راز کامیابی و دست یافتن به فرا احساس

راز کامیابی و دست یافتن به فرا احساس نیز امری آموزشی نیست بخشی از آن به میل درونی آدمی باز می گردد و مقداری نیز به اعمال و رفتار دو زوج که موجب تحریک امیال جنسی می گردد و موجبات تفاهم و نزدیکی را پدید می آورد وقتی این تفاهم و هم دلی پدید آید مسلما حس دوست داشتن قوت می گرد و کامیابی میل جنسی نیز بیشتر می شود. باری همین که سخن پای خود را در درون خلوتگاه ما می نهد شرم و اخلاق به سرزنش بر می خیزد و اخلاق و سنت جمعی را محترم می شمارد و ناخودآگاه ما بسیاری از گفتنی ها را پس می زنیم و بیان آن ها را خارج از دایره ی ادب می شماریم و زبان فرو می بندیم. اما اندیشه مشغول می ماند.

اندیشه زبان نیست که در کام دهان زندانی گردد بلکه اندیشه عین کلام است و کلام در دهان تکرار می شود هر چند زبان در کام نچرخد.

تمام این گفتنی ها، احساس ها، میل ها، شهوت ها، زیبا دوستی ها که شرم مانع از بیان آن می گردد، بارها در ذهن تکرار می شوند و سرانجام به فراموش خانه ی ذهن و یا به بایگانی مغز (کرتکس) می روند و ذخیره می شوند تا این که در مجالی غیر طبیعی سر برکشند.

حال این مجال ممکن است در خواب یا رویا باشد که بخش خودکار مغز گاه به اختیار آن ها را بیرون می کشد و از صحنه ها و تصاویر آن لذت می برد و یا گاه باز به تحریک شرم آن ها که ناخودآگاه بیرون آمده اند، سانسور می کند و ناخواسته از خوابی شیرین بلند می شویم.

بله نمی توان منکر زیبایی شد. نمی توان حس زیبا دوستی انسان را پس زد.

عشق در واقع نوعی کشش به سوی زیبایی است. این زیبایی در هر چیزی می تواند تجلی پیدا کند. یک خانه ی زیبا یک منظره زیبا تا یک زن یا مرد زیبا.

در واقع از نظر فیزیولوژی تحریک سلول های عصبی مغز نسبت به زیبایی را عشق می نامیم. این تحریک موجب ترشح مواد نیروزا و لذت بخشی می گردد که نوعی احساس آرامش و نرمی به اعصاب بدن می بخشد. نزدیکی جنسی شدیدترین و مستقیم ترین محرک در ترشح  این مواد است. به واقع  این  اعصاب حسی بدن هستند که در برابر زیبایی تحریک می شوند و حس دوست داشتن و لذت به آدمی می بخشند. بنابراین به گونه ای ناخودآگاه انسان زیبادوست است مگر این که بر اثر تکرار در پس زدن این حس سلول های عصبی را از تحریک باز داشته باشد که به نوعی این گونه آدم ها دارای خلق و خوی نامهربان و خشن هستند.

ارسال شده در ۱۹ بهمن ۱۳۹۵ توسط مطلب نویس