند، اکنون به عنوان اولین گروه از قربانیان هوش مصنوعی شناخته می‌شوند. جالب آن‌که کارخانه‌های بزرگ با شور و اشتیاق خاصی به دنبال خودکارسازی واحدها و بخش‌های تولیدی خود هستند. فاکس‌کان به عنوان یکی از تامین‌کنندگان تجهیزات الکترونیکی در جهان بخش اعظمی از نیروی انسانی خود را در همین راستا تعدیل کرده است. زمانی که صحبت از مخاطرات هوش مصنوعی به میان می‌آید، بسیاری به فکر سلاح‌های کشتار جمعی هوشمند هستند که با اراده خود نیمی از یک شهر را به خرابه‌ای تبدیل می‌کنند، جالب آن‌که مخاطرات اجتماعی هوش مصنوعی بیش از دیگر مخاطرات جانبی امروزه جامعه انسانی را تهدید می‌کند. بی‌کار شدن انسان‌ها تنها بخشی از این مخاطرات به شمار می‌رود. فاکس‌کان یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان قطعات رایانه‌ای و الکترونیکی در سطح جهان شناخته می‌شود. اپل، سونی، مایکروسافت و... از جمله شرکت‌هایی هستند که فاکس‌کان تجهیزات الکترونیکی آن‌ها را تامین می‌کند. این شرکت به تازگی نزدیک به 60 هزار روبات کارگر را در منطقه کوشان در استان جیانگ سو جایگزین نیروی کار انسانی کرده است. به‌طوری که تعداد کارگران این کارخانه به رقم 50 هزار نفر تقلیل پیدا کرده‌اند. در همین ارتباط زو یولیان، رییس بخش تبلیغات منطقه کوشان به سایت China Morning Post گفته است: «در مجموع فاکس‌کان موفق شد تعداد کارگران ثابت خود را از رقم 110 هزار نفر به رقم 50 هزار نفر برساند. این موفقیت به لطف روبات‌های هوشمند صورت گرفته است. به کارگیری روبات‌ها بر اساس برنامه‌ریزی‌های این شرکت در جهت تعدیل نیرو و به منظور کاهش هزینه‌ها صورت گرفته است.» او در بخشی از صحبت‌های خود اضافه کرد این رویکرد به احتمال زیاد توسط شرکت‌های دیگر نیز دنبال خواهد شد. یک نظرسنجی دولتی نشان می‌دهد که نه تنها فاکس‌کان بلکه بیش از 600 شرکت دیگر مستقر در کوشان در نظر دارند با رویکرد مشابهی از تعداد مشاغل خود کم کنند. کوشان از جمله شهرهای بزرگ چین است که تجهیزات ویژه صنایع الکترونیکی را تولید می‌کند. نزدیک به 4800 شرکت تایوانی بیش از 60 درصد تولید ناخالص داخلی را رقم می‌زنند. هیو رانگ رانگ، مدیر تایوانی اداره سرمایه‌گذاری‌ها در این ارتباط گفته است: «اولین بار یک شرکت تایوانی به سال 1989 در این شهر کار خود را آغاز کرد. از آن زمان به بعد کارآفرینی به میزان قابل توجهی در این شهر رشد پیدا کرده و گسترش یافته است.» روبات‌ها صاحب نیمی از مشاغل ژاپن در بیست سال آینده در همین حال فاکس‌کان گفته است: «از فناوری‌های نوینی از جمله مهندسی روباتیک  در این کارخانه استفاده می‌کند.» در بیانیه‌ این شرکت آمده است: « به‌کارگیری این تعداد روبات بخشی از فرآیند خودکارسازی واحدها بوده است. ما از مهندسی روباتیک و دیگر فناوری‌های نوظهور به منظور جایگزینی نیروی کار ...

