بررسی ویژگی های مدیران کارآمد

با بررسی ویژگی های مدیران کارآمد که در این بخش به آن می پردازیم می بینیم که انگیزه دهندگان موثر و کارآمد:

  • توقعات زیادی دارند و حمایت گرند
  • اشتباهات را تحمل می کنند
  • تحسین و تشویق می کنند
  • مشوق استقلال هستند

ما با توجه به این ویژگی ها می توانیم ببینیم که هر نوع از پدر و مادرها، در زمینه ی هر یک از این ویژگی ها احتمالا چگونه رفتار می کنند. البته رفتار هیچ یک از ما دقیقا مطابق این یا آن مقوله در این طرح نیست زیرا که ما مشاغل خود را تغییر می دهیم وارد کاری جدید می شویم یا از آن دست می کشیم. به علاوه عزت نفس چیزی ثابت و ساکن نیست ما تحت تاثیر رویدادها و اوضاع و احوال، و نسبت به کیفیت مناسبتمان و میزان فشار روانی ای که در تغییرات و اداره ی امور متحمل می شویم، احساس نیرومندتر بودن یا آسیب پذیر بودن می کنیم. با وجود این آزمودن متغیرهای مهم در این مورد، تا اندازه ای ما را یاری خواهد کرد تا داده های خود را بر مبنای پویایی انگیزش درک کنیم.

موفق های بزرگ

موفق های بزرگ یا والدین مسیر سریع می توانند با کودکان خود روابط طوفانی و پر هیجانی داشته باشند. مخصوصا پدرها ممکن است بر این تصور باشند که روش مدیریت آنها در خانه نیز نتیجه بخش خواهد بود. اما به سرعت در می یابند که اشاره ی دست آنها در آنجا تاثیر چندانی ندارد بخصوص زمانی که بچه از غیبت های مکرر پدر دلخور است. بچه ها برای اینکه به پیام توجه کنند باید برای پیام دهنده احترام قائل باشند. اگر کودکان احساس کنند که تحت فشار هستند و کسی توجهی به آنان ندارد احترام لازم را برای اشخاص مورد نظر قائل نخواهند شد. در زمینه ی توقعات موفق های بزرگ توقع بیشتری از فرزندان خود دارند اما در واقع بیشتر در زمینه ی عزت نفس خود تحت فشار هستند. کسانی که با خودشان احساس راحتی می کنند آرامش بیشتری دارند و بیشتر از کسانی که دارای عزت نفس ضعیف هستند اهدافی واقع بینانه برای کودکان خود در نظر می گیرند. پدر و مادران بلندپروازی که سعی می کنند با استفاده از کامیابی های شخصی خود، احساس ارزشمند بودن خود را افزایش دهند به هر حال سمج تر خواهند بود. همچنین ممکن است به این دلیل به دنبال کامیابی کودکان خود باشند تا بتوانند زمانی که ذخیره های شخصی شان ته می کشد از این طریق به روشی مشابه بهره برداری کنند.

فرد موفق بزرگی که منطقی و معقول باشد به آسانی اشتباهات منطقی و موجه را می پذیرد. او به اثبات چیزی برای خود یا دیگران نیاز ندارد و درباره ی آنچه که از کودکان می توان انتظار داشت دیدگاهی متعال تر دارد. از سوی دیگر کسانی که پیوسته تحت تاثیر دیگران هستند احتمالا تحمل می دارند. اشتباهات کودک آنان ممکن است انعکاسی ناخوشایند بر آنان بگذارد و آن را به خود بگیرند. امکان دارد معیارهای بالای خود را به طرزی ناشایست به کار ببرند و بسیاری چیزها را به عنوان شکست تلقی کنند. میل به رقابت با کودکان در آنان نیز شکست ها را تاکید می کند و اشتباهات و شکست ها، وقت و انرژی کمیاب را بر باد می دهند و دردسر آفرین می شوند.

