افزایش هوش عاطفی با کار تیمی

article3217

انواع هوش را به روش های خاص خودش می توان افزایش داد با توجه به اینکه هوش بیشتر مساله وراثتی می باشد اما هوش عاطفی را چگونه می توان تقویت کرد؟ جواب: با کار گروهی.

تقویت هوش عاطفی در کارهای گروهی

“خیلی آدم گیر و نکته بینی است تا همه جزئیات را نداند، شروع به کار نمی کند و سرعت گروه را می گیرد”
“قبل از اینکه گروه روی یک تصمیم به توافق نهایی برسد، کار را شروع می کند بنابراین اکثر کارها پر از اشتباه می شود”
این نکات برای شما آشنا هستند؟ اینها تنها دو نمونه از تعداد زیادی از احساس ناکامی هایی است که اعضای گروه از کار با یکدیگر مطرح می کنند و به نظر می رسد یکی از دلایلی باشند که بیشتر مردم ترجیح می دهند به تنهایی کار کنند تا اینکه درگیر کارگروهی شوند. با این حال تحقیقات نشان می دهد کار در یک گروه موثر و مناسب عملکرد و نتیجه کار را بهبود می بخشد اعضای گروه بازخورد بیشتری از یکدیگر دریافت می کنند و سطح کار را ارتقا می دهند همچنین انگیزه بیشتری برای به نتیجه رساندن وظیفه ای که بر دوششان محول شده را درون خود حس می کنند. همه اینها نشان می دهد که انجام یک کار گروهی می تواند مزایای زیادی هم برای فرد هم برای کل گروه به عنوان یک جمع داشته باشد. کارشناسان آموزشی بر این باورند که یکی از مهم ترین عواملی که می تواند دوام و موفقیت یک کارگروه را تعیین کند، بهره مندی اعضا از میزان مناسبی از هوش عاطفی است که به آنها مهارت همدلی و همکاری را می بخشد.
تمرین پیش رو می تواند کمکی به تمرین تقویت هوش عاطفی اعضای گروه باشد:
آمادگی سریع
این تمرین بر اساس جهت های قطب نما که توسط یک بنیاد غیرانتفاعی برای توسعه و رشد حرفه ای آموزگاران طراحی شده است و می تواند هم برای دانش آموزان و هم برای بزرگسالان به کار گرفته شود.  برای آغاز کار جهت های شمال، جنوب، شرق و غرب را روی برچسبی مشخص کرده و به دیوارهای اتاق نصب کنید. برای هر گروه کاغز و ماژیک به تعداد کافی در نظر بگیرید.
در زیر هر برچسب موقعیت این عبارات مربوطه را بنویسید:
شمال: فعال: “بیائید انجامش بدهیم”، این گروه فعالیت، آزمودن و درگیر شدن در موضوع را دوست دارد.
شرق: گمانه زن. این گروه دوست دارد تصویر بزرگتر را ببنید و تمام احتمالات را از قبل پیش بینی کند.
جنوب: مراقب. این گروه دوست دارد مطمئن باشد که احساسات و نظرات تک تک افراد قبل از تصمیم قطعی و اقدام، مد نظر قرار گرفته شده باشد.
غرب: دقت به جزئیات: دوست دارد کی، کجا، چطور، چرا و … را قبل از انجام یک کار بداند.
فعالیت (سطح 1- 20 دقیقه)
اگر حدود 20 دقیقه زمان داشته باشید قادر خواهید بود این فعالیت را به طور کامل انجام داده و در آخر نیز 2-3 دقیقه برای جمع بندی وقت خواهید داشت. برای شروع، توجه اعضای گروه را به چهار جهت تعیین شده در چهار گوشه کلاس جلب نمائید. از آنها بخواهید توضیحات هر جهت را بخوانند و یکی از جهت را که بیشتر از بقیه با سبک عمل آنها در یک گروه همخوانی دارد انتخاب کنند. سپس از آنها بخواهید به سمت جهت مورد نظر بروند و تا آخر فعالیت در همان ناحیه بمانند. وقتی همه افراد جهت های خود را تعیین کردند از آنها بخواهید به انتخاب های اعضای گروهشان توجه کنند ممکن است این همان لحظه آهان! باشد.
در مرحله بعد از هر یک بخواهید فردی را برای نقش های زیر انتخاب کنند:
مسئول ثبت: کسی است که پاسخ های گروه را باید ثبت کند.
