کاربرد پاداش کودکان

انواع پاداش:

در فرهنگ واژه ها، پاداش به معنای جبران یا تلافی برای یک خدمت یا حسن است. وقتی ما به شخصی پیشنهاد پاداش می دهیم احتمالا می گوییم: این کار برای شما زحمت خواهد بود. اما اگر این زحمت را بکشید مطمئن باشید که تلاش هایتان را جبران می کنم.

پاداش به سه شکل کاربرد دارد:

  • پاداش اجتماعی، مانند تحسین کلامی و صرف وقت و توجه که می تواند به صورت سفر یا گردشی تفریحی باشد.
  • پاداش مادی، که شامل پول یا چیزهای خریدنی از قبیل هدایا و شکلات و شیرینی می شود.
  • پاداش های غیر مادی، مثل بیشتر ماندن در جایی که مطلوب کودک است پیش دوست ماندن یا بازی کردن با او انجام ماموریتی برای معلم، معاف کردن کودک از انجام یک کار سخت، رفتن به پارک یا استخر، یا اگر کودک بزرگتر باشد رساندن او به جایی.

بنابراین تحسین و تمجید در واقع گفته ای است که بزرگسال به کودک می گوید و توجه خود را به کودک نشان می دهد. ولی بزرگسال می تواند چیز دیگری از خود- مثلا وقت خود- را که متاعی ارزشمندتر است نیز به کودک بدهد یا با او صحبت کند، بازی کند، یا کلا با کودک باشد یا با او بیرون برود.

پاداش می تواند در آینده مشخص شود یا ممکن است خبری شگفت آور باشد و بعدا اعلام شود. یک پدر سرشناس آمریکایی به نام هایم گینوت سی سال پیش نوشت: پاداش اگر از پیش اعلام نشود مفیدتر و لذت بخش تر است وقتی پاداش غافلگیر کننده و نشان دهنده ی قدردانی و سپاسگزاری باشد صد چندان ارزشمندتر خواهد بود.

مشوق ها:

در فرهنگ واژه ها، مشوق ها چنین تعریف شده اند: میل به برانگیختن، ترغیب، تحریک، انگیزه. مشوق ها ممکن است  انگیزه یا علت برای کوشش در جهت نیل به چیزی باشند و ممکن است زمانی که می خواهیم از انجام دادن کاری صرف نظر کنیم ما را به انجام دادن آن تحریک کنند. به عبارت دیگر مشوق معمولا مشروط به دستیابی به هدفی مورد توافق است و به منظور آنکه به عنوان محرکی برای تلاش به کار رود معین می شود.

مشوق نیز ممکن است به شکل های مختلفی در آید که در زیر دیده می شود:

  • تحریک به شیرین کردن قرص (دارو): کاری که تو باید انجام دهی سخت است و من متوجه هستم که نیرویت دارد به پایان می رسد. وقتی آن را تمام کنی چیزی به تو خواهم داد که نشان دهد به خوبی قدر کار تو را می دانم.
  • انگیزه ای برای جلوگیری از ایجاد مزاحمت: اگر تو مزاحم ما نشوی، یک دوچرخه ی نو برایت می خرم. چیزی که واقعا والدین می گویند این است که: من مطمئن نیستم که تو بتوانی آن کار را انجام دهی مگر اینکه تو را با چیزی وسوسه کنم.
  • انگیزه ی منفی یا تهدید و ارعاب: اگر در تمام امتحان ها قبول نشوی برای آموزش رانندگی ات پولی پرداخت نخواهم کرد یا اگر این دور را زیر یک دقیقه ندوی جزء تیم انتخاب نخواهی شد.

دو شکل اول مشوق ها مثبت هستند زیرا کودک در صورت موفقیت چیزی به دست خواهد آورد اگر چه او تقریبا مطمئن است که نتیجه ی کارش منفی خواهد بود چون اعتماد ندارد که حتی اگر مزاحمت ایجاد نکند به پاداشی دست یابد. عبارت خریدن دوچرخه جایزه ای را پیشنهاد می کند در صورتی که او موفق شود و اگر موفق نشود باید تنبیه گردد. در این مورد شکست به تنبیهی مضاعف منجر خواهد شد.

تهدید گهگاه نتیجه بخش است ولی فقط گاهی اوقات. این مهم است که بدانیم چه موقع تهدید جنبه ی سازنده دارد و چه موقع احتمال دارد به دلخوری و نتیجه ی معکوس منجر شود. به احتمال زیاد کودکان در صورتی کار می کنند که:

  • هدف، دست یافتنی باشد و کودک آن را خودش انتخاب کرده باشد و به ا و تحمیل نشده باشد.
  • کودک بر عملکرد خود و پیامد آن کنترل کاملی اعمال کرده باشد.
  • تهدید یا نتیجه با تکلیف مورد بحث ارتباط داشته باشد.

ارسال شده در 9 بهمن 1395 توسط