آیا می توان عشق را مترادف با دوست داشتن دانست؟

باری به راستی عشق چیست؟ آیا کسی می تواند منکر عشق گردد. پس عشق وجود دارد. مگر احساس عاشقانه را می توان منکر شد؟ اما درک و شناخت دقیق این ویژگی آدمی کاری بس مشکل است. عشق مختص آدمی نیست بلکه پدیده ای است که جلوه های آن در سایر حیوانات نیز دیده می شود.آیا می توان عشق را مترادف با دوست داشتن دانست؟ یا این دو مقوله های نزدیک به همند؟ باری شاید بتوان گفت که این دو از یک جنس اند.

از زمان های دور این پدیده محرک انسان بوده است و از مقولاتی است که اندیشه ی آدمی را ناخودآگاه به خود مشغول داشته است و حال او را تغییر داده و گاه او را به حال شادمانی و گاه به حال غم و اندوه در آورده است ولی در هر دو حال برای آدمی لذت بخش بوده است. لذتی که همگام با غم بوده و هم همراه با شادی.

بی شک، عشق احساسی است که با نیروی جنسی آدمی رابطه ی بسیار نزدیکی دارد هر چند که حالت های جنسی آدمی برای او شرم می آورد و وی را وا می دارد که میان میل جنسی و عشق تفاوت قایل شود اما قابل پنهان کردن نیست که این دو حس هم به طور جداگانه می توانند فعالیت کنند و هم به همراه یکدیگر، زمانی که این دو همراه شوند حسی به انسان دست می دهد که می توان آن را فرا احساس نامید. فرا احساس ضامن رضایت زندگی زناشویی است و گاه عدم وجود این حس موجب مشکلات خانوادگی می گردد.

ارسال شده در 19 بهمن 1395 توسط