برخوردهای شخصیتی- معلمم مرا دوست ندارد!

کودکان غالبا علاقه ی خود به یک درس یا فعالیت را به علت تفاوت های شخصیتی با معلم خود از دست می دهند- یا معلم را دوست ندارند یا خیال می کنند معلمشان آنان را دوست ندارد. این دو مسئله با هم مرتبط هستند. چه این باشد و چه آن کودکان به ندرت با معلم خود کنار می آیند و با او احساس راحتی می کنند.

به ندرت معلمی پیدا می شود که جلو روی کودک بگوید او را دوست ندارد. بنابراین اگر کودک شما چنین چیزی را می گوید این برداشت خودش است. شاید هم درست باشد چون معلمان هم مثل بقیه ی ما به سختی می توانند احساس واقعی خود را پنهان کنند و کودکان هم موجودات باهوشی هستند ولی ممکن است این امر حقیقت نداشته باشد فقط به خاطر اینکه معلم یکی دوبار با کودک بداخلاقی کرده نباید تصور کرد که معلم فرزند شما را دوست ندارد.

البته بعضی روش های تدریس و شخصیت ها ممکن است در مورد انواع معینی از کارآموزان موفقیت آمیز و مطلوب باشند و بقیه ممکن است چنین نباشند. با وجود این شایسته است که با کودک خود به کندوکاو در علل آن بپردازید به ویژه در مورد آنچه باعث شده است او احساس کند که دوستش ندارند. شاید او فقط احساس می کند که معلم به او اهمیت نمی دهد.

صحبت کردن با معلم:

زمانی که کودک به هر دلیلی ناراحت و غمگین است کارش، دوستی هایش، یا رفتارش ممکن است رنج آور باشد. بنابراین در میان گذاشتن این موضوع با کسی در مدرسه یا با هر کس دیگری که از نزدیک با او سرو کار دارد به حل این مشکل کمک خواهد کرد.

اما حتی وقتی قبول می کنیم که گفتن این موضوع به کسی می تواند کمک کند تصمیم گرفتن در مورد آن ابدا آسان نیست و نمی دانیم که این کار را چه موقع در کجا و چگونه انجام دهیم. غالبا شهامت خاصی می خواهد که با مدرسه وارد گفتگو شویم به ویژه اگر تصور کنیم که مدرسه در این امر دخیل بوده است. دلایل متعددی برای اینمسئله وجود دارد شاید می ترسیم که ما را سرزنش کنند ممکن است تصور کنیم اگر چیزی بگوییم در پرونده ی ما ثبت خواهد شد و علیه ما یا کودکمان مورد استفاده قرار خواهد گرفت. ممکن است ترجیح دهیم این اطلاعات محرمانه باقی بماند. شاید در مورد خودمان از برچسب سمج، بدپیله، یا حمایت کننده ی افراطی یا آدم عصبانی بترسیم. حتی والدینی که خودشان معلم هستند ممکن است وقتی به تلفن نزدیک می شوند یا در راهروی مدرسه با طرف دفتر می روند که ناراحتی فرزندشان را گزارش کنند دچار ترس و تردید شوند. برای آسانتر کردن این ارتباط، راههایی وجود دارد.

برای انجام یک دیدار راحت و بدون درگیری یادتان باشد که:

  • بهتر است از قبیل، قرار ملاقات بگذارید. هنگامی که درباره ی چیزی احساس ناراحتی شدید می کنید دست به کار شدن عاقلانه نیست.
  • وقتی قرار ملاقات می گذارید بگویید که منظورتان چیست مثلا یک موضوع خصوصی است یا این روزها پسرم سرحال نیست و می خواهم درباره ی او صحبت کنم.
  • خودتان را آماده کنید. قبلا فکر کنید که چطور باید بعضی چیزها را بیان کنید.
  • برای موضوعاتی که می خواهید بگویید اولویت تعیین کنید و نخست با مهم ترین آنها آغاز کنید. شروع گفتگو با چیزهای کم اهمیتی که تنها به دلیل بی خطر بودن آنها می خواهید حرفتان را با آنها آغاز کنید معقول نیست چون ممکن است مسائل مهمی که واقعا در نظر دارید در مورد آنها به بحث بپردازید فراموش شوند. یک بار دیگر در مورد مطالبی که می خواهید به عنوان مقدمه بگویید فکر کنید به ویژه آنهایی که ممکن است باعث برخورد شود چون امکان دارد این گفته ها معلم را در حالت دفاعی قرار دهد.
  • از حاشیه روی خودداری کنید. از مطالبی که می خواهید ارائه کنید فهرستی تهیه کنید و از مراجعه به آن نهراسید.
  • از دادن حکم و دستور به معلم که چه کار کند خودداری کنید و نگویید که فرزندتان در خانه چگونه کار می کند. گفتن این جمله که تام موقعی که می بیند می تواند صفحه ی اول را به خوبی بخواند با روحیه ی بهتری به خواندن ادامه می دهد، بهتر از آن است که بگویید: کتاب هایی که شما می دهید به خانه بیاورد او را کاملا دلسرد می کند.

