برادران و خواهران را با هم مقایسه نکنید

زندگی زیر سایه ی خواهر و برادر در تمام طول عمر روی عده ای از کودکان اثر می گذارد. اظهارنظرهای بی توجهانه از سوی معلمان و همچنین والدین از قبیل خواهرت چنین کاری نمی کرد یا تو استعداد ورزشی برادرت را نداری، می تواند غرور و حس جاه طلبی کودک را نابود کند. سوای آنکه این گفته ها حالتی برانگیزاننده ندارند من شنیده ام که اشخاصی چنین می گویند که در تمام دوران کودکی خود تصور می کردند که بد و بی ارزش هستند زیرا از اینگونه چیزها می شنیدند. شخصی حتی زمانی که برای کارش در پژوهش پزشکی برنده ی یک جایزه ی بین المللی شده بود وقتی مادرش را به یاد می آورد که میگفت که هنگام تحصیل در دبیرستان، خواهر او بچه ی درسخوان خانه و او صرفا اهل عمل بود ابراز حسادت می کرد. او احساس می کرد نه تنها با آن جایزه ی ناچیز ضایع شده بلکه هنگام مقایسه به وضوح ابله و کودن نیز نشان داده شده است در حالی که به واقع چنان نبود.

از کسی شنیدم که شکایت میکرد که پدر و مادرش همیشه در کریسمس و تولدها به او کتاب می دادند در صورتی که به برادرش اسباب بازی های جالبی می دادند زیرا او را جزیی ازخانواده می دانستند. او از این برچسب زدن رنجیده خاطر بود به طوری که سال ها خود را به کلی از کارهای علمی و تحصیلی کنار کشید و تنها سال ها بعد معلم شد و به کار علمی بازگشت.

برادران و خواهران ستارگان نوپا در ورزش یا موسیقی معمولا هنگامی که می بینند والدینشان توجه و نیز پول قابل توجهی را به پرورش استعداد خاص فرزند استثنایی خویش اختصاص می دهند احساس می کنند که کنار گذاشته شده اند. برادران دوقلوی شارون دیویز شناگر المپیک می گفتند که احساس می کنند بدون پدر بزرگ شده اند. پدر آنها چند سالی را که شارون، خوهر آنها در آمریکا مشغول آموزش شنا بود با او گذرانده بود. حتی زمانی که پدر در خانه و کشور خودش بود این دو برادر احساس می کردند به آنان توجهی نمی شود زیرا پدرشان همه ی توجه خود را صرف خواهرشان می کرد. والدین یک ستاره ی اسکیت روی یخ خانه ی خود را فروختند و خانواده را به کاراوانی منتقل کردند تا بودجه ی تعلیم و هزینه های مسابقه این ورزشکار را تامین کنند. مدتی بعد ستاره ی خردسال تصمیم گرفت ورزش را کنار بگذارد. این کار او حتما از سوی خواهر و برادرش نوعی از خودگذشتگی تلقی شده است.

حتی تقسیم عادلانه تعریف و تمجید نیز ممکن است محدود کننده باشد. این حرف که پسرمان نقاش خانواده است. و دخترمان موسیقیدان ممکن است به هر یک عنوانی افتخار آمیز بدهد اما احتمال کمتری فراهم می سازد که آنها در صدد جست و جوی استعدادی دیگر در خود برایند و از دیگر زمینه های مورد علاقه ی خود لذت ببرند. اگر شخص احساس کند که بابت مهارتی خاص و نه به خاطر خودش مورد تحسین و محبت قرار گرفته و پذیرفته شده است مستمسکی خواهد داشت که لازم می بیند خود را به علت آن تقویت کند و اجازه ندهد خواهر یا برادر او وارد آن محدوده شود. وقتی مهارت ها به صورت قلمرو در آیند کودکان ممکن است برخوردی قبیله ای در پیش گیرند. در عوض اگر ما روشن کنیم که در خانواده برای بیش از یک هنرمند، شاعر، نقاش یا بازیکن تنیس فضا وجود دارد و اینکه هر کودک نظریات و اندیشه های منحصر به فرد خودش را داراست که سهم بسزایی در پربار کردن فعالیت مورد نظر او و به صورت شخصی در آوردن آن دارند هر فرد برای کشف و گسترش هر قابلیت و استعداد در خود احساس آزادی خواهد کرد.

هر چه ما درباره ی خودمان احساس بهتری داشته باشیم بیشتر به کاوش و اکتشاف در خویش خواهیم پرداخت و احساس پرباری و کامیابی خواهیم کرد.

ارسال شده در 8 بهمن 1395 توسط