تقلید کردن، مسخرگی کردن و خاموش ماندن: سه منطقه ی امن

کودکانی که اشتباهات را ناراحت کننده می بینند هر طور شده سعی می کنند روش های دیگری را پیدا کنند تا زندگی را برای آنها آسان تر کند. به این منظور عقب نشینی می کنند یا مناطقی امن به وجود می آورند. برای این کار سعی می کنند تقلید کنند، مسخرگی کنند یا خاموش بمانند.

آنان که تقلید می کنند کس دیگری می شوند. آنان خود را به در نقش شخصی مهم در زندگی می بینند شخصی که خود را استوار، خوب و موفق می داند. این شخص معمولا بی طاقت و فاقد تحمل است بسیار ایرادگیر و اهل قضاوت می شود همه کس و همه چیز را با خودش و دلبستگی ها، تنفرها، استعدادها و موفقیت های خود ارزیابی می کند. اینگونه افراد به سختی ممکن است روش های دیگری را بپذیرند. در رویارویی با انتقاد و بی ثباتی یک روش امن برای کودک آن است که همانند آن بزرگسال- یا هر بزرگسال دیگری که فعلا سرپرست اوست- شود. این کار نه فقط راهی برای پذیرفته شدن و زندگی آرام و بی دغدغه بلکه برای وقوع وضع مطلوب نیز هست. آنان برای شروع هر کار که در فرایند آن خود را کاملا می بازند به خود اطمینان ندارند.

آنان که مسخرگی می کنند بذله گوها را تشکیل می دهند. بعضی از آنان فقط با کلمات شوخی می کنند بقیه برای خنداندن دیگران به رفتارهای مسخره و دست انداختن دیگران اقدام می کنند. کودکان شوخ طبع را گهگاه جوینده ی توجه می نامند زیرا به نظر می آید که آنان آرزوی قرار گرفتن در کانون توجه دیگران را دارند. با وجود این آنان به احتمال فراوان از موقعیتی که در آن باید خطر کنند و مرتکب اشتباه شوند، احتراز می کنند. اگر برای آزمودن درایت و درک این کودکان سوالی از آنان بشود خود را به نشنیدن می زنند و موضوع را عوض می کنند. به جای اینکه خطر کنند و احیانا مرتکب اشتباه شوند موضوع خطر کردن را با دادن پاسخی احمقانه و مسخره خنثی می کنند. یا آنکه از گفتن هر چیزی پرهیز می کنند و احتمال دارد که رفتاری بد از خود نشان دهند و سوال کننده را از سوال خود دور کنند.

کودکان خاموش لب از سخن فرو می بندند. آنان تصمیم می گیرند ابدا خودشان را به خطر نیندازند. این گروه برای حرف زدن و بحث کردن بسیار بی میل و از سر اکراه عمل می کنند و داوطلبانه پاسخ نمی دهند. اگر آنها به بستن گوش ها و ذهن خود اقدام کنند و از گوش دادن خودداری ورزند آنگاه یاد گرفتن را تعطیل می کنند.

هر سه گروه فوق همچنین ممکن است جاهل و بی اطلاع باشند به ویژه هنگامی که اظهار عجز و درماندگی می کنند. آنان با این ادعا که نیازمند کمک و راهنمایی هستند همواره از هر اقدامی که خطر اشتباه کردن در بر داشته باشد اجتناب می کنند. آنها همیشه در جستجوی تایید شدن تلاش های خود هستند. همیشه برای انتخاب هر چیز به دنبال کمک گرفتن از دیگران بر می آیند. آنان تنها هنگامی احساس ایمنی می کنند که کسی در واقع یا به طور مجازی دستشان را بگیرد. این اختلال رفتاری که درماندگی آموخته شده نامیده می شود نقطه ی مقابل خودگردانی است که برای خودانگیزشی مورد نیاز است. هر گاه کودکی طبق یکی از این راه ها رفتار کرد بهترین کاری که والدین می توانند برای او انجام دهند این است که خودباوری را در او تقویت کنند و به او بفهمانند که بهتر است رفتار خود را تغییر دهد و به خود فرصت اشتباه بدهد.

ارسال شده در ۹ بهمن ۱۳۹۵ توسط مطلب نویس

مطالب مشابه