پدران و متعلق به گروه مسیر سریع، در تعریف و تمجید کردن از بچه های خود مشکل دارند. آنان توقعات بالا و زیادی را در نظر می گیرند ولی وقتی که فرزندشان به موفقیت نسبتا خوبی دست می یابد که شایسته تقدیر و ستایش است. همان توقعات بالا مانع از این می شود که فرزند خود را مورد تشویق قرار دهند. در هر مرحله از پیشرفت، والدین به جای اینکه  موفقیت های جاری کودک را تشخیص دهند و گرامی بدارند نگاه خود را به مرحله بعدی که کودک می تواند بدان دست یابد می دوزند و از این می ترسند که کودک به پیروزی خود مغرور شود و از همین رو به پیشرفت جاری او به عنوان یک موفقیت چندان توجهی نمی کنند. این مسئله خصوصا در مورد والدین مسیر سریع از نوع نامطمئن صدق می کند. برای آنان تحسین هنگامی شایسته و معنادار است که کودکشان به اوج پیروزی رسیده باشد و در قله موفقیت قرار گیرد.

موفق  های بزرگی که دارای عزت نفس بالایی هستند به کودکان خود فرصت و میدان کافی برای کار و بازی آزادانه می دهند. آنان قادرند با این اندیشه زندگی کنند که کودکشان می تواند با آنان فرق داشته باشد و به او آزادی دهند تا با روش خویش و در زمان خود موفق شود. از سوی دیگر اگر مناعت طبع والدین، ضعیف باشد از نظر آنان قائل شدن چنین حقی برای کودکشان بسیار خطرناک است. کودک را به حال خود رها کردن به نحوی که تمهیدات خودش را به کار ببرد ممکن است باعث شود نمره ی قبولی مورد نظر والدین را نگیرد. آنها نیاز دارند که فرزندشان مثل خود آنها باشد و خود نامطمئن آنها را تایید کند. زمان فراغت کودکان نیز باید کاملا تحت ضابطه باشد و با انگیزش و تهییج پر شود تا شانس موفقیت های قابل توجهی که والدین می توانند فراهم آورند به بالاترین حد برساند.

موفق های معمولی:

والدین مسیر اصلی بر اساس دیدگاهشان نسبت به خویشتن خود، گرایش دارند که از فرزند خود انتظاری در حد مناسب- تا پایین- داشته باشند این نوع پدر و مادر قادر خواهد بود شکست ها و اشتباهات فرزند خود را به عنوان امری ضروری و اجتناب ناپذیر، بپذیرد البته به شرطی که  این شکست ها در حد متناب باقی بماند. اینگونه والدین معمولا زمان و اعتماد لازم را برای کشف و اصلاح سوء تفاهم های فرزندان خود در اختیار دارند. از سوی دیگر اگر مناعت طبع آنان کم باشد آنگاه اشتباهات فرزندان به همان دلایل گفته شده در بالا برایشان ناخوشایند است و توجه خود را بر آنها متمرکز می کنند.

موفق های معمولی حقیقتا و صادقانه تحت تاثیر آن دسته کامیابی های فرزندان خود قرار می گیرند که احتمالا خودشان هرگز شانس تجربه کردنشان را نداشته اند. از همین رو از فرزندان خود تعریف و تمجید بسیار به عمل می آورند و غروری که احساس می کنند آشکارا با حضور یافتن آنها در برنامه های مختلف مثلا در بازی فوتبال در مسابقات ورزشی در کنسرت یا در نمایشنامه های کلاسی و تایید شایستگی کودک خود بارز می شود. در خانواده ی این قبیل والدین، تعهدات کاری و شخصی کودک احتمالا کمتر می شود. پدر یا مادر در کارهای آنها مشارکت می ورزند و از این طریق رضایت خاطر کودک افزایش می یابد. اما والدینی که دارای عزت نفس پایین هستند به سختی می توانند کودک خود را مورد تحسین و تمجید قرار دهند. آنان نه تنها ممن است خود در دوران کودکی چندان تمجید و تحسین نشده باشند بلکه احتمالا برب این باورند که تحسین ممکن است کودک را پر مدعا و از خودراضی کند و لازم است به هر قیمتی از آن جلوگیری شود.

