کودک ناخشنود

kids1

جو پسر 10 ساله ای است که مادر و معلم او درباره تحریک پذیری و قشقرق های او در خانه و مدرسه نگران هستند او با جزئی ترین تحریک به گریه می افتد و فریاد می کشد و اشیا را پرتاب می کند. در کلاس به نظر می رسد که مشکل تمرکز دارد و به راحتی دچار حواس پرتی می شود. همسالان او به طور فزاینده ای از او اجتناب می کنند و در زنگ تفریح او با خودش بازی می کند و در خانه بیشتر وقت خود را در اتاقش صرف تماشا کردن تلویزیون می کند. مادرش متوجه شده که او خوب نمی خوابد و ظرف دو ماه گذشته در اثر خوردن خوراک سرپایی وزن او 5/4 کیلوگرم افزایش یافته است. مشورت با روان شناس مدرسه ناتوانی های یادگیری و اختلال کاستی توجه را منتفی کرده است در عوض این روان شناس می گوید که او کودک عمیقا ناخشنودی است که احساس های بی ارزشی و ناامیدی را ابراز می کند و حتی این آرزو را که ای کاش بمیرد. این تجربیات احتمالا در حدود 6 ماه قبل آغاز شدند که پدر جو از مادرش جدا شد ازدواج مجدد کرد و به شهر دیگری نقل مکان نمود و در نتیجه وقت بیسار کمتری را با جو می گذراند.

فراوانی افسردگی در کودکان و نوجوانان زیاد است. برآورد شده که میزان شیوع مقطعی اختلال افسردگی اساسی در کودکان بین 4/0 تا 5/2 درصد و در نوجوانان بین 4 تا 3/8 درصد است. میزان شیوع اختلال افسردگی اساسی در طول عمر در نوجوانان بین 15 تا 20 درصد است. در بررسی همه گیر شناسی افسردگی در کودکان و نوجوانان به این نتیجه رسیده اند که افسردگی اساسی در کودکان خردسال نسبتا نادر اما در نوجوانان شایع تر است. میزان افسردگی قبل از نوجوانی در پسرها تا اندازه ای بالاتر است اما افسردگی در دختران نوجوان دو برابر بیشتر از پسران نوجوان روی می دهد.

این مطلب توسط سایت  فرامطلب تهیه شده است

ارسال شده در 2 مهر 1395 توسط