مشمشه و نشانه های آن

glanders-the-jurga-report-texas

اگر با اسب ها سرو کار دارید بهتر است مراقب این بیماری خطرناک که از این حیوانات به انسان منتقل می شود باشید این بیماری عفونی در میان این حیوانات اهلی بیشتر دیده می شود علائم بالینی این بیماری چگونه اند و چگونه می توانیم مانع انتقال آن از اسب به انسان شویم توصیه های پیشگیرانه در این باره را با هم مطالعه می کنیم.

– بیماری مشمشه Glanders

عامل بیماری: اکتینوباسیلوس مالئی (Actinobacillus malei) یا پزودوموناس مالئی (Pseudomonas malei).

راه انتقال: تماس مستقیم

میزبانهای مهره دار غیر انسانی: اسب و سایر تک سمی ها

شیوع در انسان: انفرادی

میزان حدت عفونت و اهمیت بهداشتی در انسان: جدی

مشمشه یکی از بیمرایهای عفونی و خطرناک حیوانات تک سمی است که در اثر میکروبی به نام پزودوموناس مالئی یا اکتینوباسیلوس مالئی ایجاد و بر حسب اتفاق به سایر حیوانات اهلی و همچنین به انسان منتقل می شود.

سبب شناسی:

پزودوموناس مالئی باسیل کوچک، غیر متحرک و نازک گرم منفی است که وقتی به وسیله متیلن بلو رنگ آمیزی می شود با مشخصات فوق در زیر میکروسکوپ قابل مشاهده است. در رنگ آمیزی و رنگ پذیری این میکروب اصولا نظم و قاعده مشخصی وجود ندارد.

عامل بیماری مشمشه در بیشتر محیط های کشت آبگوشت دار رشد می کند ولی برای تکثیر در بهترین شرایط لازم است گلیسرول نیز به محیط کشت اضافه شود.

اپیدمیولوژی

بیماری مشمشه روزگاری در سراسر دنیا از جمله قاره اروپا پراکنده بود ولی با شناختن روشهای کنترل این بیماری میزان شیوع آن در بسیاری از کشورها تدریجا رو به کاهش رفته است. بیماری هنوز هم در آسیا، آفریقا و آمریکای جنوبی وجود دارد ولی در آمریکای شمالی از سال 1938 تاکنون این بیماری گزارش نشده است. بیماری مشمشه در انسان عمومیت ندارد ولی عفونتهای اتفاقی که مکن است بسیار مخاطره آمیز و جدی باشد پیش می آید.

بیماری مشمشه در وهله اول بیماری عفونی حیوانات تک سمی است. بیماری در حیوانات ممکن است از نظر بالینی به صورت یک عفونت تنفسی یا به صورت جراحات و ضایعات زیر جلدی و تورم غدد لنفاوی تظاهر نماید. آلودگی معمولا از طرق استنشاقی، گوارشی، زخمها و خراشهای جلدی در حیوانات سرایت می نماید. در انسان بیشتر به صورت موارد انفرادی از طریق تماس نزدیک با اسب، قاطر و سایر تک سمی ها از طریق زخمهای پوستی و یا در اثر تماس بافت مخاطی پوششی بینی با ترشحات آلوده به باکتری بروز می نماید. مواردی از عفونت در اثر استنشاق مواد آلوده در کارکنان آزمایشگاهها گزارش شده است.

آسیب شناسی (پاتولوژی)

ضایعات حاد به صورت ندول ها یا گره هایی از گلبول های سفید چند هسته ای هستند که تسوط یک ناحیه پر خون و التهابی محدود شده اند. منظره بافت شناسی و یا هیستوپاتولوژیک ضایعات در بافتهای آلوده به این بیماری به صورت دژنرسانس هسته ای ویژه ای معروف به کروماتوتکسی مشخص می گردد که این ضایعات در مراحل اولیه بیمرای به صورت گسترده ای اتفاق می افتد. کانونهای کوچک و عمیق آبسه مانندی که ناشی از این نوع دژنرسانس می باشند. به خوبی رنگ پذیر است و در مقاطع آسیب شناسی مشاهده می شوند. در ندول های قدیمی تر عکس العمل بافت ها به صورت محدود شدن گره ها توسط سلول های اپی تلیوئید که نواحی نکروزه مرکزی را احاطه می نمایند مشخص می شود. سلول های غول پیکر ممکن است در نسوج هر کدام از اندامهایی که مبتلا به مشمشه شده باشند ملاحظه گردند.

