علل ایجاد نارضایتی جنسی در سنین بالا

insatisfacao_no_trabalho

ناراضی های جنسیتی بزرگسالان مبتلا به اختلال هویت جنسی هستند که دوست دارند جنسیت خود را تغییر دهند و پیشرفت های جراحی این هدف را هر چند با هزینه گزاف، تا اندازه ای میسر ساخته اند. از قرار معلوم نارضایتی جنسیتی اختلال بسیار نادری است.

 تحقیقات اروپایی حکایت دارند که تقریبا از هر 30000 مرد بزرگسال 1 نفر و هر 100000 زن بزرگسال یک نفر درصدد جراحی تعیین مجدد جنسی بر می آیند. تا همین اواخر اغلب پژوهشگران فرض می کردند که نارضایتی جنسیتی نوع بزرگسال اختلال هویت جنسی کودکی است و این اغلب درست است. یعنی بسیاری از ناراضی های جنسیتی در کودکی اختلال هویت جنسی داشته اند (به رغم این واقعیت که اغلب کودکان مبتلا به اختلال هویت جنسی، ناراضی جنسیتی نمی شوند) و رفتار بزرگسالان آنها مشابه است. به نظر می رسد که این در مورد تمام ناراضی های جنسیتی زن- به- مرد صدق می کند (افرادی که زن به دنیا آمده اند و مرد می شوند). تقریبا تمام این افراد به یاد می آورند که شدیدا پسرانه بوده اند طوری که تا بزگرسالی از مردانگی آنها کاسته نشده است. اغلب ناراضی های جنسیتی زن- به- مرد اما نه همه آنها از لحاظ جنسی مجذوب زنان می شوند.

برخلاف ناراضی های جنسیتی زن- به- مرد دو نوع ناراضی جنسیتی مرد- به – زن وجود دارد که علت ها و روند رشد بسیار متفاوتی دارند: ناراضی های جنسی هم جنس گرا و خودزن خواه. مردان هم جنس گرایی که نارضایتی جنسیتی دارند عموما خیلی زنانه هستند و مانند مردان هم جنس گرا جهت گیری یکسانی دارند: آنها از لحاظ جنسی مجذوب مردان زیستی می شوند. اما چون این مردان مبتلا به نارضایتی جنسیتی، جنسیت خود را به صورت زن احساس می کنند غالبا جهت گیری جنسی خود را به صورت دگر جنس گرا توصیف می کند و اگر هم جنس گرا نامیده شوند ناراحت می شوند. بنابراین آنچه که در نوشته های پژوهشی با عنوان ناراضی جنسیتی هم جنس گرای مرد- به- زن به آن اشاره می شود مردی ژنتیکی است که در صدد عمل جراحی تغییر جنسیت است که خود را به صورت زنی که در بدن مرد گرفتار شده توصیف نموده و از لحاظ جنسی مجذوب مردان دگر جنس گرا می شود. در مقابل به نظر می رسد که ناراضی های جنسیتی خودزن خواه به خودزن خواهی مبتلا باشند نوعی نابهنجاری جنسی که به موجب آن فرد مجذوب افکار، تصورات ذهنی، یا خیال پردازی های خودش به عنوان زن می شود.

یک یافته مهم این است که ناراضی های جنسی هم جنس گرا عموما از دوران کودکی اختلال هویت جنسی داشته اند که مشابه آن در ناراضی های جنسیتی زن- به- مرد که در فوق بحث شد یافت شده است. با این حال چون اغلب کودکان مبتلا به اختلال هویت جنسی، بزرگسالان ناراضی جنسیتی نمی شوند، نارضایتی جنسیتی باید عوامل تعیین کننده مهم دیگری داشته باشد. یک فرضیه این است که عوامل هورمونی پیش از تولد بر اینکه کدام کودکان به اختلال هویت جنسی مبتلا شده و بعدها ناراضی جنسیتی شوند تاثیر می گذارند. برای مثال تحقیقات اجرا شده روی پریمات ها نشان می دهند که جنین ماده ای که در رحم در معرض سطح بالای آندروژن قرار گرفته است معمولا نوع مردانه بازی جنگ و دعوا را پرورش می دهد.

