پرورش کودک خلاق قسمت اول

article36471

امروزه نوزادان متولد می شوند تا بتوانند آینده را مدیریت كنند و این رسالت سنگینی است که بر عهده ماست تا آنان را برای آن دوران آماده نماییم. دورانی كه انسان علاوه بر زندگی در محیط در حال تغییر، باید بتواند خلاقانه بیاندیشد و با ایجاد افكار نو به حل مشكلات بپردازد و با هنرمندی كشتی زندگی خویش را در این دریای متلاطم به پیش ببرد.

فرهنگ سازی برای پرورش کودک خلاق

مقاله پذیرفته شده در اولین كنفرانس ملی  خلاقیت شناسی و نوآوری ایران / تالیف حمید میرزا آقایی
چكیده
یکی از مشکلاتی که در کشور ما وجود دارد نگرانی جوانان برای به دست آوردن شغل، تشکیل زندگی و تامین مسکن است. چرا جوانان ما با آن که در کشوری زندگی می کنند که دارای بالاترین منابع ارزشمند است، تا این حد دچار دغدغه و نگرانی هستند؟ بازارهای مادر تسخیر کالاهای بعضی از کشورها قرار گرفته و بهره وری در سطح پایینی است. در این مقاله به این موضوع پرداخته شده است که با اتفاقاتی که در عرصه فناوری اطلاعات در حال وقوع است، شرایط زندگی برای مردم جامعه ما سخت تر خواهد شد و ما باید از هم اکنون نوزادانی را که متولد می شوند برای آینده به گونه ای تربیت کنیم که در برخورد با سختی ها خلاقانه بیاندیشند و بر مشکلات غلبه نمایند و در هر جایگاه و مسوولیتی که قرار دارند به جای آنکه منتظر باشند کسی به یاری آنان بشتابد، خود با اراده و سخت کوشی به سازندگی بپردازند. این مقاله بر اساس یک مطالعه کتابخانه ای به عوامل موثر در تربیت کودک خلاق پرداخته و در انتها نتیجه گیری نموده است که برای ایجاد نسل خلاق در آینده باید یک برنامه ریزی جامع برای فرهنگ سازی و آموزش جامعه صورت گیرد تاشاهد ظهور جوانانی خلاق در آینده باشیم و امروزه کشورهای توسعه یافته از کودکان سالم و خلاق به عنوان ثروت ملی نام می برند.
 واژه های کلیدی: تربیت کودک خلاق – پرورش خلاقیت
مقدمه 
سرعت و شتاب زندگی و پدید آمدن تحولات شگفت انگیز از ویژگی های عصر حاضر است و هر لحظه اتفاقی جدید در حال وقوع است و این اتفاقات همچون حلقه های زنجیر به یكدیگر متصل بوده و از دل زمان خارج می شوند. تولید علم و دانش چنان سرعتی به خود گرفته است كه بارانی از اطلاعات بر روی سر انسان ها در حال فرو ریختن است.
شبكه اینترنت كه ریشه های گسترده فناوری اطلاعات را تشكیل می دهد با سرعتی شگفت انگیز به پیش می رود و هر نقطه ای از كره زمین را تحت سیطره خود در می آورد و هر لحظه مغز یك انسان را به هزاران انسان دیگر مرتبط می كند و بدین وسیله او را در میان سیلاب اطلاعات رها می سازد. اگر تا دو دهه پیش به آدمی می آموختند كه چگونه به كسب اطلاعات و گردآوری آن بپردازد. اكنون در پی آنند كه به انسان بیاموزند که چگونه سدی بسازد تا از یورش سهمگین اطلاعات، خود را ایمن سازد و تنها از آن میزان اطلاعات كه نیاز واقعی اوست بهره مند شود.
امروزه نوزادان متولد می شوند تا بتوانند آینده را مدیریت كنند و این رسالت سنگینی است که بر عهده ماست تا آنان را برای آن دوران آماده نماییم. دورانی كه انسان علاوه بر زندگی در محیط در حال تغییر، باید بتواند خلاقانه بیاندیشد و با ایجاد افكار نو به حل مشكلات بپردازد و با هنرمندی كشتی زندگی خویش را در این دریای متلاطم به پیش ببرد.
اگر کودکان ما برای آینده تربیت نشوند، جوانان آینده ما در یک رقابت سخت در مقایسه با جوانان دیگر ملل دچار شکست شده و با از دست دادن اعتماد به نفس خود به مشکلات روانی دچار خواهند شد و آنگاه ممکن است شاهد افتادن آنان در دام آسیب های اجتماعی باشیم و یا با موجی از عارضه های روانی در سطح جامعه روبرو شویم.
پس از وقوع انقلاب در ایران، کشور ما با یک رشد جمعیتی مواجه شد و نوزادان متولد شده به آرامی بزرگ شدند و سپس وارد سنین مدرسه شده و به دبستان ها راه یافتند. در این دوران مدارس ابتدایی دچار ازدحام و کمبود جا شدند. پس از از گذر از این مرحله، این متولدین وارد مدارس راهنمایی و سپس دبیرستانها و دانشگاهها شدند و همین اتفاق نیز در این مراحل رخ داد و اکنون این جمعیت که به سنین بالاتر رسیده است، در حال ورود به بازار کار و سپس تشکیل زندگی است و به همین علت در حال حاضر یک تقاضای شدید نسبت به شغل، مسکن و در نهایت تشکیل زندگی شکل گرفته است که می توان نتایج آن را در جامعه شاهد بود. پس از این مرحله تولد نوزادان این نسل است که روی خواهد داد که می توان بیان داشت این یک فرصت طلایی است که اگر بر روی این نوزادان سرمایه گذاری کنیم می توان امید داشت که نسلی توانمند پدید آید تا بتواند ایران را با سرعت بیشتری به سمت توسعه هدایت کند.
