پذیرش بدون قید و شرط کودک

وقتی از همان جایی که کودکمان قرار دارد شروع کنیم شخصیت او را به رسمیت می شناسیم و این همچنین راهی است که به وضوح و عملا نشان می دهد که پذیرش بدون قید و شرط کودک او را آزاد می گذارد تا مطابق روش خودش یاد بگیرد و رشد کند روشی که از نظر او واقعیت دارد وقتی ما کودک را همانطور که هست می پذیریم در نتیجه او پی می برد که کیست. هر چه بیشتر با این فرض که او می تواند فردی متفاوت با وضع فعلی خود باشد از او بخواهیم کس دیگری بشود و نقاط شروعی را که مطلوب اوست نادیده بگیریم، او نیز احتمالا به میزان بیشتری درک خود را از خویش از دست می دهد. به طوری که بعدا در همین بخش خواهیم دید اگر می خواهیم کامیابی و شکست کودکمان در نهایت به نفع خود او باشد باید او را بدون قید و شرط قبول کنیم.

آغاز کردن از این نقطه که آنان کیستند و قبول کردن بدون قید و شرط آنان بدین معنا نیست که امکان تغییر و تحول وجود ندارد. همچنین بدین معنا نیست که ما آنان را در درون نقش هایشان زنجیر می کنیم و برای همیشه آنان را در موردی نیرومند و در موردی دیگر ضعیف می بینیم. بیشتر اوقات کودکان ضمن بالندگی به تحول و توسعه ی مهارت های تازه ی خود نیاز دارند. مثلا کودکی که به قدری آشفته و نابسامان است که یا از پیشرفت عادی باز می ماند یا به قدری مورد بازخواست قرار می گیرد که کاملا مایوس می شود نیازمند تغییر در روش های خود است. این بدان معنا است که اگر ما می خواهیم به او یاری کنیم تا حرکتی را آغاز کند بهتر است از نقطه ای شروع کند که خود او قبول داشته باشد و به طرزی باشد که او بتواند آن کار را کنترل کند و بتواند آن را به دلیلی بپذیرد.

از همان جایی آغاز کنید که آنان قرار دارند:

همان روزی که در امتحان رانندگی قبول شدم دوستم شادمانه مرا سوار اتومبیل خودکرد تا حق برخورداری تازه مرا از جاده جشن بگیرد. اتومبیل او مینی ماینر پرشتابی بود. او از مهارت رانندگی خودش بسیار مغرور واز جمله کسانی بود که دایم در مسابقات اتومبیل رانی شرکت می کردند. می خواست به من یاد بدهد که چطور در پیچ های جاده و موقع زیاد کردن سرعت، اتومبیل را به طرزی صحیح کنترل کنم. از شهر بیرون آمدیم و او مرا تشویق کرد که تندتر برانم من احساس راحتی نمی کردم فقط تحت تاثیر او بودم. این بود که سعی کردم خط صحیح را در پیش بگیرم و بخت یارم بود که توانستم با یک اتومبیل که از روبه رو می آمد بخورد نکنم. این قضیه درسی به من آموخت که هرگز آن را فراموش نخواهم کرد. خیلی سریع جلو راندن کودکان ممکن است باعث تصادف و شکست آنها بشود چون آنان معمولا کنترل خود را ندارند.

ارسال شده در 8 بهمن 1395 توسط