انضباط مثبت و خودانگیزشی در کودکان

پژوهش ها نشان می دهد که در خانواده هایی که در آنها انضباط مثبت اعمال می شود عیب جویی و تعارض حضور کمتری دارد. بعضی از کودکان نیاز به انضباط دارند تا نسبت به خودشان احساسی خوب داشته باشند. این شاید گفته ای غیر منتظره باشد اما منظور از انضباط اطاعت بی چون و چرا و تنبیه شدید نیست. منظور من داشتن خطوط راهنمایی روشن و انتظاراتی معین برای رفتار، محدودیت هایی تعریف شده و مشخص، داشتن ساختاری برای هر روز و هفته و دانستن چگونگی مصالحه و همکاری با دیگران است. کودکان از ساختار و امنیتی که انضباط برایشان فراهم می سازد بهره مند می شوند. وقتی آن را درست و مناسب می بینند اظهارنظرها را می پذیرند و از مراقبت و توجهی که برایشان مهیا می شود، خشنود می شوند.

انضباط در مفهوم اصلی خود ارتباط چندانی با تنبیه ندارد. ریشه ی آن از کلمه ی Disiple است. در بسیاری از فرهنگ های واژگان این کلمه به معنای آموزش دادن، یاد گرفتن، تعلیم و تربیت، و آموزش و پرورش آمده است. در این معنا انضباط کلا مثبت است و مهارتی اجماعی محسوب می شود انضباط کمابیش به معنای حصول اطمینان از این است که کودکان مهارت مناسب را برای پیشرفت و زنده ماندن در جهان امروزی دارند همچنین به کودکان یاری می کند که رفتار خود را اداره و کنترل کنند و حد و حدودی فراهم می سازد تا کودکان از خواسته هایشان محروم نشوند بلکه سلامتشان تامین شود و آنها را آموزش بدهد که به فکر دیگران هم باشند و نیز نمونه ای از الگو و هماهنگی برایشان فراهم آورد تا به کودکان کمک کند احساس ایمنی کنند.

انضباط برای رشد اجتماعی و عاطفی سالم نیز مفید و ضروری است. انضباط مثبت به کودکان کمک می کند تا جایگاه درستی پیدا کنند. انضباط به دنبال خود ثبات، قابلیت پیش بینی، اعتماد و احترام می آورد. در انضباط خواسته های مثبت مطرح می شود- به کودکان گفته می شود که به جای ممانعت از انجام کارها چه کار بکنند. روشی است که والدین می توانند با به کارگیری آن مراقبت و تعهد خود را نشان دهند. انضباط برای امر و نهی کردن یا مانند دیکتاتورها، برای اِعمال قدرت مطلق نیست. هدف ما باید انضباط بدون دیکتاتوری باشد- انضباطی بر اساس بی طرفی و احترام متقابل.

ارسال شده در 9 بهمن 1395 توسط