تا چه اندازه در مورد کاهش میل جنسی اطلاعات دارید

برتراندراسل فیلسوف مشهور فرانسوی می گوید: عوامل و عقاید مخالف جنسیت در اعصار خیلی قدیم وجود داشته است و بخصوص در هر جا که مسیحیت و دین بودا پیروش شدند عقیده مزبور نیز تفوق یافته است.

در آن نقاط دنیا نیز که دور از تاثیر مذهب بودا و مسیح بوده است ادیان و راهبانی بوده اند که طرفداری از تجرد می کرده اند. در ایران باستان نیز چنین عقیده ای وجود داشته است که به سمت باختر انتشار یافته است. این عقیده قرنها وجدان انبوه عظیمی از افراد بشر را زیر نفوذ ترس آور و نفرت انگیز خود قرار داده بود. به عقیده روانکاوان نفوذ این عقیده اختلالهای روانی فراوان و در همان حال بسیار ویرانگر را موجب می شده است که حتی آثار آن بر ذهنیت بشر امروز نیز بر جای مانده است. پدر، که بیش از دیگران بر اعضای خانواده تاثیر می گذارد با پیروی از این ذهنیت ناآزموده فرزندان خود را به برداشت های گناه آلود از پدیده جنسیت عادت می دهد و همین بدفهمی از جنسیت در روابط زناشویی بعدی فرزندان تاثیر می گذارد. کاهش میل جنسی را می توانیم از عوارض این ذهنیت به شمار آوریم. استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب می گوید: از نظر اسلام، علافه جنسی نه تنها با معنویت و روحانیت منافات ندارد بلکه جزیی از خلق و خوی انبیا است.

کاهش میل جنسی یا از بین رفتن آن در دوران زناشویی شایع تر از آن است که اغلب گمان می کنند. به استناد پژوهشی در این زمینه تا 40 درصد از زوجهای خوشبخت به کاهش میل جنسی خود اشاره کرده اند. به طور کلی شیدایی اوایل ازدواج، شعله های اشتیاق را افزایش می دهد. با به سر رسیدن این دوران شدت میل جنسی نیز کاهش می یابد. هنگامی که زندگی مشترک ادامه می یابد مقوله هایی نظیر کسب معاش و تدارک مسکن و تربیت فرزندان بخشی از نیرویی را که سابقا صرف معاشقه می شد به خود مشغول می کنند. بتدریج انگیزه های دیگر بر کار عشق و عاشقی غلبه می کند و سرانجام خستگی و فشار ناشی از فعالیت شغلی، تربیت فرزندان، کارهای منزل و فرسودگی های جسمی، میل جنسی را کاهش می دهد. اما علت عمده کاهش میل جنسی پس از ازدواج را باید در حیطه مسائل روانی جستجو کرد. این مسائل از ظرز تلقی شخص نسبت به خود همسر و روابط جنسی سرچشمه می گیرد. مثلا کمبود اعتماد به نفس ناشی از احساس بی کفایتی یا ترس از شکست می تواند به روابط جنسی لطمه بزند. گاه زن یا شوهر که خود را به لحاظ جنسی یا شکل و شمایل در اندازه های مطلوب نمی بیند از تن دادن به عشق ورزی خودداری می کنند. ممکن است زنی از داشتن اندام نامناسب رنج ببرد، ممکن است مردی به خاطر داشتن شکم بزرگ یا ساقهای قوسی شکل ناراحت باشد و مانند اینها. از آن گذشته بسیاری از زوجها به توانایی خود در همبستری فکر می کنند و نگران هستند که نتوانند خود یا همسرشان را ارضا نمایند. این نگرانی نیز ممکن است زمینه ای فراهم سازد تا اشخاص از همبستری لذت نبرند.

باید یادآوری کرد که احساسات منفی لزوما به کاهش میل جنسی منجر نمی شود. بسیاری از اشخاص به این نتیجه می رسند که تماس جنسی آنها را از احساس اضطراب، خشم یا انده نجات می دهد. اما وقتی این احساسات متوجه همسر باشد موضوع نزدیکی جنسی به جای تخفیف، اسباب تشدید آنها را فراهم می آورد. گاه شدت ناراحتی به اندازه ای است که میل جنسی اصلا بروز نمی کند. البته اسثناهایی نیز وجود دارد و در مواردی مشاهده شده که پس از مشاجره و نزاع میل جنسی زن و شوهر نسبت به یکدیگر افزایش یافته است. طرز تلقی از نزدیکی جنسی نیز می تواند بر احساسات جنسی تاثیر بگذارد. مثلا اشخاصی که رابطه جنسی را موضوعی بسیار جدی تلقی می کنند و یا افراد دچار افسردگی ممکن است در کار نزدیکی جنسی با موانع روانی روبرو باشند. اگر کسی بر این باور باشد که همسرش از او سوء استفاده می کند و به احساسات وی توجه ندارد احتمالا میل جنسی در او فروکش خواهد کرد. کاهش میل جنسی ممکن است خود به سوء تفاهم هایی منجر گردد که به روابط جنسی و غیر جنسی آسیب برساند.

ارسال شده در 3 فروردین 1396 توسط