اوقات فراغت کودک برای لذت است

کودکان بعد از ساعات مدرسه و در آخر هفته ها، بیش از پیش به کلاس ها، باشگاه ها و کلاس های تقویتی می روند: کلاس زبان، کلاس فوق العاده ی ریاضیات، باله یا رقص، هنرستان های صنعتی و ورزش های مختلف از قبیل شنا، فوتبال، تنیس و ژیمناستیک، آموزش آلات موسیقی، شرکت در کلاس های مذهبی و باشگاه های جوانان از جمله فعالیت هایی است که اوقات آزاد کودکان را پر می کند. بعضی کودکان چنان پر مشغله هستند که وقت آزاد برایشان باقی نمی ماند. آنان هر روز تقریبا کاری انجام می دهند.

بسیاری از پدران و مادران از وقت خالی بچه ها می ترسند. ما از اینکه کودکانمان وقت خود را تلف کنند، تلویزیون تماشا کنند، عاطل و باطل بگردند و از پیشرفت در هر زمینه غافل بمانند، نگران و ناراحت هستیم. و نیز نگرانیم که اگر فرزندمان برای اوقات فراغت خود کار و برنامه ی خاصی نداشته باشد از بودن با ما کلافه شود. ما میل داریم مطمئن بشویم که وقت فرزندمان کاملا پر است. در حالی که بسیاری از بچه ها بعد از آنکه روز یا هفته ی خسته کننده ای را در مدرسه پشت سر می گذارند، اصلا دلشان نمی خواهد کار دیگری انجام دهند.

چگونه می توانیم با ایجاد تعادل به آنان فرصت دهیم که خودشان را بیازمایند در صدد کشف مهارت های تازه برآیند و واقعا در یک زمینه مهارت پیدا کند بی آنکه به آنان فشار وارد آوریم؟ کمی فشار ممکن است به نفع کودک باشد. یک ماجرای موفقیت آمیز برایتان تعریف کنم. مادری را می شناسم که دو پسرش به مجموه ای از فعالیت های پیشنهادی او نه گفتند. تا آنکه او دید آنان در روزهای شنبه همه ی وقت خود را با تمایاش تلویزیون تلف می کنند. او معتقد بود که هیچ یک از فرزندانش مهارت خاصی ندارند که بتوانند از آن احساس غرور کنند. هر دوی آنان را برد و نامشان را در کلاس شنا نوشت و به زور آنان را در آنجا نگاه داشت و مراقبشان شد. آنان ابتدا اعتراض کردند ولی وقتی در کار شنا پیشرفت کردند اعتراضشان از میان رفت. وقتی هر دو آنان تحصیل خود را در مدرسه ی تازه ای آغاز کردند که موقعیت شنا کردن هم در آن فراهم بود کلاس شنای روز شنبه شان متوقف شد. هر دو آنان برای تیم شنای مدرسه انتخاب شدند که باعث شادمانی شان شد. به همین سان نوازندگان حرفه ای بسیاری هستند که بای والدین خود بابت از پای ننشستن در دوره ی سخت زندگی و یاری رساندن به آنان اعتبار خاصی قائلند. اما این وضع همیشه نتیجه بخش نیست. مادر دو دختر خردسال کوچکتر از هفت سال که آنان را به فعالیت های مختلف بعداز مدرسه وا می داشت و این برخلاف میل دخترها بود به واسطه بحث و جدل های مستمر با دخترانش دچار افسردگی شد. او پس از حضور در یک گروه بحث والدین درباره ی اهمیت بازی نظر خود را تغییر داد و هر نوع فعالیت بعد از مدرسه را برای دخترانش کنار گذاشت. این مادر گزارش داد که زندگی در خانه ی آنها به طرزی چشمگیر آرامتر است و همه از این وضع خوشحالند.

اوقات فراغت معمولا به عنوان زمان آزاد در نظر گرفته می شود زمانی که در اختیار خودمان است و هر کاری را که میل داشته باشیم در آن زمان انجام می دهیم. این امر به علاقه و انتخاب هر کسی بستگی دارد. ما چیزی را بر می گزینیم که به علایق و واقعیت وجودی ما مربوط باشد. فراغت برای لذت بردن است نه درد و رنج کشیدن.

بنابراین چطور بفهمیم که چه موقع اوقات فراغت کودکانمان به آنان لذت می دهد؟ و چه موقع ممکن است در درازمدت به بهترین دلبستگی آنان تبدیل شود، حتی اگر در آغاز شکوه کنند یا بیش از حد تلاش کنند؟ پاسخ به این سوال ها آسان نیست ولی ما می توانیم با پرسیدن از آنان یا به حساب آوردن خرسندی آنان به هنگامی که دلشانمی خواهد بیش از اندازه کار کنند یا دوست دارند انجام کاری را متوقف سازد، آغاز کنیم. وانگهی ما می توانیم انگیزه های خودمان را صادقانه تحلیل کنیم.

ارسال شده در 9 بهمن 1395 توسط