یک نکته بسیار مهم در خصوص این نوزادان، سطح تحصیلات والدین آنان است که نسبت به نسل قبلی از وضعیت بهتری برخوردار است و اگر والدین این نوزادان از آموزش های لازم برخوردار شوند می توانند فرزندان خلاقی تربیت نمایند.
در کشور ما در این رابطه بصورت پراکنده اقداماتی انجام شده است مقالات مختلف و کتاب های منتشر شده گویای این موضوع است که در فهرست منابع مطالعاتی به آنها اشاره شده است اما کافی نبوده و بسیاری از آنها ترجمه بوده و می توان گفت برای فرهنگ ما تالیف نشده است. علیرغم وجود سایت ها و وبلاگ های زیادی که به زبان فارسی وجود دارد، متاسفانه یک سایت تخصصی در زمینه تربیت خلاقانه کودک وجود ندارد. گردهمایی ها و همایش های مختلفی برگزار شده اما بطور جامع به عوامل فرهنگی موثر در زمینه کودک و خلاقیت پرداخته نشده است و گهگاه به بعضی از جوانب پرداخته شده است. برای نمونه می توانیم به گردهمایی پیامدهای فرهنگی اسباب بازی که توسط معاونت پژوهشی و آموزشی وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی اشاره کنیم که اسباب بازیها و تاثیرات فرهنگی آن را برروی کودکان مورد بررسی قرار داد. در این مقاله تلاش شده است عوامل موثر بر خلاقیت و سلامت مغز کودک بطور خلاصه مورد بررسی قرار گیرد و در نهایت پیشنهاد شده است که که در کشور در این خصوص لازم است برنامه ریزی های مورد نیاز انجام شده و با بهره گیری از کارشناسان صاحبنظر ضمن تدوین کتاب جامع “تربیت کودک خلاق “به زبان ساده برای تمام مادران ایرانی، برنامه مدونی جهت آموزش خانواده آماده و در سطح کشور اجرا شود و همچنین یک سازمان به عنوان متولی انجام این کار انتخاب گردد و از سازمان های غیردولتی نیز برای فعالیت در این رابطه حمایت بعمل آید.
تولد نوزاد، شروع یک آموزش بزرگ
هنگامی که نوزادی متولد می شود، گویی خلاقیت زاده شده است، مغز آدمی در این مرحله تشنه یادگیری و جستجوگری است و وجود یک شرایط محیطی مناسب به همراه یک معلم پرانگیزش می تواند هدایت گر انسان به سوی خلاقیت و نوآوری باشد.
ورود نوزاد به خانه شروع یک آموزش بزرگ و خانه یک مدرسه ارزشمند است که در آن معلمی پرانگیزش به نام مادر آماده آموزش نوزاد خویش است. از این زمان تا موقع ورود کودک به مهدکودک یکی از با ارزش ترین فرصت های آموزشی است که اگر به درستی مورد استفاده واقع شود، می توان گفت مهم ترین قدم در راه تربیت یک انسان خلاق برداشته شده است اما باید به این گفته گوته (Johann Wolfgang Von Goethe) شاعر و نویسنده بزرگ آلمانی توجه داشته باشیم که والدین را مورد خطاب قرار داده است که: “با بچه داشتن، شما پدر و مادر نمی شوید!”
به راستی که ما انسان ها می بایستی برای پدرو مادر شدن آموزش ببینیم و خود را برای انجام این رسالت بزرگ آماده نماییم. اریک برن (Eric Berne) روانپزشک معروف معتقد بود ما در هنگام تولد، نوشتن داستان زندگیمان را آغاز می کنیم که نکات اصلی طرح داستان آن در حدود چهار سالگی مشخص می شود و داستان با همه جزییات مهمش در حدود هفت سالگی کامل می شود. بزرگسالی زمان مرور این داستان و آزمودن مضمون های اصلی آن، یا به قول برن “اجرای نمایش” است.
اما برای رسیدن به این هدف بزرگ دو شرط اساسی وجود دارد:
— خانه ای مملو از صمیمیت
— مادری آگاه و آموزش دیده
در غیر این صورت این فرصت گرانبها می سوزد و به راحتی به خاکستر تبدیل می شود و برای همیشه از دست می رود.
درست زمانی که کودک وارد سنین چهار تا پنج سالگی می شود، به آرامی شخصیت وی نیز شکل می گیرد. در این میان مادر و محیط خانواده نقش بسیار مهمی در شکل گیری یک شخصیت خلاق خواهند داشت و خانواده باید در این مرحله مورد حمایت واقع شده و از نعمت آموزش برخوردار شود.
برای تربیت کودک خلاق از زمان تولد تا قبل از ورود به مرحله پیش دبستانی توجه به نکات زیر ضروری است: ادامه دارد….

ارسال شده در 14 مهر 1395 توسط