هوش مصنوعی گوگل را هم به سمت خود کشاند

هوش مصنوعی گوگل را هم به سمت خود کشاند
یک مرکز تحقیقاتی که در حال حاضر در زوریخ قرار دارد، تلاش می کنند روش های یادگیری ماشین ها را به درستی درک کنند تا بتوانند هوش مصنوعی را در زمینه های مختلف به کار بگیرند. گام های گوگل به سمت هوش مصنوعی به گزارش بی بی سی، این دفتر تحقیقاتی جدید که در زوریخ قرار دارد، فعالیت خود را بر سه حوزه آموزش ماشین، درک زبان طبیعی و درک رایانه ای متمرکز کرده است. امانوئل موگنت که قرار است این گروه تحقیقاتی را هدایت کند گفت: بخش عمده این تلاش ها صرف آموزش عقلانیت به ماشین ها می شود. ما برای افزایش اعضای گروه، هیچ محدودیتی نداریم و فقط عامل محدود کننده ما، استعداد همکاران است. به گفته وی آموزش ماشین ها اکنون به یکی از عملیات محرمانه گوگل در بسیاری از محصولات آن از جمله فیلترهای هرزنامه، ترجمه متن و محصولات جدیدی همچون دستیار مجازی گوگل و خودروهای بدون راننده، بدل شده است. یک کودک چهار ساله با استفاده از قوه عقلانیت خود درباره دنیای پیرامون اطلاعات کسب می کند و بدین ترتیب بدون این که بزرگترها به او گفته باشند، می داند که برای مثال گاوها پرواز نمی کنند. هدف گوگل ایجاد یک بانک اطلاعاتی است که رایانه ها با استفاده از آن بدیهیات دنیای ما را درک کنند. با توجه به این که کاربران موضوع موردنظر خود را به زبان طبیعی جستجو می کنند، گوگل همواره برای فهماندن زبان طبیعی به ماشین ها در تلاش بوده است اما در واقع موتور جستجوی گوگل فقط واژه های کلیدی را با متون مختلف تطبیق داده و نتایج را در اختیار کاربر گذاشته است. به همین علت دومین هدف گوگل در این مرکز تحقیقاتی این است که امکان درک منظور کاربران را به طور واقعی برای ماشین ها فراهم کند. در نهایت محققان این مرکز تلاش می کنند روش های یادگیری ماشین ها را به درستی درک کنند تا بتوانند هوش مصنوعی را در زمینه های مختلف به کار بگیرند. بدین ترتیب قرار است مرکز تحقیقاتی زوریخ به بزرگترین مرکز تحقیقاتی گوگل در خارج از آمریکا بدل شود.

هوش و رابطه آن با خوشحالی

هوش و رابطه آن با خوشحالی
هوش یک مبحث بسیار مهم و بحث انگیز است که بر سر باهوش بودن خوب است یا بد و یا اینکه چه کسانی باهوشند و چه کسانی موفق بحث بسیار زیادی شده است. افرادِ باهوش خوش‌حال نیستند کتاب «اگرخیلی باهوشی، چرا خوش‌حال نیستی؟» اثر راج راگوناتان ما به‌نحو غریزی در پی معنای خوشبختی هستیم و میل داریم شکوفا شویم. می‌خواهیم تا جایی که ممکن است بهترین باشیم. ولی ما برای شادبودن به چیزی بسیار ساده‌تر نیاز داریم. ما نیاز داریم کاری بکنیم که برایمان ثمربخش و ارزشمند باشد؛ کاری که وقتی به آن می‌پردازیم، گذر زمان را احساس نکنیم