تظاهرات بالینی مشمشه

علائم بالینی مشخصی را که مکررا ممکن است در بیماری مشمشه انسان بروز نمایند می توان به اشکال زیر خلاصه نمود:

1- عفونت چرکی حاد (موضعی)

2- عفونت چرکی مزمن

3- عفونت حاد ریوی

4- عفونت حاد سپتی سمی (عمومی)

سن تقریبا پنجاه درصد بیماران مبتلا به مشمشه بین 20 تا 40 سال می باشد. بیماری مزبور در زنان کمیاب است و این موضوع احتمالا به خاطر تماس کمتر آنان با منابع عفونت می باشد. عفونتهای مکتسبه از طریق خراشهای جلدی معمولا منجر به لنفانژیت حاد ناحیه ای می شوند که به صورت ندول هایی تظاهر می کنند. دوره کمون بیماری معمولا یک تا پنج روز است. در تمام انواع حاد مشمشه معمولا نشانیهای تب، کسالت عمومی و ضعف وجود دارند.

عفونت بافتهای پوششی مخاطی مشمشه ممکن است منجر به ریزش ترشحات چرکی از بینی، چشم و یا لبها بشود که معمولا متعاقب ضایعات گرانولوماتوز گسترده پیش می آید و ممکن است همراه با واکنش های عمومی باشد. هنگامی که بیماری مشمشه با حالت سیستمیک بروز نماید امکان دارد دانه های قرمز رنگ و گاهی همراه با تاولهایی در سراسر بدن ظاهر شود این نوع فرم سیستمیک با چنین علائمی کشنده بوده و معمولا طی 7 تا 10 روز در انسان منجر به مرگ می شود.

عفونت مکتسبه از طریق استنشاقی متعاقب یک دوره کمون 10 تا 14 روزه بروز می نماید. در چنین فرمی مهمترین علائم عبارتند از: تب همراه با لرزش، دردهای عضلانی، خستگی، سردرد و درد در ناحیه سینه و پهلو. سایر علائمی که در مشمشه فرم تنفسی ممکن است ظاهر شوند عبارتند از:

ترس از نور، ریزش اشک و اسهال. در معاینات بالینی بیمار همه چیز تقریبا عادی به نظر می رسد به استثنای تب و لمفاد نوپاتی اتفاقی (به خصوص در ناحیه گردن) و گاهی بزرگ شدگی طحال که در ملامسه و معاینات بالینی بیمار توسط پزشک تشخیص داده می شود.

از نظر آزمایشگاهی تابلوی خون بیمار، لوکوسیتوز خفیف نشان می دهد ولی حالت لوکوپنی همراه با کاهش نسبی لمفوسیت ها در برخی موارد گزارش شده است.

در فرم حاد ریوی مشمشه در پرتونگاری سینه به طور مشخصی شواهدی حاکی از افزایش چگالی در قسمتهای محدودی از ریه مشاهده می شود که نمایانگر آبسه های زودرس ریوی می باشد. علائم برونکوپنومونی و یاپنومونی لُبی در پرتونگاری ممکن است مشاهده شوند.

در فرم چرکی و مزمن مشمشه بیشترین علامتی که جلب توجه می نماید آبسه های زیر جلدی و یا داخل عضلانی متعددی است که غالبا نواحی بازوها و پاها را شامل می شود.

تقریبا پنجاه درصد بیماران مبتلا به مشمشه علائم تب، لمفاد نوپاتی (تورم غدد لنفاوی) ترشحات بینی و یا جراحات داخلی بینی را نشان می دهند. در برخی بیماران تغییرات احشایی از قبیل عوارض ریوی، پرده های جنبی، چشمی، استخوانی، کبدی، طحالی و سرانجام ناراحتیهای داخل مغزی و سخت شامه ای و عصبی نیز اتفاق می افتد.

