به کودکان خود روحیه بدهید

چطور می توانیم بفهمیم که آیا ما علاقه نشان می دهیم یا فضولی می کنیم و آیا آدمی سمج هستیم یا این هالو و دهن بین؟ اگر ابتدا درباره ی معنای واژه های حمایت و تشویق فکر کنیم در این مورد بهتر قضاوت خواهیم کرد.واژه ی حمایت یا پشتبیانی کردن یعنی سنگینی بار چیزی را تحمل کردن یا باری را از روی دوش کسی برداشتن. به عبارت دیگر یعنی مانند یک ستون حایل ساختمان یا چوبدستی بودن یا به معنای تقسیم کردن فشار یا بار سنگین.

تشویق کردن به معنای جرات و شهامت دادن به کسی است- یعنی جرات آزمودن تازه ها، زیرا امکان دارد آنها به علت جدید بودنشان به قلمروهای ناشناخته ای راه پیدا کنند و نقاط ضعف را فاش سازند. کودکان برای یادگیری نیاز به جرات داشتن و رفتن به استقبال خطر دارند.

تشویق کردن و حمایت کردن هر دو واژه هایی قدرت بخش هستند. این ماهیت و روح آنهاست. پدر و مادری که کودکان خود را تشویق می کنند یا از آنان حمایت به عمل می آورند. آنان را یاری می کنند تا به خودشان کمک کنند.

پدران و مادرانی که کودک خود را کنترل می کنند یا تحت فشار می گذارند عملکردشان با آنانی که فرزند خود را تشویق و حمایت می کنند متفاوت است. کنترل و فشار هر دو به درگیری مستقیم- حتی اعمال قدرت- اشاره دارند. آنان به کودک تلقین می کنند:

  • که به او نمی توان اعتماد کرد که خودش کاری را انجام دهد.
  • که او واقعا پذیرفتنی نیست.
  • که او از بعضی جهات عاجز می ماند.
  • که او باید رفتار خودش را عوض کند و باید به صورتی در بیاید که والدینش میل دارند.

هرگاه مجموعه ی انتظارات و هدف ها طوری طراحی شوند که والدین را خرسند سازند و نفع آنان را در بر داشته باشند به تکالیف و مسئولیت ها و قید و بند کودکان می افزایند نه اینکه آنان را از چنین موانعی آزاد سازند. چنین والدینی گرایش دارند بذر تزلزل و شک به خود را بپراکنند، خودباوری کودکان را نابود سازند و شهامت آنان را به جای تقویت تضعیف کنند. آنها امکان دارد که کودکان را بیشتر دلسرد کنند قوت قلب آنها را تضعیف کنند و انگیزه دار شدن کودک را سخت تر کنند.

ارسال شده در ۹ بهمن ۱۳۹۵ توسط مطلب نویس