و هر روز غرق در آن کار شویم. با نگریستن در کودکان، درمی‌یابیم که آن‌ها در این کار استادند. هیچ‌ معیارِ بیرونی‌ای حواس آن‌ها را از کاری که به آن مشغول‌اند، پرت نمی‌کند. کودکان سرگرم چیزهایی می‌شوند که واقعاً بیش‌ترین لذت را برایشان فراهم می‌کند. وقتی نیازهای اساسی آدمی برآورده می‌شود، سه چیز است که در ادبیات دانشگاهی از آن‌ها به‌عنوان مواد لازم شادکامی و رضایت یاد می‌شود: برخورداری از روابط اجتماعی ثمربخش؛ مهارت در هر کاری که به آن اشتغال داری؛ برخورداری از آزادی برای تصمیم‌گیری مستقل در زندگی. اما تحقیقاتی که در رابطه با شادکامی صورت گرفته است، نتایجی به همراه داشته که تاحدودی مبهم است: برخورداری از تحصیلات بهتر، تموِّل بیشتر یا داشتن مهارت بیشتر خیلی به پیش‌بینیِ خوشبختی و شادی افراد کمک نمی‌کند. درواقع، شاید فردی علی‌رغم برخورداری از مهارت، ثروت و تحصیلات خوب رضایت از زندگی‌اش کمتر باشد. دومین یافته مسئله‌ای است که راج راگوناتان، استاد بازاریابیِ مدرسۀ بازرگانی مک‌کومبس در دانشگاه تگزاس، سعی می‌کند در آخرین کتابش آن را تبیین کند. آخرین کتاب راگوناتان، اگر خیلی باهوشی، چرا خوش‌حال نیستی؟، ذیل مقولۀ خودیاری قرار می‌گیرد؛ با همۀ حرف‌وحدیث‌های زردی که دربارۀ این مقوله وجود دارد. درعین‌حال راگوناتان در این کتاب به تحقیق علمی متعهد است و سعی می‌کند با مطرح‌کردن حرف‌های مستدل به ورطۀ چرب‌زبانی‌های رایج در این حوزه نیفتد. من اخیراً با راگوناتان دربارۀ کتابش صحبت کردم. مطلبی که در ادامه می‌خوانید، متن این مصاحبه است که برای وضوح و دقتِ بیشتر، ویراستاری شده است. پینسکر: یکی از پیش‌فرض‌های اصلی کتاب شما این است که بسیاری از مردم می‌دانند چه چیزهایی خوش‌حالشان می‌کند، اما به این چیزها به‌طرقی نزدیک می‌شوند که شادکامی و رضایتشان به حداکثر نمی‌رسد. ممکن است مثالی دربارۀ این انقطاع بزنید؟ راگوناتان: اگر نیاز به مهارت یا نیاز به صلاحیت را مدنظر قرار دهید، دو رویکرد کلی وجود دارد که هر فردی می‌تواند برای اینکه در کاری به مهارت برسد، از آن‌ها استفاده کند. یک رویکرد، اشتغال‌داشتن به چیزی است که مردم آن را «مقایسه‌های اجتماعی» می‌دانند؛ یعنی میل به اینکه در کاری بهترین باشی: «می‌خواهم بهترین استاد موجود باشم» یا چیزی شبیه به این. در این رویکرد مشکلات بسیاری وجود دارد؛ اما یکی از مشکلات بسیار بزرگ این است که ارزیابیِ بهترین‌بودن بسیار دشوار است. معیارهای قضاوت برای تشخیص بهترین‌بودن یک فرد در حوز‌ه‌ای خاص، چیست؟ معیارهای بهترین استاد بودن چیست؟ آیا این معیارها به پژوهش یا تدریس مربوط است؟ حتی اگر فقط تدریس را مدنظر قرار دهید، آیا میزان محبوبیت در بین دانشجویان ملاک است؟ آیا مطالبی که ...

