کودکتان را به آرامش دعوت کنید

به او قوت قلب بدهید که تقصیر او نبوده است بگویید که او هیچ ایرادی ندارد و نباید از چیزی شرمنده شود. به دقت به آنچه می گوید گوش دهید و آن را باور کنید. موضوع را به اولیای مدرسه بگویید و درباره ی تجربه های کودکان دیگر با والدینشان گفتگو کنید.

با کودک خود درباره ی راهبردهای سودمند صحبت کنید. بازیهایی را که خودتان در کودکی انجام می داده اید به آنان یاد دهید و با هم درباره ی اصطلاح های مناسبی که او از کاربرد آنها احساس راحتی می کند و باعث تقویت روحیه اش می شوند بحث کنید. مثلا برایش توضیح دهید که جمله ی آیا دوست داری با من بازی کنی؟ مودبانه تر از آن است که بگوییم: من می توانم با تو بازی کنم؟ یا جمله ی بازی خوبی به نظر می رسد می توانی آن را به من یاد بدهی؟ بهتر از من هم می توانم بازی کنم؟ است. گفتن چیزی مانند زورگوها آدم های ضعیفی هستند گمان می کنم می دانم که چرا تو نیاز داری این کار را بکنی، یا با اطمینان گفتن این جمله که من دوست ندارم لباس مرا بکشی، و بعد دور شدن از بچه ی زورگو، شهامت و اعتماد به نفس فرد را نشان می دهد. در حالی که گوشه گیری و جریحه دار شدن احساسات فقط نشان می دهد که زورگوها برنده شده اند.

بعضی بزرگسالان که در کودکی دستخوش زورگویی بوده اند گزارش می دهند که گاهی اوقات مقابله به مثل کردن باعث عقب نشینی زورگوها می شود. با وجود این بزرگسالان نباید به کارگیری خشونت بدنی را به بچه های خود توصیه کنند. زیرا در وهله  نخست این موضوع به کودک می آموزد که خشونت روش درستی برای حل مسائل جزیی است- که البته چنین نیست. دوم هر واکنشی که با اطمینان خاطر و متقاعد کننده باشد بی نتیجه خواهد بود و فقط اوضاع را بدتر می کند.

به او پیشنهاد کنید که با افراد مختلف دوستی کند زیرا در این گروه ها کودکان کمتر به چنین فرصتی دست می یابند. وانگهی به کودک خود کمک کنید مصالحه جو باشد مشکلات را برطرف سازد و در خانه سعی کند درگیریهای بالقوه ی مربوط به مدرسه را کاهش دهد.

به طور کلی تر سعی کنید او را تشویق کنید که احساس کند دوستش دارند و مورد قبول دیگران است. به او کمک کنید تا بفهمد که در زمینه های مختلف فرد کارآمد و خوبی است و از این طریق اعتماد به نفس او را تقویت کنید و از هر نظر تحسین و تشویقش کنید.

ارسال شده در 12 بهمن 1395 توسط