درباره کوچینگ بیشتر بدانید

 

 

doctor

 

کوچینگ دیگر چیست؟ چند بار تاکنون نام کوچینگ به گوشتان خورده است؟ حتما به دنبال معنی آن بوده اید. کوچینگ یعنی: کسی که د انش  و تجربه ی مربیگری را به اندازه کافی دارد.
(تلفظ: ‌Coaching) را چقدر می‌شناسی؟
💫💫💫💫
به طور مختصر : یعنی کسی که دانش و تجربه‌ی مربیگری را به اندازه‌ی کافی دارد و مهارت‌‌‌های ارتباطی و شیوه‌‌های آموزشی و راه‌بردن را می‌داند و به مقدار لازم دلسوز است و البته فرصت کافی هم دارد، کوچ شما شود.

یعنی تمام دانش و مهارت و تجربه‌ی خود را طوری بکار بگیرد که :
✅تو بتوانی دست را بر زانوی خود گذاشته و از زمین بلند شوی
✅یا اگر در حال راه رفتنی بتوانی بدوی
✅و یا اگر میدوی سریعتر بدوی
و در نهایت تو هم موفق شوی و به هدفت برسی.
@IRAN_COACH
کوچینگ با تدریس خصوصی، مشاوره، راهنمایی، دستیاری و… فرق می‌کند. کوچینگ همه‌ی اینها با هم است. یعنی تو و نیازها و جایگاهی را که الان در آن هستی نسبت به رسیدن به هدفت در نظر می‌گیرد و :
👈اگر نیاز به آموزشی داشته باشی به تو میگوید برو اینجا این دانش را بیاموز،
👈 اگر نیاز به مشاوره و راهنمایی داشته باشی، به تو بهترین مشاور را معرفی میکند
👈در صورت لزوم به تو روحیه می‌دهد و…
خلاصه همه جا در کنار تو و دوست و همراه توست تا برسی.

در فرهنگ ما در گذشته بهترین مصداقش استاد اخلاق یا به تعبیر ادبیات عرفانی پیرطریقت بوده است که شاگرد حتی با او زندگی کرده است.
در زمینه‌های علمی هم بوده است مثلا رابطه‌ی ابن سینا و بهمنیار.
در زمان ما شاید یک مصداق۶۰ تا ۷۰ درصدی اش پشتیبان‌های قلمچی باشد اما در همه حوزه های زندگی.
مصداق معمولا در بهترین حالت ۳۰ تا ۴۰ درصدی اش استاد راهنما و مشاور در جریان نوشتن پایان‌نامه ارشد یا تز دکتری است.

خواننده‌ی باهوش خودم دیگر الان می‌داند که این مشکل جامعه‌ی علمی ما که “پول بگیر، برام پایان نامه بنویس جان مادرت!” نشان دهنده‌ی یک نیاز واقعی است که از راه درستی برآورده نمی شود. بگذریم.

کوچینگ راه میان‌بر موفقیت است. من وقتی به خودم نگاه می کنم می‌بینم راهی حدود ۱۰ ساله را که من با شرکت در کلاس نویسندگی و زیر و رو کردن کتاب‌ها و آزمون و خطا رسیدم، اگر کوچی داشتم که یکسال همراه من بود، در همان یکسال یا فوقش کمی بیشتر طی می‌کردم و الان ده برابر چیزی که الان هستم، در عالم مهارت و شهرت نویسندگی بودم یا پایان‌نامه‌ام را سال ۸۷ به جای اینکه در یک سال و نیم بنویسم با عزا گرفتن و خون دل خوردن، در سه، چهار ماه می‌نوشتم با کیفیتی بسیار عالی‌ و دانش و مهارتی را که قرار بود در این رهگذر به دست بیاورم، در حد بالاتری و با زمان کمتری به دست می‌آوردم.
خلاصه اینکه تنها راه به دردبخور رشد کردن و رسیدن به اهداف کوچینگ است و بقیه‌ی راه‌ها کاریکاتوری از آن.
البته خب از حق نگذریم، کوچینگ دو تا مشکل دارد یکی اینکه پیدا کردن یک کوچ کار بلد و قابل اعتماد کمی سخت است،
دیگر اینکه هزینه‌بر است و هر کسی توان مالی این کار را ندارد.

 

ارسال شده در ۵ شهریور ۱۳۹۵ توسط مطلب یاب