اختلال اضطراب جدایی شدید جانی

little-girl

جانی پسر بچه 6 ساله ای بود که از ترس های متعدد، کابوس ها و اضطراب مزمن رنج می برد. او از جدا شدن از مادرش حتی برای مدتی کوتاه وحشت داشت. هنگامی که مادرش سعی کرد او را در کودکستان ثبت نام کند وقتی او را ترک می کرد به قدری ناراحت می شد که مدیر کودکستان ترتیبی داد که مادر او در کلاس بماند. اما بعد از 2 هفته این ترتیب به ناچار ادامه نیافت و جانی مجبور بود از کودکستان کناره گیری کند زیرا مادرش نمی توانست حتی برای چند دقیقه او را ترک کند. بعدا هنگامی که مادر او سعی کرد وی را در کلاس اول ثبت نام کند همان اضطراب شدید را نشان داد و مایل نبود از مادرش جدا شود. به توصیه مشاور مدرسه، مادر جانی برای کمک به حل ا ین مشکل او را به کلینیک جامعه برد. درمانگر اولین بار که جانی و مادرش را دید روپوش سفید بر تن داشت که باعث شد جانی واکنش وحشت زدگی شدیدی را نشان دهد. مادرش مجبور شد او را نگه دارد تا فرار نکند و تا وقتی که درمانگر روپوش خود را در نیاورده بود آرام نگرفت. مادر جانی توضیح داد که او از دکترها وحشت دارد و حتی وقتی که مریض است بردن او به دکتر تقریبا غیر ممکن است.

هنگامی که کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی عملا از مظاهر دلبستگی خود جدا می شوند معمولا دلمشغول ترس های مرضی مانند نگرانی از اینکه والدین آنها قرار است بیمار شوند یا بمیرند، می شوند. آنها عاجزانه به بزرگسالان می چسبند، مشکل خوابیدن دارند و شدیدا پر توقع می شوند. اضطراب جدایی در دخترها شایع تر است و این اختلال در طول زمان خیلی پایدار نیست. برای مثال در یک تحقیق گزارش شد که 44 درصد کودکان مشکلات امتناع از رفتن به مدرسه نشان می دهند و بعدها نیز کماکان مشکلات سازگاری دارند و تعداد زیادی از کودکان مبتلا به اختلال  اضطراب جدایی به چند اختلال اضطرابی دیگر مانند فوبی و اختلال وسواس فکری- عملی نیز مبتلا هستند.

این مطلب توسط سایت  فرامطلب تهیه شده است

ارسال شده در 1 مهر 1395 توسط