کودک دل شکسته و اندوهگین

من آدم به درد نخوری هستم!

چرا ممکن است آنان اینگونه احساس کنند؟

ریشه این مشکل ممکن است عمیق تر و در عدم باور خویش باشد که در آن صورت ما باید از خود بپرسیم که چرا آنان چنین احساسی دارند. این امر ممکن است به دلایل زیر باشد:

  • تاثیر تدریجی برچسب های منفی دیگران از جمله خود ما که آنها را کودکانی به درد نخور، پاک باخته، بیچاره و نومید یا خنگ خطاب کرده ایم.
  • بعضی ها با بی احتیاطی حرف هایی می زنند از قبیل تو شانس داشتی و آن را از دست دادی یا باید چقدر وقت بگذاری که این را درستش کنی؟
  • این واقعیت که آنان این بار تلاش فوق العاده ای کردند و با این حال هیچ فرقی نکرد.
  • مقایسه ی آنها با کودکی توانمندتر
  • پی بردن به اینکه با این همه تلاشی که می کنند هرگز به خوبی شخصی بخصوصی نخواهند شد که خود کودکان تحسینش می کنند یا با او رقابت دارند. پژوهش نشان داده است کودکان تا سن ده یا دوازده سالگی معتقدند که عملکرد خوب حاصل تلاش شدید است و هر کسی می تواند به انجام آن بپردازد. اما وقتی که به دوازده سالگی می رسند می فهمند که بعضی کودکان استعداد طبیعی دارند و همیشه بهتر از بقیه خواهند بود. و این هیچ ربطی به میزان مطالعه، کار یا تلاشی که از خود نشان می دهند ندارد.
  • واقعه ای در زندگی آنها اتفاق افتاده است که بر قدرت تمرکز، حافظه و گوش دادن آنها اثر گذاشته است. بنابراین آنان نه تنها رو به عقب می روند بلکه احساس ناایمنی نیز می کنند.
  • شخصیت آنان- اینکه آنان ذاتا نالایق هستند اما لازم است این حقیقت را از یاد نبرید که کوکان نالایق به دنیا نمی آیند.

ارسال شده در 12 بهمن 1395 توسط