زمان سنج: مراقب وقت انجام فعالیت های گروه باشد.
سخنگو: از طرف گروه، رای و تصمیم گروه را اعلام کند.
پس از انتخاب هم گروهی ها، به هر گروه 5-8 دقیقه زمان بدهید که به سوالات زیر پاسخ بدهند:
  1. نقاط قوت سبک شما چیست؟ (2-4 صفت)
  2. نقاط ضعف سبک شما چیست؟ (3-4 صفت)
  3. همکاری با کدام سبک برایتان از همه سخت تر است و چرا؟
  4. افرادی با سبک های دیگر چه نکاتی را باید در مورد همکاری با سبک شما بدانند؟
  5. چه نکاتی در مورد 3 سبک دیگر برای شما نیز ارزش به حساب می آید؟
برای هر گروه زمان کافی برای مشورت و همفکری اختصاص دهید و سپس از گروه ها بخواهید نظاتر خود را بیان کنند. اما با شنیدن این نظرات چندان شگفت زده نشوید:
– شمالی ها نمی توانند جزئی نگری غربی ها را تحمل کنند.
– غربی ها از بی حوصلگی و عجله شمالی ها احساس نومیدی می کنند.
– جنوبی ها به روابط بین فردی اهمیت می دهند و ناراحت می شوند وقتی احساسات و نیازهای اعضای گروه برآورده نیم شود.
– شرقی ها هم از جزئی نگری غربی ها خسته می شوند و هم از شتابزدگی شمالی ها برای اقدام قبل از توافق روی اهداف کلی احساس ناکامی می کنند.
در آخر حدود 2 دقیقه وقت برای جمع بندی در نظر بگیرید و مراقب باشید اگر یکی از نکات ذیل در صحبت ها مد نظر ثقرار نگرفته بود شما سعی کنید در جمع بندی آن را پوشش دهید:
– این فعالیت به شناخت سبک های کار در گروه ما و دیگران کمک می کند.
– آگاهی وشناخت بیشتر، همدلی را افزایش می دهد.
– ترجیحات ما نقاط قوت و ضعف خاص خودشان را دارند.
– تنوع و تکثر آراء و سبک ها باعث  غنای کار تیمی می شود.
فعالیت 2: عمیق تر کردن یادگیری
اگر 30 دقیقه برای این فعالیت وقت بگذارید با احتساب زمانی که برای فعالیت سطح 1 اختصاص دادید می توانید یادگیری عمیق تری را برای اعضای گروه فراهم کنید. بعد از اینکه اعضای گروه جهت خودشان را انتخاب کردند و قبل از اینکه به سوالات پاسخ دهند از آنها بخواهید یک تجربه کار گروهی خیلی خوب یا خیلی بد را به خاطر بیاورند و آن را نزد خود نگاه دارند تا در ادامه فعالتی به آن برگردند از آنجایی که این تجربه را قرار است به اشتراک بگذارند باید موردی را انتخاب کنند که با اظهار آن احساس راحتی داشته باشند.
بعد از اینکه اعضای گروه پاسخ ها را با یکیدیگر مطرح کردند از آنها بخواهید تجربه مورد نظر را به یاد آورند. از آنها بخواهید دقایقی به این فکر کنند که آیا چیزی از درس امروز هست که بتواند به آنها کمک کند چرایی آن تجربه خوب یا بد را بهتر درک کنند. هدف از این فعالیت در این مرحله، تلاش برای کاربرد یادگیری ها در عرصه تجارب واقعی است.
فعالیت سطح 3: غنی کردن فعالیت
اگر شما به طور کلی 45 دقیقه برای انجام این فعالیت وقت داشته باشید می توانید فعالیت را به سطح سوم ارتقا بخشید.
به اعضای گروه در مورد روان شناسانی که روی تیپ های ضخصیت کار کرده اند صحبت کنید برای مثال کارهای کارل یونگ و همین طور آزمون شخصیت مایرز-بریگز که نزدیکی زیادی با دیدگاه های یونگ دارد و افراد را در چهار دسته اصلی: احساسی، شهودی، حسی و فکری تقسیم بندی می کند. این موارد به ما کمک می کند درک کنیم چرا افراد مختلف در یک گروه عملکرد و گرایش های متفاوتی دارند.
از این فعالیت ها هم می توانید قبل از آغاز کار گروهی استفاده کنید و هم در میانه کار و هم در پایان کار گروهی برای ارزیابی میزان موفقیت گروه در همکاری با یکدیگر.

ارسال شده در 9 مهر 1395 توسط