نارضایتی جنسیتی خودزن خواه تقریبا همیشه در مردان ژنتیکی یافت می شود که معمولا از سابقه یادگار پرستی همراه با مبدل پوشی خبر می دهند. اما برخلاف سایر مبدل پوشان جنسی، ناراضی های جنسیتی خودزن خواه در عالم خیال تصور می کنند که اندام های تناسلی زنانه دارند که می تواند به ملالت جنسیتی شدید منجر شود و آنها را برای جراحی تعیین مجدد جنسی با انگیزه کند. ناراضی های جنسی خودزن خواه ممکن است بگویند مجذوب جنسی زنان، مردان و زنان شده یا مجذوب هیچ یک از آنها نمی شوند. پژوهش نشان داده است که این خرده تیپ های ناراضی جنسیتی خودزن خواه (که جهت گیری جنسی متفاوتی دارند) خیلی شبیه یکدیگر هستند و از جنبه های دیگری با ناراضی های جنسی هم جنس گرا تفاوت فاحشی دارند. ناراضی های جنسی خودزن خواه بر خلاف ناراضی های جنسی هم جنس گرا در کودکی یا بزرگسالی خیلی زنانه به نظر نمی رسند و معمولا خیلی دیرتر از ناراضی های جنسی هم جنس گرا در صدد تعیین مجدد جنسی بر می آیند. علت های نارضایتی جنسیتی خودزن خواه احتمالا از لحاظ سبب شناسی با علت های نابهنجاری های جنسی دیگر همپوشی دارند اما هنوز کاملا معلوم نشده است.

درمان

معمولا روان درمانی نمی تواند به نوجوانان یا بزرگسالان کمک کند تا ملالت جنسیتی خود را برطرف کنند. تنها درمانی که معلوم شده موثر است تعیین مجدد جنسی از طریق جراحی است. ابتدا ناراضی های جنسیتی که منتظر جراحی هستند تحت هورمون درمانی قرار می گیرند. برای مردان زیستی استروژن ها را تجویز می کنند تا به رشد پستان، نرم شدن پوست و کوچک شدن عضلات کمک کند. به زنان زیستی تستوسترون داده می شود که قاعدگی را متوقف می کند موی صورت و بدن را افزایش می دهد و صدا را کلفت می کند. قبل از اینکه ناراضی های جنسیتی برای جراحی واجد شرایط باشند معمولا باید به مدت چند ماه تحت درمان هورمونی قرار داشته باشند و باید حداقل به مدت یک سال به صورت جنسیتی که دوست دارند بشوند، زندگی کنند. در صورتی که آنها این دوره آزمایشی را با موفقیت بگذرانند تحت عمل جراحی قرار می گیرند و مصرف کردن هورمون ها را به طور نامحدود ادامه می دهند. در ناراضی های جنسیتی مرد- به- زن این جراحی مستلزم برداشتن آلت مردی و بیضه ها و به وجود آوردن واژن مصنوعی است. به علاوه این گونه ناراضی های جنسیتی باید برای برطرف کردن ریش و موی بدن تحت تجزیه الکتریکی فشرده قرار بگیرند. آنها همچنین باید یاد بگیرند تیزی صدای خود را بالا ببرند. معمولا ناراضی های جنسیتی زن- به – مرد تحت جراحی برداشتن پستان و رحم قرار می گیرند و برای تغییر دادن ویژگی های مختلف تحت جراحی پلاستیک قرار می گیرند.

فقط زیر مجموعه ای از ناراضی های جنسیتی زن- به- مرد جویای آلت مرد مصنوعی هستند زیرا روش های جراحی مربوط به آن هنوز تا اندازه ای ابتدایی و بسیار گران هستند. به علاوه آلت مردی مصنوعی توانایی نعوظ طبیعی ندارد بنابراین کسانی که این جراحی را انجام می دهند باید برای آمیزش جنسی به حمایت های مصنوعی اتکا کنند. باقی افراد بدون آلت مردی عملکرد جنسی را انجام می دهند. هنگامی که روش های جراحی پیشرفت کنند این به احتمال خیلی زیاد تغییر خواهد کرد. بررسی سال 1990 نوشته های مربوط به نتیجه درمان معلوم کرد که 87 درصد از 220 ناراضی جنسیتی مرد- به- زن پیامدهای رضایت بخشی داشتند و 97 درصد از 130 ناراضی جنسیتی زن- به- مرد پیامدهای موفقیت آمیزی داشتند. تحقیقات جدیدتر یافته های مشابهی را گزارش داده اند. بنابراین اکثر ناراضی های جنسیتی از نتیجه جراحی تعیین مجدد جنسی راضی بودند هر چند که میزان رضایت آنها متفاوت بود. به رغم سابقه بسیار موفقیت آمیز بیماران ناراضی جنسیتی که به دقت انتخاب شده اند این نوع جراحی کماکان بحث انگیز است زیرا برخی از متخصصان باور دارند که درمان کردن اختلال های روان شناختی از طریق تغییرات کالبدی شدید، نامناسب است.

ارسال شده در 20 شهریور 1395 توسط