گُلدتورپ و لاک وود: تاثیرات شخصی و اجتماعی

گلدتورپ و لاک وود دو روانشناس که در دهه ی 1960 تحقیق می کردند، مشاهده کردند کارگران اتومبیل سازی مورد مطالعه ی آنان هر کدام جهت گیری قبلی متفاوتی نسبت به کار دارند که عمدتا تحت تاثیر معاشران اجتماعی آنان و رضایتشان از شغل خود بود. این دو عامل طرز فکر آنها را نسبت به کار و پاداش تعیین می کرد. به طور کلی سه رویکرد متفاوت در زمینه ی کار کردن تشخیص داده شد:

  • رویکرد ابزاری که در آن کار صرفا وسیله ای است برای رسیدن به نتیجه و هیچ گونه اهمیت اجتماعی یا هیجانی ندارد. پاداش ها تقریبا از نوع مالی و از این رو برونی هستند.
  • رویکرد تعاونی گرا که در آن کار فعالیتی گروهی است و غالبا به واسطه ی مهارت های مشترک دارای ارزش می شود. کار، اساس زندگی و بخش لاینفک خانواده و دوستی ها را تشکیل می دهد. پاداش ها هم درونی و هم برونی هستند.
  • رویکرد مقرراتی یا اداری که در آن، پاداش ارزشمند تنها پول نیست بلکه جایگاه اجتماعی، انتظارات مربوط به زندگی خوب و احساس ایمنی نیز هست. در این رویکرد پاداش برونی است.

این نظریه چگونه می تواند به والدین کمک کند؟

دیدگاه جهت یابی قبلی ما را ترغیب می کند تا درباره ی چگونگی تاثیر ارزش ها و نگرش های خودمان در کودکان فکر کنیم: درباره ی نگرش ما به مطالعه یا به کار به پول به عنوان یک علت مهم یا بی اهمیت برای کار کردن؛ به تعهد؛ به دوستان و سازمان ها. شخصی که نسبت به کار نگرش ابزاری دارد ممکن است رابطه اش با مدرسه ی فرزند خود فاصله دار باشد و در مورد مدرسه یا دانشگاه، همین نگرش ابزاری را به کودک خود القا کند. کودکی که نگرش ابزاری داشته باشد کمتر احساس تعهد می کند و احتمالا انتظار ندارد که از روند تحصیل لذت ببرد. شاید هم کمتر به نتیجه ی کار خود توجه کند. والدینی که نسبت به شغل و کار خودشان دارای گرایش های تعاونی گرا هستند محتملا این گرایش را به کودکانشان نیز انتقال خواهند داد و آنان نیز در زمان خودشان به مشاغلی روی می آورند که برایشان جالب است. آنها در مدرسه بیشتر سرگرم فعالیتهای مختلف می شوند احساس هماهنگی و یکپارچگی بیشتری می کنند و از مشارکت در زندگی و جامعه و مدرسه خرسند می شوند. والدین مقرراتی یا اداری، فرزندان خود را برای موفقیت در تحصیل تشویق می کنند وادارشان می سازند مواردی را انتخاب کنند که با شغل خوب مقام بالا و تخصص ارتباط داشته باشد و آرزو می کنند که فرزندانشان برای تامین عاقبت خود، در نهایت فردی موفق یا کاپیتان ورزشی شوند.

ارسال شده در 8 بهمن 1395 توسط