اشتباهات کودکان در چه مواردی صورت می گیرد؟

  • رفتار- وقتی که تشخیص نمی دهند چه چیزی برای آنها مجاز است.
  • قضاوت- زمانی که نمی فهمند چه موقع باید کوتاه آمد.
  • شایستگی جسمانی- زمانی که سعی می کنند بیش از توان خود موفقیت به دست آورند و بر اثر اشتباه از پا در می آیند یا در کارشان کاهش چشمگیری به وجود می آید و در نتیجه سقوط می کنند.

برای رشد کودکان مهم ا ست که آنها به کسب تجربه و آزمایش ادامه دهند جستجو کنند و خود را به مخاطرات مناسب بیندازند. یادگیری نیازمند سازگاری و انعطاف پذیری است. اگر کودک به خاطر اشتباه و شکست خود تنبیه شود و مورد تمسخر قرار گیرد و اگر انتظارات بزرگسال خیلی زاید باشد به طوری که شکست در زندگی کودک به ماجرایی عادی و رایج تبدیل گردد آنگاه کودک برای خود منطقه ای امن به وجود خواهد آورد. این منطقه ی امن که او درون آن به راحتی عمل می کند جایی است که او فقط با چیزها یا افراد شناخته شده سر و کار دارد با چیزهایی که او می داند قابل دسترسی یا به نظر او قابل کنترل هستند. وقتی که کودک در درون منطقه ای من خود قرار می گیرد احتمال دارد رفتارش مشکوک شود یا بدتر از آن مات و مبهوت دچار سکون شود یا انجام به رفتار مخرب و اخلال گونه و چالش های غیر منتظره مجبور شود. از سوی دیگر  اگر او بداند که اشتباهاتش قابل درک هستند و حتی به عنوان بخشی از فرایند از میان برداشتن موانع از آنها استقبال می شود از احساس گناه خلاصی می یابد و احساس رهایی می کند و از پرداختن به تجربه ها و مهارت های تازه شادمان خواهد شد.

ما نیز نیاز داریم که اشتباهات خودمان را به مییزان بیشتری تحمل کنیم. والدین مرتکب اشتباهاتی می شوند- در اثر بی توجهی به نیازهای کودکان به علت نگرانی بیش از حد به علت فشارهای روانی یا مشکلاتی در روابط زناشویی و بابت برطرف کردن دیگر نیازهای خانواده که غالبا به درگیری و اختلاف می انجامد. اگر بپذیریم که ممکن است در کارمان مرتکب اشتباه شویم و نشان دهیم که وقتی این اتفاق می افتد زندگی همچنان ادامه می یابد آن موقع می توانیم با ذکر نمونه به کودکان بیاموزیم که اشتباه کاری از سوی آنان نیز بی خطر است. ما هر قدر کمال گراتر و پر توقع تر باشیم و هر چه بیشتر بر اثر شکست به علت قصور نسبتا ناچیز احساس حقارت کنیم بیشتر به کودک خود این پیام را انتقال می دهیم که اشتباهات زشت و شرم آور هستند. بدین ترتیب هر چقدر هم در ارتباط با اشتباهات کودکمان به صورت مثبت برخورد کنیم تاثیر چندانی بر او نمی گذارد.

البته این درست است که کودکان باید تا موقعی که ضعیف و عقب هستند تلاش کنند که به معیارهای بالاتری دست یابند. و برای والدین و معلمان هم طبیعی است که رفتارهای معینی را غیر قابل قبول و تحمل ناپذیر اعلام کنند ولی اشتباهات غیر عمدی و پیش بینی نشده با بدرفتاریهای آگاهانه فرق دارد. موضوع مهم این  است که نباید بگوییم اشتباهات یادگیری هرگز نباید رخ دهند بلکه باید آنها را بپذیریم و از همین اشتباهات درس بگیریم. در مدارس و خانواده ها لازم است که در زمینه ی قصور و اشتباهات غیر عمدی به جای بی تحملی صبور باشیم.

ارسال شده در ۹ بهمن ۱۳۹۵ توسط مطلب نویس

مطالب مشابه