وقتی والدین از هم جدا می شوند

زمانی که کودک، یکی از والدین، پدر بزرگ یا مادر بزرگ یا برادر یا خواهر خود را بر اثر مرگ از دست می دهد احساس های بسیاری در او بیدار می شود. از جمله ترس از اینکه ممکن است یکی دیگر از نزدیکان نیز از او جدا شود، همچنین احساس خشم، پریشانی، ناامیدی، جدایی و خلاء و پوچی. با مرگ آن شخص نزدیک و عزیز، کودک آن محبت و شور و حرارتی را که از آن شخص دریافت می کرد از دست می هد. مسلم است که مرگ، تلخ و آسیب زاست. عوض کردن خانه و دور شدن از دوستان صمیمی نیز ممکن است برای کودک تاثیری مشابه داشته باشد.

مرگ حیوانات خانگی:

کودکان با حیوانات خانگی نزدیک و صمیمی می شوند زیرا آنها با محبت و بی خطر هستند. برای کودک از دست دادن یکی از این حیوانات مثل از دست دادن یکی از دوستانشان است. مرگ یک حیوان ممکن است باعث شود آنها درک کنند که والدین آنها نیز ممکن است بمیرند و برای مدتی احساس ناامنی کنند.

 

زمانی که پدر و مادر از زندگی با یکدیگر دست می کشند، بیشتر کودکان به شدت افسرده و غصه دار می شوند. آنان می دانند که یک چیز مهم به پایان رسیده است و احساس فقدان به آنان دست می دهد. احساس می کنند شوکه شده اند و شاید هم احساس از هم گسیختگی کنند زیرا دو انسانی که آنان را به وجود آورده و پشتیبانشان بوده اند از هم جدا شده اند و اکنون آن پشتیبانی را از آنان سلب می کنند و هر یک به سویی می روند.

غیبت کوتاه مدت یا بلندمدت پدر یا مادر

وقتی کودکان کوچک هستند والدین شبکه ی ایمنی آنان به شمار می روند و همیشه در فکر و ذهنشان قرار دارند. کودکان از نظر حمایت روزانه به آنان متکی هستند. زمانی که یکی از والدین حتی چند روزی از خانه دور می شود یا به بیمارستان می رود کودک احساس نگرانی و آسیب پذیر بودن می کند.

ارسال شده در 2 اسفند 1395 توسط