عوامل علیتی در ناتوانی های یادگیری کودکان اوتیسمی

otism7

ناتوانی های یادگیری حاصل اختلال های ظریف در سیستم عصبی مرکزی هستند. تصور می شود که این ناتوانی ها حاصل نوعی ناپختگی، نارسایی یا بی نظمی هستند که به آن دسته از کارکردهای مغز محدود می شوند که فرض شده در کودکان سالم میانجی مهارت های شناختی می شوند و کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری نمی توانند آنها را خواب فراگیری کنند. برای مثال چند پژوهشگر معتقدند که ناتوانی های یادگیری مرتبط با زبان مانند خوانش پریشی با ناتونی مغز در رشد کردن به صورت نامتقارن با توجه به نیمکره های راست و چپ ارتباط دارند. مخصوصا قسمت هایی از نیمکره چپ که معمولا میانجی عملکرد زبان می شوند، به دلایل نامعلومی در بسیاری از افراد مبتلا به خوانش پریشی نسبتا رشد نکرده اند. تحقیقات اخیر با استفاده از MRI کارکردی حکایت دارند که افراد مبتلا به خوانش پریشی در ناحیه ای از مغز که تصور می رود در پردازش دیداری سریع درگیر باشد نارسایی برانگیختگی فیزیولوژیکی دارند.

چند پژوهشگر معتقدند که انواع مختلف ناتوانی یادگیری یا آسیب پذیری در برابر ابتلا به آنها ممکن است به صورت ژنتیکی انتقال یافته باشند. منطقه ژن برای خوانش پریشی روی کروموزوم 6 مشخص شده است. با اینکه قدری شگفت آور است که یک ژن تنها عامل علیتی در تمام موارد اختلال خواندن باشد اما فرضیه دخالت ژنتیکی در حداقل نوع خوانش پریشی ناتوانی یادگیری نویدبخش به نظر می رسد. یک تحقیق انجام شده درباره ناتوانی ریاضیات در دوقلوها نیز شواهدی را برای مشارکت ژنیتک در این نوع ناتوانی یادگیری در اختیار گذاشته است.

این مطلب توسط سایت  فرامطلب تهیه شده است

ارسال شده در 5 مهر 1395 توسط