اهمیت بلوغ روحی در ازدواج

یکی از عواملی که در ازدواج نقش مهمی دارد، بلوغ روحی است زیرا برخلاف تصور عامه که تنها بلوغ جسمانی را شرط ازدواج می دانند بلوغ روحی در ازدواج نقش بسیار موثرتری را ایفا می کند. چه بسا افرادی که از لحاظ جسمی به بلوغ رسیده اند ولی از لحاظ روحی و عقلی هنوز نابالغند. این گونه افراد نمی توانند شریک های خوبی برای زندگی باشند زیرا از لحاظ روحی و عقلی هنوز محتاج کمک و مشاوره ای دیگرانند و در تصمیم گیری ها ثبات کافی را ندارند. البته همان طور که اشاره کردیم بسیاری از نواقص فکری و روحی در ازدواج کامل می شود و اصولا ازدواج کانونی است برای به کمال رسیدن. ممکن است که در اثر ازدواج و روابط جدید و تداخل فرهنگ و سلوک و رفتار، شخص دستخوش تغییراتی شود ولی اصولا زن و مرد همان رفتاری را از خود بروز می دهند که قبل از ازدواج داشته اند. افرادی که قبل از ازدواج، صبور، خوش رفتار و منطقی بوده اند بعد از ازدواج نیز همین رفتار و مرام را در پیش می گیرند و می توانند همسر خوبی در زندگی زناشویی باشند و بالعکس کسانی که تندخو و عصبانی هستند از لحاظ روحی شایستگی ازدواج را ندارند چون بعد از ازدواج نیز این صفات را در زندگی زناشویی خود به همراه دارند و کسانی که گمان می کنند می توانند زن و یا شوهر خود را در زندگی مطابق میل خود تغییر دهند کاملا در اشتباهند چون شخصیت این افراد شکل گرفته و تغییرپذیر نیست و سعی در عوض کردن این افراد جز ناامیدی و یاس چیزی به همراه نخواهد داشت.

بنابراین باید دو نفر انسان بالغ و عاقل که تصمیم به ازدواج می گیرند با دید روشن، باز و عاقلانه شریک زندگی خود را انتخاب کنند.

میزان اشتباهات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و تربیتی بسیار مهم ا ست زیرا تمام اختلافات و کشمکش های زندگی بر اثر ناسازگاری در هر کدام از عوامل ذکر شده می تواند به وجود بیای و بعد همین اختلافات در زندگی ریشه دار شده و کانون یک خانواده را از هم می پاشد. البته ممکن است زن و مردی از لحاظ فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی کاملا به هم شبیه باشند ولی در زندگی زناشویی نتوانند زوجی خوشبخت باشند زیرا این گونه افراد ممکن است قبل از ازدواج در افکار خود شخص ایده آلی را ترسیم کرده باشند ولی بعد از ازدواج نتوانند آن رضایت خاطر مطلوب را از زندگی زناشویی خود کسب کنند. به همین خاطر این گونه افراد همیشه در زندگی احساس ملال و سرخوردگی می کنند و هیچ گاه از زندگی خود لذت نمی برند. بسیاری از زوج ها هستند که بعد از سال ها زندگی مشترک هنوز نمی دانند برای چه ازدواج کرده اند و بعد از طی این سال ها هنوز انتظارات و نیازهای اساسی آن ها برآورده نشده است.

یکی از وظایف زوجین نسبت به یکدیگر احترام متقابل است این احترام می تواند در جنبه های گوناگون زندگی به کار برده شود. احترام به شغل، سخن و نظرات همدیگر می تواند جلوی بروز بسیاری از اختلافات و کشمکش را بگیرد و زندگی را برای زن و مرد شیرین و مطلوب سازد. در غیر این صورت باید به جرات گفت که علت بسیاری از ناکامی ها و شکست های زندگی زناشویی، نادیده گرفتن نیازهای یکدیگر است. این نیازمندی می تواند هم ریشه ی روحی و هم ریشه ی جنسی داشته باشد که هر دو به نوبه ی خود در زندگی فرد نقش آفرین هستند. البته نیازمندیهای روحی و عاطفی بسیار مهم تر از نیازمندیهای جسمانی هستند زیرا نیازمندیهای روحی تاثیر مستقیمی بر روح و روان می گذارد و حل کردن آن بسیار مشکل می باشد.

ارسال شده در 20 بهمن 1395 توسط