هنگامی که موفقیت می تواند به شکست منجر شود

موفقیت و شکست هر دو نوعی تناقض در بر دارند. موفقیت ممکن است به شکست و شکست به موفقیت منتهی شود. درک مورد دوم آسان است. شکست چیزی را به ما نشان می دهد که به دانستن آن نیاز داریم و به ما امکان می دهد که نقص خود را برطرف سازیم. آنچه کمتر واضح است موفقیت است که اگر خوب تحت کنترل قرار نگیرد بذر شکست آینده را در درون خود دارد. چه عاملی ممکن است پیروزی را به شکست منجر سازد؟ همه ی ما راجع به سندرم هیجان شکست خورده چیزهایی شنیده ایم. کسانی که آینده ای طلایی برایشان پیش بینی می شد ولی ناکام شدند یا خود را کنار کشیدند یا حتی به خودکشی اقدام کردند. کجای کار ممکن است اشتباه شده باشد و چطور می توانیم از رخ دادن آن برای هر یک از اعضای خانواده مان جلوگیری کنیم؟ سه رهنمود سودمند در این مورد عبارت است از:

  • موافقت و رضایت خودتان را به موفقیت کودک مشروط نسازید- پیشرفت و ترقی او را جداگانه مورد تایید و تشویق قرار دهید.
  • یقین حاصل کنید که او فعالیت درسی یا ورزشی و … خود را برای خاطر خودش انجام می دهد نه بری خاطر شما یا هر کس دیگر.
  • به کودک اجازه دهید مالک موفقیت خود باشد و آن را برای خودش حفظ کند.

تایید و موافقت خودتان را بدون قید و شرط بیان کنید:

موسیقیدان، ورزشکار، ریاضیدان یا هنرپیشه ای باهوش و موفق بودن، هیچ کودکی را به شخصی بهتر یا دوست داشتنی تر تبدیل نمی کند. آنان می توانند و باید در مورد مهارت ها و استعدادهای خود احساس غرور کنند اما حس خود ارزشمند بودن آنها نباید منحصرا یا به مقدار زیاد متکی به این باشد که چقدر در این چیزها خوب عمل می کنند. آنان نیازمند آنند که بدون قید و شرط و در تمام اوقات دوستشان داشته باشند برای همان چیزی که هستند نه زمانی که موفقیت کسب می کنند. ما باید پیشرفت را از وجود شخص (کودک) جدا کنیم.

هیچ کودکی نباید از سنگینی این باور که تنها راه جلب مثبت و تایید والدین، به دست آوردن کامیابی و موفقیت است رنج ببرد. در پاره ای اوقات که چنین کودکانی از رفتار والدین خود ناراحت و خشمگین می شوند ممکن است تصمیم بگیرند پدر و مادر خود را با کتک زدن تنبیه کنند.

آنان این کار را برای چه کسی انجام می دهند؟

اگر کودک به خاطر موفقیت خود به شدت تایید شود و رضایت شخصی به دست آورد ممکن است این وضعیت برایش ناسالم و حتی خطرناک باشد. اینگونه رفتار با او ممکن است منتهی شود به:

  • کمال گرایی یکنواخت و کسل کننده، اجبار به ماندن در اوج از راه تلاش مداوم، زندگی کردن در لبه ی یاس و ناامیدی در صورت عدم موفقیت
  • نوعی نارضایتی و اکراه برای خطر کردن و آزمایش چیزهای تازه از ترس اینکه مبادا جایگاه خود را از دست بدهد یا پی ببرد چیزی هست که او در آن چندان موفق نیست.
  • گرایش به تحقیر دیگران که مانند او اشتیاق به موفقیت ندارند.
  • نیاز به متکی بودن به دیگران برای تایید، تصدیق و اعتبار یافتن به جای آنکه خودش برای خود تصمیم بگیرد که هر کاری می خواهد بکند و هر چه می خواهد بشود.

ارسال شده در ۱۱ بهمن ۱۳۹۵ توسط مطلب نویس