از خیال پردازی ذهن تا واقعیت

از خیال پردازی ذهن تا واقعیت
ذهن انسان دائم در  حال سفر به این طرف و آن طرف می باشد. وقتی در واقعیت فرو می رود و در حقیقت کار هوشیارانه انجام می دهد ذهنش منسجم و متمرکز بر روی همان موضوع است ولی با تمام شدن آن کار، با دیدن تلویزیون یا بازی های کامپیوتر یا مطالعه کتاب به  خیال پردازی ذهن می پردازد. چرا ذهن آدمیزاد خیال‌پردازی می‌کند؟ اغلبِ داستان‌هایی که انتخاب می‌کنیم، با تجربیاتی هماهنگ‌اند که در زندگی روزمره از آن‌ها لذت می‌بریم و گاه همراه‌اند با همدلی با قهرمانی خیالی که کار خوشایندی می‌کند. اما رایج‌ترین داستان‌ها همسو با تجاربی ناخوشایندند. بسیاری از ما مجذوب وحشت می‌شویم: داستان‌های هولناک مرده‌های متحرک، آدم‌خوارها، قاتلان زنجیره‌ای و اتاق‌های شکنجه. بعضی غم را ترجیح می‌دهند: مرگ مادری جوان از سرطان، خیانت، ازدست‌دادن و رنج‌های واقعی بشری. ما برای تجربیاتی پول می‌دهیم که تنمان را می‌لرزانند و اشکمان را درمی‌آورند. اما چه ارزشی دارد که این‌همه وقت برای فکرکردن به رویدادهای ناخوشایند و غیرواقعی صرف کنیم؟ چه لذتی در آن‌ها نهفته است؟ شما احتمالاً در این لحظه زندگی نمی‌کنید. اغلبِ مردم اوقات‌فراغت خود را در دنیایی خیالی به سر می‌برند: رمان می‌خوانند، فیلم و تلویزیون می‌بینند، بازی‌های کامپیوتری می‌کنند و غیره. وقتی هم که کتاب یا صفحه‌نمایشی روبه‌رویمان نباشد، ذهنمان این‌سووآن‌سو می‌رود.  ظاهراً این حالت طبیعی مغز است. دانشمندان عصب‌شناسی بخش‌هایی از مغز را که در پریشانی ذهن نقش دارند، «شبکۀ پیش‌فرض» می‌نامند؛ زیرا معمولاً وقتی باید برای کاری هشیارانه تمرکز کنیم، این بخش وز وز می‌کند. پریشانی ذهن چه تأثیری در شادی دارد؟ در مقاله‌ای که در ساینس۱ چاپ شد، متیو کیلینگورت و دنیل گیلبرت این سؤال را در قالب زیر بیان می‌کنند: شادی، طبق آموزه‌های بسیاری از سنت‌های فلسفی و دینی، حاصل زندگی در اکنون است و شاگردان به‌گونه‌ای تربیت می‌شوند که در مقابل پریشان‌ذهنی مقاومت کنند و «در اکنون و اینجا باشند». این سنت‌ها بر این باورند که ذهن پریشان ذهنی ناشاد است. درست می‌گویند؟ کیلینگورت و گیلبرت با استفاده از یک برنامۀ آیفون از بیش از دوهزار نفر داده جمع‌آوری کردند. این برنامه در زمان‌هایی تصادفی افراد هدف را فرامی‌خواند و از آن‌ها سؤالاتی می‌کرد دربارۀ ۱. شادی: الان چه حسی دارید؟ از «خیلی بد» تا «خیلی خوب»؛ ۲. فعالیت‌هایی که در حال انجام آن هستند: الان چه می‌کنید؟ با گزینه‌های متعدد؛ ۳. آیا ذهنشان پریشان است یا خیر: آیا به چیزی غیر از کاری که در حال انجامش هستید، فکر می‌کنید؟ اگر جوابشان بله بود، گزارش می‌کردند که تجربۀ خیالی‌شان نامطلوب است یا خنثی یا مطلوب. همان‌طور که طبق مطالعات قبلی انتظار می‌رفت، افراد تقریباً در نیمی از مواقع، پریشانی ذهن را گزارش کردند. پریشانی ذهن حدوداً در تمامی فعالیت‌های آنان رایج بود؛ به‌استثنای «لحظات عاشقانه». احتمالاً در این مواقع افراد صبر می‌کردند و پس از تغییر وضعیت خود به یادآور آیفون پاسخ می‌دادند. یافتۀ بدیع این بود که حق با خردمندان است: وقتی ذهن پریشان می‌شد، افراد کمتر شاد بودند. درواقع، پریشان‌بودن یا نبودنِ ذهن بیش از فعالیتی که در واقعیت در حال انجامش بودند، در شادی آن‌ها تأثیر داشت. همان‌طور که کیلینگورت و گیلبرت در عنوان مقالۀ خود بیان می‌کنند، ذهن پریشان، ذهنی ناشاد است. تنها خیال‌پردازی نیست ...
  • صفحه 1 از 41234