کمک به کودکان برای کمک کردن به خودشان

  • به قدر کافی یا به طور مناسب با چالش و تکاپو و مبارزه مواجه نشوند.
  • به حال خود رها شوند و استعداد و دانش آنها مورد حمایت قرار نگیرد.
  • آرزو کنند با دیگران سازگار شوند- خود را کم توان نشان دهند تاهمرنگ دیگران شوند و طبیعی جلوه کنند.
  • از اینکه اندیشه ها و طرح هایشان جلوتر از توانایی آنها برای به اجرا درآوردن آنهاست دچار یاس و نومیدی شوند.

کودکان انسان هستند نه مایملک ما یا عروسک خیمه شب بازی. هر یک از آنان موجودی خلاق و با استعداد است که امیدها و ترس ها و احساس هایی مختص به خود دارد و سزاوار است برای آنچه هست مورد علاقه و محبت قرار گیرد- نه برای هوشمند بودن در فلان و بهمان چیز. ما باید کودکی کامل پرورش دهیم که از ویژگی های مهم او خوداتکایی و داشتن احساسی مثبت درباره ی خود است. این به آنان جرات و اراده ای راسخ می دهد تا در توانمندیهای ناشناخته ی خود در جهانی پر مخاطره و متحول کاوش کنند اما این حس و درکی که از خود دارند آسیب پذیر است کودکان برای تایید و تثبیت خود در درجه ی اول به ما متکی هستند. آنان از اعتماد به خود و دیگران نیرو می گیرند. از طرف دیگر اگر در فقر عاطفی و بدون اعتماد پرورش یابند یا کسی را نداشته باشند که به آنان علاقه نشان دهد حمایتشان کند یا مسئولیتشان را بپذیرد یا پیوسته پیام هایی بدهد که به جای لذت و خوشی سبب درد و رنج و یاس و ناکامی آنها شود آنان حس در کنترل داشتن امور را از دست می دهند خود را کنار می کشند و تلاش خود را متوقف می سازند. کودکان هنگامی خودشان را قبول دارند که شخص دیگری آنان را قبول داشته باشد. اگر ما بخواهیم کودکانمان خودجوش باشند باید درباره ی پیام هایی منفی که به صورت انتقاد می فرستیم و زمانی که به ضرب و زور واداراشان می کنیم کار خود را آغاز کنند به دقت بندیشیم. زمانی که آنها خانه را ترک می کنند مجبور می شوند به تنهایی امور خود را اداره کنند. کمک کردن به آنها در لباس پوشیدن، راهنمایی و حمایت از کودکان در دوران کودکی البته حیاتی و ضروری است. برای کودکان بزرگتر انجام کارهای فوق تنها در مواقع ضروری مهم است به این شرط که وقتی خود آنان می توانند این کارها را به صورت مستقل انجام دهند این کار کنار گذاشته شود. کودکانی که توسط والدین جاه طلب به جلو سوق داده و بزرگ می شوند هرگز این امکان را به دست نخواهند آورد تا خودشان را کشف یا هدایت کنند.

برای جمع بندی کردن مطالب باید گفت مطلوب ترین شرایط انگیزشی برای کودکان این است که بزرگسالان:

  • علائق و مهارت های تحصیلی یا غیر تحصیلی را در کودک تشویق کنند.
  • برای هرگونه پیشرفت او در هر زمینه ارزش قائل شوند و به آن پاداش بدهند.
  • کنجکاوی، خلاقیت و قدرت تخیل کودک را پرورش دهند.
  • برنامه ای انعطاف پذیر اما مشخص برای انجام کارها و علائق شخصی روزمره ی کودک تنظیم کنند.
  • خودشناسی و خودآگاهی کودک را تقویت کنند.
  • از کودک رفتاری مسئولانه انتظار داشته باشند آن را تقویت کنند و در این زمینه نقش سرمشق را برایش ایفا کنند.
  • تعهد به کیفیت یادگیری و خودپروری را به کودک نشان دهند.
  • زمانی را برای سرگرمی و شادی کودک به همراه خانواده تعیین کنند.
  • به نیاز هر کسی برای آرامش یا سکوت احترام بگذارند.

اگر به طور همزمان این اصول اساسی را اجرا کنیم: یعنی کودکان را آنطور که هستند بپذیریم یاریشان کنیم تا درباره ی خودشان احساسی خوب و واقعی داشته باشند آنان را به صورت اخلاقی و عملی حمایت و تشویق کنیم هدف هایی روشن برایشان تعیین کنیم و بازخوردی صحیح و سریع و دقیق از رفتار و کردارشان به آنان نشان دهیم بگذاریم روی پای خود بایستند و از شکست و کامیابی شان درس بگیرند کمکشان کنیم تا به خودشان کمک کنند و هرگاه ممکن باشد به آنان مسئولیت بدهیم به حرفهای آنان گوش دهیم درکشان کنیم و با آنها همکاری کنیم بدین ترتیب ما بهترین کار را برای پرورش انگیزه در آنها انجام می دهیم. ما تمام مدت باید خودباوری آنان را حفظ کنیم و به آنها درباره ی خود و آینده امید بدهیم.