این مهم است که به خاطر داشته باشید تندرستی، شادی و آینده ی کودک ما باید مقدم بر هر چیز دیگر و بالاتر از هرگونه ناراحتی و شرمندگی شخصی باشد. مدرسه و درس و مشق کودک باید در اولویت قرار داشته باشد. داشتن هدف مشترک باید کمک کند تا هر دو طرف (معلم و والدین) مشکل را به کمک یکدیگر حل کنند. ما انتظار داریم که اطلاعات در فرایندی دوطرفه رد و بدل شوند. معنای همکاری خانه و مدرسه همین است.

برحسب معمول بهتر است نخست با معلم کودک تماس گرفته شود و تنها زمانی بهمدیر مدرسه مراجعه شود که مراجعه به معلم مربوط، رضایت بخش نبوده باشد. همیشه به خاطر بسپارید که شما در مورد فرزندتان صاحب نظر هستید حق دارید نگران او بوشید و در صدد رفع هرگونه نگرانی او برآیید.

هنگامی که دست به کار می شوید به دقت فکر کنید که آیا بهتر است موضوع را به فرزندتان بگویید یا نه. گاهی اوقات بهتر است موضوع را پیش خودتان نگه دارید. گرچه در بیشتر موارد کودکان از در میان گذاشتن واقعیت با آنان خرسند می شوند و برای آن ارزش قائلند. این موضوع در آنچه خواهید گفت اثر خواهد گذاشت. در ضمن این کار باعث می شود آنان احساس مشارکت کنند نه اینکه ناراحت و مشکوک شوند.

 

سعی کنید نسبت به علائم اولیه ی مشکلات حساس باشید. کودکان هر چه بیشتر دچار تنش و فشار روانی بشوند از نظر عاطفی بیشتر به ایمنی نیاز خواهند داشت. کاری کنید که آنان برای شما اهمیت قائل شوند تعارض خانوادگی آنان را با دیگران به حداقل برسانید. بگذارید بدانند که شما آنان را برای خاطر خودشان قبول دارید نه به این دلیل که چه کاری می توانند انجام دهند. آنان باید برای خودشان درس بخوانند نه برای خوشحال کردن شما.

از کودکان پشتیبانی کنید با دادن چیزهای خوردنی که دوست دارند با گوش دادن به حرف هایشان در حین درس خواندن و با پرسیدن اینکه آیا مشکلی دارند یا نه با پیدا کردن یک دوست یا همسایه که بتوانند با او درد و دل کنند و درباره ی هر چیزی که ممکن است گرفتارشان کند حرف بزند. کمکشان کنید تا برای مطالعه یا مرور درس هایشان برنامه ریزی کنند.

بگذارید آنها به هر روشی که برایشان مناسب تر است مطالعه کنند. هر کودک با دیگران تفاوت دارد: بعضی ها دوست دارند شب ها تا دیر وقت کار کنند برخی دیگر علاقه دارند صبح زود از خواب برخیزند. بعضی ها ترجیح می دهند در زمان هایی کوتاه کار کنند عده ای دوست دارند به مدتی طولانی تر کار کنند و سپس وقت تنفس کاملتری داشته باشند. داشتن زندگی اجتماعی یا مشاغل پاره وقت ممکن است با مسئولیت های کاری کودکان سازگار باشد. بنابراین حتی الامکان به آنان اجازه بدهید پس از گفتگو با شما خودشان تصمیم بگیرند. سعی کنید به توانایی آنان در موفقیت اعتماد داشته باشید و به آنها فشار نیاورید. تحت فشار قرار دادن کودک بی اعتمادی را نشان می دهد و شکلی از اعمال زور است. دو قاعده ی سوء استفاده از قدرت را به یاد آورید. هر چه بیشتر آن را به کار ببرید بیشتر آن را از دست می دهید و همان چیزی را که از آن می ترسید به چنگ می آورید.

اگر تصور می کنید که از قدرت خود بیش از حد استفاده می کنید سعی کنید انتظارات خود را دوباره ارزیابی کنید. از خودتان بپرسید واقعا چه چیزی مهم است و بدانید راههای مختلفی وجود دارد که کودکان از آن طریق می توانند زندگی موفق و شادی داشته باشند.

ارسال شده در ۱۲ بهمن ۱۳۹۵ توسط مطلب نویس

مطالب مشابه