تاثیر عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بر چاقی

weigh1

برخی از تحقیقات توصیه کرده اند که شیوع چاقی با طبقه اجتماعی در ارتباط است. سه عامل تشخیص طبقه اجتماعی (تحصیلات، درآمد و فقر) برای توضیح شیوع وزن طبیعی، اضافه وزن و چاقی مورد استفاده قرار گرفته اند.
در ایالات متحده اضافه وزن و چاقی در افرادی با کمترین تحصیلات و درآمد بسیار پایین شیوع بیشتری دارد و آنهایی که ۱۸۵% بالای خط فقر هستند کمترین میزان شیوع اضافه وزن و چاقی را نشان می دهند. شیوع چاقی در زنانی که تحصیلات کمتر از دیپلم دارند بیشترین مقدار و در بین آنهایی که تحصیلات بالای دیپلم دارند کمترین مقدار را نشان می دهد. البته این نتایج با آنچه در مردان مشاهده شده متفاوت است چون تحصیل کرده ترین آنها همیشه کمترین مقدار چاقی را نشان نمی دهند. با این حال در مجموع آمار زنان و مردان آنهایی که بیشترین تحصیلات و بالاترین درآمد را داشته اند کمترین مقدار شیوع چاقی را نشان
داده اند. شایان ذکر است که در کشورهای فقیر چاقی در طبقات بالای اجتماعی، اقتصادی شیوع دارد وا ین درست عکس وضعیت در کشورهای غنی است.
جنسیت، موقعیت نسبت به خط فقر، و نژاد سه عامل خطر در ارتباط با مشکل اضافه وزن هستند که اغلب در مطالعات کنترل وزن نادیده گرفته می شوند. هم چنین گزارش شده که فقر و سطح پایین تر تحصیلات، مستقل از نژاد با چاقی مرتبط است.
نقش مسایل فرهنگی نیز در بروز شیوع چاقی غیر قابل انکار است. به جرات می توان گفت آثار زیانبار چاقی در هیچ کجای دنیا ناشناخته نیست اما رواج برخی دیدگاه ها هنوز به این مشکل دامن می زند. برای مثال تشویق کودکان به پرخوری و تمایل به چاق شدن آنها در اوان کودکی در بیشتر خانواده ها دیده می شود. با توجه به نقش بسیار حساس سنین کودکی و نوجوانی برای بروز چاقی در بزرگسالی، همین مسئله به ظاهر پیش پا افتاده می تواند نقش بسیار مهمی در شیوع چاقی داشته باشد.
همچنین عادات غذایی که برخاسته از فرهنگ ملی و دینی جوامع است می تواند در شیوع چاقی بسیار موثر باشد. مثلا تعداد وعده های غذایی که در بسیاری موارد مرتبط با فرهنگ است در این زمینه مهم به نظر می رسد. می دانیم افرادی که سه بار در روز و به مقدار زیاد غذا مصرف می کنند از افرادی که روزانه پنج یا شش وعده اما به مقدار کم می خورند احتمال افزایش وزنشان بیشتر است.
مردم در سراسر دنیا حتی نوازادان طعم شیرین را دوست دارند واز طعم تلخی اجتناب می ورزند اما غذایی که کودکان می خورند تحت تاثیر وضعیت فرهنگی و اقتصادی خانواده شان قرار دارد. وقتی غذایی بیشتر در دسترس آنهاست بیشتر به آن وابسته می شوند. البته نقش تبلیغات تلویزیونی را در شناساندن بعضی از خوراکی ها نمی توان نادیده انگاشت. وقتی فردی در یک آگهی می بیند که چگونه افراد جذب یک ماده خوراکی می شوند به مروز آن را امتحان می کند و به آن علاقه مند می شود. نکته دیگر اینکه تفاوت های ملی و قومی در وضعیت تغذیه ای کشورهای مختلف دنیا نقش ایفا می کند به طوری که مردم دانمارک ۶۰% بیشتر از آمریکایی ها چربی حیوانی مصرف می کنند و آمریکایی ها نیز خود دو برابر بیشتر از ژاپنی ها به مصرف این ماده می پردازند این در حالی است که ایتالیایی ها ۴۰% بیشتر از آمریکایی ها سبزیجات استفاده می کنند.

این مطلب توسط سایت  فرامطلب تهیه شده است

ارسال شده در ۱۸ تیر ۱۳۹۵ توسط مطلب نویس

مطالب مشابه