والدین موفق معمولی می دانند که توقعات متوسط آنها از فرزندشان هر چقدر بیشتر بر اساس تمایل و ارضای فرزندشان باشد فراغت و انبساط خاطر بیشتری برای آنها فراهم می کند. آنان احتمالا کلاس های آموزشی مختلفی را برای فرزند خود تدارک می بینند ولی احتمالا کمتر درباره ی اهداف فرزند خود برنامه ریزی می کنند که چه باید باشد. فرزندان آنها آزاد خواهند بود تا راه خود را بر حسب کسب رضایت خاطر و بهره مندی خویش پیدا کنند.

موفق های جزء:

این قبیل والدین که به خود مباهات نمی کنند ممکن است از کودکان خود اصلا توقعی نداشته باشند یا آنکه توقع بسیار کمی داشته باشند. آنان احتمال دارد انتظار نداشته باشند که فرزندانشان کاری بهتر از خودشان انجام دهند یا ممکن است ترجیح دهند که فرزندشان موفق نشود تا وضعیت خودشان فاش نگردد. کسانی که دارای عزت نفس مثبت هستند احتمال دارد اشتباات فرزند خود را به نوعی تحمل کنند ولی اگر این اشتباهات بسیار زیاد شود ممکن است نگران شوند که نکند فرزندشان نیز مثل خودشان دارد وقتش را تلف می کند. اشخاص دارای عرت نفس ناچیز غالبا بیش از حد معمول، اشتباهات را تحمل می کنند، زیرا داشتن توقعات ناچیز ممکن است به محو شدن حد و مرز موفقیت و شکست منجر شود. احتمال دارد که دوران مدرسه برای آنان دشوار بوده باشد. برای آنان سخت است که ارزش درس و مدرسه را بپذیرند چون در این صورت عدم تحصیل خودشان به عنوان موردی باعث سرافکندگی در معرض دید دیگران قرار خواهد گرفت. ایجاد هر نوع جدایی میان آنها و دیگران ممکن است واکنش دفاعی بیش از حد آنها را نسبت به هر نوع گزارش  از قصور کودک در مدرسه تقویت کند زیرا ممکن است این مسئله را به آسانی به عنوان چالشی مستقیم با خودشان و همچنین فرزندشان ارزیابی کنند.

والدینی که احساس می کنند در زندگی خود زیاد موفق نبوده اند ممکن است تحسین و تشویق را به کلی نادیده بگیرند. بعضی اوقات آنا درک نمی کنند که کودکان دوست دارند مورد تعریف و تمجید قرار بگیرند و بعضی اوقات نمی دانند که چطور از کودک خود تعریف کنند. آنها احتمالا به این دلیل که موفقیت بخشی از تجربه های معمولی آنان نیست فعالیت هایی را که قابل تحسین و تشویق است، تشخیص نمی دهند. و احتمالا به علت توقعات کم و پول محدودی که دارند کودکانشان موقعیت مناسبی برای به کار انداختن استعدادهای خود و موفقیت در بعضی کارها به دست نمی آورند.

این قبیل والدین به ویژه هنگامی که خود را حقیر احساس کنند به سختی می توانند تمایل فرزند خود را برای استقلال، سر و سامان دهند و کنترل کنند. اما وقتی که کودکان کمتر از معمول کنترل و سازماندهی و هدایت شوند ممکن است سرگردان شوند و درس های مفید زندگی را در مورد ثمره های درخواست، موفقیت و احساس تعهد نسبت به والدین به حساب نیاورند و همه ی این ها ممکن است در انگیزش آنان تاثیر منفی بگذارد.

ارسال شده در ۸ بهمن ۱۳۹۵ توسط مطلب نویس

مطالب مشابه