کاری کنید که کودکان احساس کنند دوستشان دارید

همه  کودکان، والدین خود را به حد پرستش دوست دارند. کودکان احتیاج دارند به کسانی که آنان را به دنیا آورده اند اعتماد کنند. در عوض انتظار دارند که دوستشان بدارند احترامشان را حفظ کند و مورد اعتماد و خواستنی باشند. اگر کودکان این را احساس نکنند زمانی که نیاز دارند بدانند که جزئی از چیزی هستند که برایشان بسیار شایان اهمیت است- یعنی خانواده- احساس خواهند کرد که جدا و تنها هستند. کودکانی که احساس کنند وجودشان برای والدینشان بی اهمیت و بی ارزش است از نظر عاطفی و اجتماعی تک و تنها خواهند ماند و مسلما قادر نخواهند بود توانایی های خودشان را کاملا به منصه ی ظهور برسانند.

ما می توانیم با توجه به موارد زیر کودکان را یاری کنیم تا احساس کنند دوست داشتنی و خواستنی هستند:

  • مراقب تندرستی و ایمنی شان باشیم و نسبت به اضطراب هایشان حساسیت داشته باشیم.
  • از همراه بودن و مصاحبت با آنان لذت ببریم.
  • به اندیشه ها، مهارت و عقایدشان ارج بگذاریم.
  • بخشی از زمان فراغت خود را با آنها بگذرانیم با آنان صحبت کنیم، گردش و بازی کنیم و به تفریح بپردازیم.
  • به چیزهایی که برای آنان اهمیت دارد علاقه نشان دهیم.
  • وقتی کاری را خوب انجام می دهند به آن توجه کنیم.
  • درباره ی چیزهایی که آنان را تحت تاثیر قرار می دهد همواره به آنها آگاهی بدهیم.
  • به خود آنها، روش آنان برای انجام دادن کارها و توانایی شان در رسیدن به نتیجه ی مطلوب اعتماد داشته باشیم.
  • به نیازها و حقوق آنان احترام بگذاریم.
  • به آنان فرصت انتخاب بدهیم تا بتوانند درباره ی سلیقه ها و پسندهای خود بیشتر بیاموزند و دریابند که چه چیزهایی برایشان اهمیت دارد و در مورد آنچه برایشان پیش آمده است حرف بزنند.

… و مهم ترین این ها زمان است. برسی و ارزیابی های مکرر نشان می دهد که کودکان دوست دارند پدر و مادرشان دور و برشان باشند حتی اگر عملا هیچ کاری با کودکان انجام ندهند. آنان دوست دارند که پدرشان را نیز به همان میزانی که مادر خود را می بینند ببینند. در انگلستان نسبت به دیگر کشورهای اتحادیه ی اروپا ساعت کار مردان بیشتر است. این بدان معنا است که آنان زمان کمتری را در خانه و با خانواده ی خود می گذرانند. اگرچه کودکان خردسال آشکارا نیاز بیشتری به مراقبت جسمانی مستقیم از سوی والدین خود یا دیگر مراقبان دارند کودکان بزرگتر هم به وقت و محبت و توجه والدین نیاز دارند. در پژوهشی که به تازگی در یک همایش کمیته ی اجرایی اتحادیه ی اروپا درباره ی نوجوانان و خانواده ی آنان مطرح شد چنین به دست آمد که حتی نوجوانان، اشتیاق زیادی به دیدن والدین از خود نشان می دهند. وقتی پدرها ومادرها نخواهند یا قادر نباشند زمان بیشتری را در خانه ی خود بگذرانند به نظر می رسد این وضعیت پیامدهایی در بر داشته باشد. مدیران آموزش گزارش داده اند که در چنین شرایطی کودکان در رویارویی با موانع یادگیری یا مشکلات دیگر انعطاف پذیری خود را از دست می دهند. در پژوهشی دیگر که مایکل راتر به عمل آورد نشان داده شد که انعطاف پذیری کودکان بر سه عامل گرایش مثبت (عزت نفس، خودمختاری و اجتماعی بودن) داشتن خانواده ای حامی و دیگر نظام های حمایتگر اجتماعی مبتنی است. جامعه و خانواده و به خصوص پدران دارای اهمیت هستند. اگر کودکان احساس کنند که مورد توجه اشخاص مهم زندگی خود هستند درباره ی خودشان احساس خوبی خواهند داشت. اگر ما در کنار فرزند خویش حضور نداشته باشیم گاهی اوقات صرف نظر از علت حضور نداشتن خود مشکل می توانیم کودک را متقاعد کنیم که وجودش دارای اهمیت است. به این ترتیب هم عزت نفس او و هم احساس توانایی او در هدایت و اداره امور خود لطمه خواهد دید.

ارسال شده در 9 بهمن 1395 توسط