به کار بردن گزینش در افزایش انگیزه کودکان

یکی از دوستان من زمانی که دختربچه بود بر سر جور کردن یک پازل با پدر خود به جرو و بحث پرداخت. دیگر زمان آن فرا رسیده بود که او  استقلال خود را به لحاظ روانی و عاطفی از پدرش اعلام کند. پدر اصرار داشت که در ابتدای کار او قطعات کناری پازل را درست کند اما دختر می خواست ابتدا قطعات وسطی پازل را که نظر او را به خود جلب کرده بود درست کند. پدر به او اجازه نمی داد که طبق روش خودش کار را انجام دهد و پافشاری می کرد که روش او بهترین است. آیا مشاجره بر سر روش درست کردن پازل واقعا ارزش است؟ این مشاجره مایه ی دلسردی دختر در حل پازل شد.

در صورتی که نتایج مورد انتظار بدست آید مهم نیست که فرد کدام مسیر را انتخاب کند. این شرط از آن رو مهم ا ست که پای مسئولیت را به میان می آورد. اگر روش گزیده شده موفقیت آمیز نباشد ازم خواست به نحوی تغییر داده شود یا از روشی دیگر استفاده شود. چیزی که برای شخصی نتیجه بخش از آب در می آید ممکن است برای شخصی دیگر نتیجه ندهد. به همین دلیل دیکته کردن هر نوع روش به عنوان بهترین روش معمولا سودمند نیست. مثلا آیا در تنیس بتر است ضربه ی پشت راکت با یک دست زده شود یا با دو دست؟ بازیکنان مختلف عقاید متفاوتی دارند اما چنانچه روش انتخابی کودک موفقیت آمیز نباشد نباید صرفا به این خاطر که او خودش آن روش را انتخاب کرده است به او اجازه داد بر سر روش انتخابی خود اصرار ورزد. او باید برای دستیابی به پیشرفت تشخیص بدهد که آیا نگرش او موثر است یا نه. یادگیری نحوه ی ارزشیابی به  این روش در مقایسه با اینکه بر اساس روشی دیگر چگونه می توان در سریع ترین زمان ممکن به هدف رسید درسی ارزشمندتر برای آینده است. در هر حال در درازمدت سریع ترین روش روشی خواهد بود که کودک آن را درک می کند در آن احساس مسئولیت می کند و مسئولیت آن را می پذیرد.

ارسال شده در 10 بهمن 1395 توسط