تشخیص:

در آزمایش میکروسکوپی ترشحات اکسودایی ممکن است باسیل های کوچک گرم منفی که به طور بی قاعده ای با متیلن بلو رنگ پذیر هستند مشاهده شوند. هر آینه باکتری های عامل مشمشه عموما در نمونه و زیر میکروسکوپ بسیار پراکنده هستند. باکتری های پزودموناس مالئی و پزودموناس پزود و مالئی از نظر مورفولوژیکی قابل تمیز نیستند. در آزیماشگاه میکروب شناسی از کشت باکتری های فوق الذکر به طور معمول اجتناب می شود زیرا خطر آلودگی و انتقال به کارکنان آزمایشگاه بسیار زیاد است ولی در صورتی که این باکتری ها را بخواهند از نظر تحقیقاتی کشت دهند از محیط کشت آبگوشت استفاده می شود. چون مواد و نمونه های آزمایشگاهی برای کشت غالبا با سایر میکروارگانیسم ها آلوده می شوند به همین علت افزودن هزار واحد پنی سیلین جی به ازای هر میلی لیتر آبگوشت به محیط کشت در به دست آوردن کشت خالص باکتری های عامل مشمشه کمک می کند. راه دیگر جدا کردن میکروب، تزریق زیر جلدی مواد به خوکچه هندی یا هامستر است. این روش به خصوص در مواردی که نمونه همراه با آلودگیهای میکروبی دیگر باشد انجام می گیرد. کشت خونی بیمار معمولا منفی است مگر آنکه در مراحل آخر بیماری باشد.

درمان:

تعداد معدودی از عفونتهای مشمشه ای در انسان اخیرا به وسیله آنتی بیوتیک های متعددی از نظر درمانی مورد ارزشیابی قرار گرفته است. سولفادیازین یکی از داروهای موثر در معالجه تجربی حیوانات و انسان گزارش شده است. مقدار مصرفی سولفادیازین در معالجات تجربی 100 میلی گرم برای هر کیلو وزن بدن می باشد. مقدار سولفامید مصرفی روزانه را معمولا به دو یا سه قسمت تقسیم کرده و دوره درمان مشمشه با سولفادیازین معمولا به مدت سه هفته به طور می انجامد و در هر حال نبایستی دارو را کمتر از یک هفته مصرف نمود.

پنی سیلین در عفونتهای تجربی و در شرایط آزمایشگاهی روی مشمشه بی اثر بوده است. استرپتومایسین در شرایط آزمایشگاهی روی میکروب مشمشه اثر باکتریواستاتیک داشته است ولی در عفونتههای تجربی هامسترها بی اثر می باشد. آنتی بیوتیک های دیگر از قبیل تتراسیکلین، کلرامنفیکل، آمینو گلیکوزیدهای ضد پزودومونائی، کاربنی سیلین و تری متوپریم مورد ارزشیابی قرار نگرفته اند.

در عفونتهای حاد مشمشه انسان درمانهای تقویتی ضروری است و در عفونتهای چرکی مزمن استفاده از روشهای جراحی و درناژ برای خروج چرک و شستشو و ضد عفونی موضع مبتلا باید مورد توجه قرار گیرد.

پیش بینی:

پیش بینی بیماری مشمشه در انسان بستگی به نوع عفونت دارد. در سپتی سمی های حاد پیش بینی وخیم است و سرنوشت تمام بیماران مشمشه ای منجر به مرگ می شود. فرم های موضعی و یا مزمن بیماری پیش بینی رضایت بخش تری دارد.

پیشگیری:

بعد از خطراتی که اسبهای مبتلا به مشمشه برای انسان دارند، عادی ترین منبع آلودگی در شرایط طبیعی انسانهای مبتلا به بیماری مشمشه هستند. لذا برای پیشگیری از انتقال بیماری از انسان به انسان امر جداسازی بیماران در بیمارستانها و در بخشهای جداگانه بایستی رعایت شود.

ارسال شده در 11 شهریور 1395 توسط

مطالب مشابه