شیرین کردن زندگی کودکان: بهره برداری از موفقیت ها

ما با عبارت طعم شیرین موفقیت آشنا هستیم ما باید مطمئن شویم که می گذاریم طعم شیرین آن حفظ شود و از پاسخ هایی که ممکن است باعث شوند کودکمان روحیه اش را از دست بدهد و مسیر خود را به سوی شکست در آینده بگشاید پرهیز کنیم.

موفقیت نسبی است:

شاید این امر بدیهی به نظر برسد اما در آغاز باید بگوییم که موفقیت به همان اندازه که مطلق و قطعی است جنبه نسبی دارد. نتیجه ای موفقیت آمیز برای یک کودک ممکن است برای کودکی دیگر که شایستگی بهتر بودن را دارد مایوس کننده باشد. وقتی نتایج بین کودکان مقایسه شود همیشه بازندگانی وجود خواهند داشت. این مسئله ممکن است محدود کننده و یاس آور باشد. کودکی که در مسابقه ی سرعت یا در امتحان نففر اول نمی شود یا در کاری بهترین نیست اگر آمادگی این دید را داشته باشد می تواند همیشه خودش را ناموفق تلقی کند. اما اگر عملکرد کودکی طی زمان به طور منظم ارزیابی شود و برحسب پیشرفت شخصی خود او بررسی شود موفقیت و شکست معنای خود را از دست می دهند و خنثی به نظر می رسند. اگر آموزش و یادگیریموثر بوده باشد آنها بازتاب آن را نشان خواهند داد. مثلا کودکی که ورزشکاری نوشکفته است اگر سریع تر از آنچه قبلا می دویده است بدود اما در مسابقه ای خاص برنده نشود شکست خورده نیست بلکه فقط سرعت او به اندازه سرعت نفر اول مسابقه نبوده  است و لازم است در تاکتیک ها تنفس یا فنون استارت خود دقت کند تا ببیند در کجا امکانی برای بهتر شدن دارد.

برای کودکان مشکل است که خود را با دیگران مقایسه نکنند و برای والدین نیز بسیار آسان است که به این اقدام غالبا تباه کننده بپیوندند. با این همه در درازمدت اینگونه مقایسه کردن ها بیشتر از آنکه تشویق کننده باشند بیشتر کاهش دهنده ی انگیزه و ویرانگر هستند. نخست چون همیشه یکی وجود خواهد داشت که در آن مورد خاص بهتر از فرزند ما باشد بنابراین هر نوع موفقیت برای او آسیب رسان خواهد بود. دوم اگر به کودکان خود نشان دهیم که تنها راه قضاوت درباره ی خودشان مقایسه ی خود با دیگران است به آنان این امر را منتقل می کنیم که قضاوتشان در مورد خود قابل اعتماد نیست. سوم و از همه مهم تر در این نوع مقایسه ممکن است همه ی تلاش و کوشش کودک نادیده گرفته شود. او در برابر عملکرد خود هیچ گونه بازتاب سازنده ای دریافت نمی کند- چیزی که حتی اشخاص پیروز و برخوردار از موفقیت های زیاد هم اگر بخواهند پیشرفت یا رشد کنند نیازمند آن خواهند بود.

البته مشاهده ی کسانی که کارها را بهتر انجام می دهند ممکن است انگیزه ای برای تلاش بیشتر باشد. عامل مهم اندازه ی فاصله ای است که کودک باید آن را با پرش طی کند. با در نظر آوردن دایره ی شایستگی در الگوی یادگیری، هر چه فاصله ی میان دو دایره بیشتر باشد انگیزه ی شخص برای جهش کمتر خواهد شد. اکثر اوقات والدین و معلمان بهترین شاگرد را برای کودکان خود مَثَل می زنند. اما مثال زدن یک شاگرد متوسط کلاس که عملکرد درسی خوب و رضایتبخشی دارد بسیار نتیجه بخش تر خواهد بود و برای اکثر کودکان، رقابت و رسیدن به او قابل دستیابی به نظر می رسد. سرانجام اینکه آیا تصور می کنید خوب است که در هر مورد کودک خود را وادار کنیم که بهترین باشد؟ همانطور که مارتینا ناوراتیلاوا ستاره ی تنیس می گوید: لحظه ی پیروزی بسیار کوتاهتر از آن است که بخواهیم زندگی خود را صرف آن کنیم.

ارسال شده در ۱۱ بهمن ۱۳۹۵ توسط مطلب نویس

مطالب مشابه