به کودکان امکان اشتباه بدهید

برای همه  ما در هر برهه از زندگی، اشتباهات بخشی ضروری از یادگیری است. اشتباهات گریز ناپذیر و حتی شایان اهمیت هستند. این موضوع حیاتی است که ما در حین رشد بتوانیم با اشتباهات خود به راحتی کنار بیاییم چون از این طریق قادر می شویم نه تنها خطر کنیم و خلاق باشیم بلکه با اشتباهاتی که در انجام دادن کارها به صورتی متفاوت مرتکب شده ایم روبه رو شویم و آنها را ارزیابی کنیم. این موضوع مخصوصا در مورد کودکان مصداق دارد زیرا لازم است آنان چیزهای زیادی درباره ی توانایی های خود و انتظارات اجتماعی جهانی که در آن زندگی می کنند بیاموزند. من از یک معلم دبستان در محروم ترین ناحیه ی لندن پرسیدم که او چگونه به کودکان کلاس خود انگیزه می دهد. او بدون درنگ و تردید گفت که اول آنان را مطمئن می سازد که دریابند اشتباه کردن صحیح است و اشکالی ندارد. مدیر بخش آموزشی شرکتی معروف هنگامی که درباره ی برخی موضوعات مطرح شده در این کتاب حرف می زد گفت: می دانی بزرگ ترین مشکل ما چیست، من گفتم: نه چیست؟ خانم مدیر پاسخ داد: مرتکب اشتباه شدن. ما واقعا به سختی می توانیم مدیران خود را تغییر دهیم که در یک جا نمانند تحرک داشته باشند خلاق باشند و از  ابتکار خود استفاده کنند، چون بسیاری از آنها از اشتباه کردن و بازخواست شدن می ترسند.

هنگامی که کودک اشتباه می کند گواه بر این است که او قدمی به جلو برداشته است و در حال تحول است. به گفته گرداهانکو اشتباهات بازتاب سودمندی در پی دارد و می تواند در روشن کردن تکلیف به کار برود. اشتباهات کودک را متوجه می سازند که آیا او موضوع را فهمیده است و آیا دارد از روش ها یا تکنیک های معقول و مناسبی استفاده می کند یا نه. اشتباهات به معلم نشان می دهند که آیا او به کار بردن روش آموزش گزیده ی خود کودک را آموزش داده است یا کودک برای یادگیری در قالب مناسب ذهن خودش عمل کرده است. اشتباهات به پدر یا مادر می گویند که کودکشان در هر زمینه از مهارتی خاص در بهبود و اصلاح وضع خود متعهدانه عمل کرده است یا نه و آیا تکلیف درسی  او در بهترین مکان یا به بهترین شیوه برای افزایش دادن تمرکز او انجام پذیرفته است یا چیزی جدی تر توجه او را منحرف کرده است؟ به عبارت دیگر اشتباهات نتیجه و پیامد هستند- مجموعه ای از اطلاعات- که درباره ی عملی که به اشتباه رخ داده است نکاتی در بردارند. این مطلب همان چیزی است که ما نیازمند فهمیدنش هستیم.

هر گاه علت یک اشتباه معلوم شود اطلاعاتی برای عمل به دست می آید. بدون پی بردن به علت اشتباه هیچ گونه راه حلی نمی توان ارائه کرد. بیشتر مردم زمانی که مرتکب  اشتباه می شوند تشخیص نمی دهند که آن عمل اشتباه است وگرنه هیچ اشتباهی رخ نمی داد. برای پیشبرد یادگیری اگر کودک اشتباهات را خود تشخیص ندهد آنگاه ما به عنوان بزرگسال باید اشتباهات کودک را متذکر شویم. اما باید توازنی در این مورد موجود باشد. تاکید غیر سازنده و زیاد روی اشتباهات، امید و باور کودکان را به اینکه توانمند و شایسته هستند بر باد خواهد داد  این باور را که آنان می توانند موفق شوند. موضوع اصلی این است که باید با تشویق، حمایت و روشی غیر داورانه به کودکان تفهیم کرد که چه کاری می توانند انجام دهند تا از تکرار اشتباه جلوگیری کنند.

ارسال شده در 9 بهمن 1395 توسط