تعدیل گزینش ها برای کودکان

کودکان برای مسئول شدن و کشف خودشان به گزینش نیاز دارند اما با وجود این نیازمند محدودیت هایی نیز هستند. گزینش هایی که به آنان واگذار می شود باید مناسب و کنترل شده باشد زیرا داشتن حق انتخاب بیش از حد ممکن است بدتر از عدم حق انتخاب باشد.

اهمیت عمده ی گزینش این است که به کودکان یاری می کند تا:

  • خودانگاره و هویت خودشان را به وجود آورند زیرا گزینش روشن می کند که آنان چه کاری را مایلند انجام دهند و چه چیز را دوست ندارند انجام دهند.
  • محدودیت ها را در جاهای دیگر بپذیرند و احساس نکنند که باید تمام مدت وارد عمل شوند.
  • مسئول رفتار خود باشند و بفهمند که اگر تصمیم بگیرند رفتاری نامناسب داشته باشند و بدانند که رفتارشان اشتباه است باید پیامدهای آن را بپذیرند.

اما حق گزینش بیش از حد ممکن است هر یک از این محاسن را از بین ببرد. حق انتخاب زیاد ممکن است باعث شود که کودکان:

  • به واسطه ی اِعمال کنترل خیلی زیاد احساس ناامنی کنند.
  • حس برتری یا تشخیص ناچیزی به دست آورند زیرا می توانند همه چیز داشته باشند.
  • هر نوع محدودیت در ه رجا برای آنان غیر قابل تحمل شود.
  • نسبت به نیازهای دیگران بی احساس شوند و هیچ گاه تمایلی به اجرای نقش فرعی نداشته باشند.
  • حد ومرزها و محدودیت ها را برای پذیرفتن رفتار به بوته ی فراموشی بسپارند زیرا آنها را غلط می دانند.
  • برای گزینش ها و اعمال خود کمتر قبول مسئولیت کنند تا اینکه وقتی با پیامدهای ناخوشایند روبه رو شدند بتوانند تغییر جهت دهند و بگویند: اوه! متاسفم، انتخاب نادرستی کردم منظور من این یکی بود.

گزینش ها را می توان با ارائه ی یکی دو پیشنهاد سامان داد. مثلا این پرسش که: دوست داری با ما بیایی بیرون یا با جیمز می روی؟ بهتر از آن است که بگوییم: ما داریم بیرون می رویم دوست داری چه کار کنی؟ چون جمله ی اخیر حق گزینش را برای تنها در خانه ماندن سلب می کند. پرسیدن اینکه دوست داری برایت داستان بخوانم، پازل بازی کنی یا می خواهی کارت بازی کنی؟ بهتر از آن است که بگوییم: حالا می خواهی چه کار کنی؟

آزادی برای خلاق بودن در برابر ساختار و کارهای عادی روزمره:

هر چه کودکان حق گزینش بیشتری داشته باشند فضای کمتری برای زندگی منظم و تحت ضابطه باقی می ماند و برعکس. از آنجا که خودانگیزشی متضمن هر دو اینهاست بنابراین باید تعادلی وجود داشته باشد. آنجا که جریان امور عادی حاکم باشد در جایی که از همه انتظار می رود کار را دقیقا به یک روش یکسان و همزمان انجام دهند. خلاقیت و خودگردانی نمی تواند پیشرفت کند. اما داشتن آزادی بیش از حد در نحوه ی انجام کارها و زمان آن ها می تواند بدین معنا باشد که کارها هرگز انجام نمی پذیرند. چنانکه ضرب المثلی می گوید اگر به کودکان زیاد طناب بدهی آن وقت خودشان را با آن حلق آویز می کنند.

این همان معضلی است که سیاستمداران ما را نگران کرده است. آنان از مدرسه های ما ناامید شده اند و معتقدند به جای حمایت خیلی زیاد از حق گزینش و تنوع باید به مدارس خاور دور توجه کنیم که به علت انضباط و نظم امور علی رغم کلاس هایی در ابعاد بزرگ نتایج خیلی بهتری به دست می دهند. موضوع جالب این است که سنگاپور یکی از کشورهای حاشیه ی اقیانوس آرام دانش آموزان خود را فاقد ابتکار و انعطاف پذیری و مهارت لازم برای سازگاری در جهان متحول به حساب می آورد. ژاپن نیز که در حاشیه ی اقیانوس آرام قرار دارد از افکار و اندیشه های برخاسته از کشورهای دیگر بهره برداری می کرد و از این نظر مشهور بود زیرا مدرسه های آن، اشخاص مبتکر بیرون نمی داد.

ارسال شده در 10 بهمن 1395 توسط