تشویق کودکان به گفتگو

آغاز کردن بحث درباره ی موضوع های حساس به ویژه با کودکان بزرگتری که ممکن است حالت دفاعی داشته باشند دشوار است. به راه انداختن گفتگو در لحظه ای مناسب گفتن چیزی مثل به تازگی به نظر نمی آید که خودت باشی. دوست ندارم تو را اینقدر افسرده و دلگیر ببینم. من می خواهم تو بدانی که من فقط برای خاطر تو اینجا هستم که تا هر زمانی که دوست داری حرف بزنی. آنان را مطلع می کند که ما آگاه و نگران آنها هستیم اما ابتکار عمل را در اختیار آنان باقی می گذارد.

اگر می خواهید سعی کنید کودکتان را به حرف زدن وادارید محل ساکتی را انتخاب کنید و زمانی را که فرصت کافی در اختیار داشته باشید. در مورد کودکان خردسال می تواید یک کتاب داستانی مخصوص کودکان همراه خود ببرید که در بردارنده ی موقعیت یا احساساتی مشابه با آنچه او تجربه می کند باشد. در مورد کودک بزرگتر زمان آزاد بیشتری را با هم بگذرانید. شاید لحظه ای پیش بیاید که او احساس کند قادر است ابتکار عمل را به دست بگیرد. یکبار من پسر نوجوان والدینی طلاق گرفته را ملاقات کردم که برایم تعریف کرد هر بار که در تعطیلی پایان هفته به دیدار مادرش می رفتند در راه بازگشت پدرش از او می پرسیده که نظرش درباره ی طلاق چیست. این ملاقات های آخر هفته خیلی کوتاه بوده و پسر احساس می کرده که به او توهین شده است نه تنها به علت کمی وقت ملاقات بلکه به خاطر اینکه به خوبی برایش روشن بود که در این ملاقات ها علاقه ای غیر واقعی در کار  است.

ارسال شده در 12 بهمن 1395 توسط