البته کودکان در نگرش به موضوعات مختلف زندگی، روش خودشان را دارند. آنها خودشان را با دیگران مقایسه می کنند و به رقابت می پردازند. با وجود این اکنون می دانیم که کودکان هنگام شکست و ناکامی کمتر دستخوش اضطراب می شوند و انعطاف پذیری زیادی از خود نشان می دهند و سرانجام ینکه خودانگیخته تر می شوند مشروط بر آنکه در حال یادگیری باشند یا وظیفه محور باشند یعنی به جای اینکه به کوبیدن دیگران یا مورد تایید قرار دادن خودشان در چشم دیگران تمایل داشته باشند همه ی فکر و ذکر خود را بر بهترین عملکرد خود در گذشته، متمرکز سازند. اگر ه نوع میل شدید به رقابت را بتوان به جای جهت گیری به سمت بیرون به سمت درون تغییر جهت داد و به جای  انجام عملی برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران بر ساماندهی و کنترل یک وظیفه تمرکز کرد شکست ها با درد و رنجی کمتر و دستیابی به هدف با حس کنترل بیشتری همراه خواهند بود. بنابراین زمانی که کودکان موفق می شوند باید مراقبت از خود بیخود شدن خویش باشیم و آنها را با دیگران مقایسه نکنیم. در مقابل باید از موفقیت آنان استقبال کنیم از رشد و تحول آنان خوشحال باشیم و به آنان یادآور شویم که نیازی ندارند که چیزی را به ما ثابت کنند زیرا آنها در هر حال برای ما دوست داشتنی هستند.

هنگامی که در کودک اندکی تمایل به رقابت وجود دارد و هیچ رغبتی برای رشد به چشم نمی خورد روش ها می توانند به کمک ما بیایند. فراهم کردن یک مشوق یا مجموه ای از مشوق ها به کودک کمک می کند تا تکلیفی خسته کننده یا دشوار را به پایان برساند و به پشتکار تشویق شود. گاهی اوقات بیان کلمه ای تند و گزنده و تصمیم گیری قاطع برای کودک ممکن است موثر واقع شود. حمایت از کودک در مرحله ی طرح ریزی ممکن است هدف را برای او دست یافتنی تر کند. دادن گزارش های روزانه به شما یا بهمدرسه می تواند اعتماد به پیشرفت را در کودکن به وجود آورد.

شاید وقت آن رسیده باشد که برگردید و نگاهی دوباره به اصول اساسی ایجاد انگیزش در کودکان بیندازید. اگر ما به کار ایجاد خودباوری و خودآگاهی و خودگردانی در کودکان بپردازیم در آنان ذوق و شوق ایجاد خواهیم کرد و کودکان کوچکتر را فعالانه سرگرم خواهیم ساخت مخصوصا پسران را در زمینه ی خواندن و صحبت کردن به گسترش دادن مهارت های ضروری برای رسیدن به هدف، فعال خواهیم ساخت.

موضوع روابط و مناسبات:

کودکان احتمالا آمادگی بسیار بیشتری برای تقویت نگرش های مثبت به خود و برخوردار شدن از مهارت های اجتماعی و ایجاد ارتباط های خوب با دیگران دارند. معمولا این مهارت ها را باید در چارچوب روابطی سالم کسب کرد روابط یکه در آنها کودکان مورد توجه هستند زمان و فضای کافی در اختیار دارند مورد تحسین قرار می گیرند و از آن لذت می برند دیگران به حرف هایشان گوش می دهند به آنها احترام می گذارند و عواطفشان را درک می کنند.

پول و ثروت نمی تواند جانشین این چیزها شود. وقتی آنان دارای روابطی پربار و ثروتی کم باشند وضعشان از هنگامی که ثروتشان سرشار و مناسباتشان ضعیف باشد بهتر است. زمانی که آنان احساس بی اهمیتی، حقارت، منزوی شدن و ناامنی کنند درمانده تر از هر موقع دیگر هستند.

والدین برای کمک کردن به کودکان خود در جهت رشد نه لازم است شرایط و صفات خاصی داشته باشند و نه ثروتی سرشار، نشان دادن شور و شعف در هنگام پیشرفت کودک، جویا شدن از اوضاع و احوال او، تحسین کردن و دلگرم ساختن وی و پذیرفتن تعهدات گوناگون برای حمایت از او در مدرسه به آداب و رسوم و شرایط خاصی نیاز ندارد. برای کمک به کودکان به منظور پی بردن به هویت خودشان یادگیری طرح و برنامه ریزی، برطرف کردن مشکلات آنها یا ارتقا دادن کارهای عادی روزانه ی آنان داشتن پول لازم نیست. البته برای آموزش های زمان تعطیلات یا فعالیت های محلی مقداری پول لازم است. اگرچه کودکان ممکن است از شنیدن این حرف زیاد خوششان نیاید ولی باید گفت اگر پولی که خرج لباس یا بازیهای کامپیوتری آنها می شود صرف مسافرت و فعالیت های پرورش دهنده ی استعداد آنها می شد این کار برای کودکان منفعت بسیار بیشتری در بر داشت.

ما در دوران بی ثباتی و تحولات بزرگ – سیاسی و اقتصادی و اجتماعی- زندگی می کنیم. افراد بسیاری فراتر از والدین با درک پویایی های انگیزه نفع شخصی بسیاری خواهند برد. کارفرمایان باید دریابند که هر چه بیشتر از والدین طلب کنند آنگاه ممکن است از نسل بعدی کمتر دریافت کنند. یکی از وظایف دولت این است که مشاغلی به وجود بیاورد که در افراد مملکت، انگیزه و حرکت ایجاد کند و درباره ی این موضوع بیندیشد که اصرار بر تفوق و برتری تحصیلی به کجا منتهی خواهد شد. در اینجا یک امر مسلم است و آن اینکه اگر ما حساسیت بیشتری به نیازها و علائق کودکانمان نداشته باشیم در بلندمدت شکست خواهیم خورد.

ارسال شده در ۱۲ بهمن ۱۳۹۵ توسط مطلب نویس