طرح سلسله مراتب نیازهای مزلو

زیبایی شناسی

فهمیدن و درک (کنجکاو بودن)

خودشکوفایی (نیاز به استقلال و رضایت خاطر)

عزت و احترام (نیاز به ارزشمند و گرامی بودن)

عشق و تعلق داشتن (نیاز به عشق و محبت، عواطف و تعلق داشتن به کسی)

ایمنی و اطمینان خاطر (نیاز به حفاظت از بیماری و خطر، نظم و ترتیب داشتن)

جسمانی (نیاز به غذا، آشامیدن و خوابیدن)

این نظریه چگونه به والدین کمک می کند؟

نظریه ی سلسله ی مراتب نیازهای مزلو علی رغم سادگی، بسیار مفید و سودمند است. این طبقه بندی نیازها به همه ی ما از جمله کودکان کمک می کند تا اهمیت قرار گرفتن در چارچوب ذهنی درست یا وضعیت آمادگی عاطفی را در کنیم و تکالیف خاصی از قبیل اجتماعی بودن و یادگیری و پیشرفت را بر عهده بگیریم. بیشتر اوقات همه ی ما نسبت به کودکان بینشی فاقد احساس و محدود داریم. تصور می کنیم که آنان می توانند و باید بتوانند تمام خواسته های ما را به همان دقتی که خودمان می خواهیم تامین کنند.

مثلا زمانی که کودکان به مدرسه ای جدید می روند دوست داریم به سرعت دوستانی برای خود بیابند. ما چنین تصور می کنیم که آنان به مکان جدید خو گرفته اند و از آنجا خوششان آمده است. این بدان معناست که ما می توانیم آرامش پیدا کنیم و شاید حتی به وسیله ی آنان به سرعت دوستانی جدید بیابیم و فرصتی به دست آوریم تا زمانی که آنان برای بازی کردن می روند به کارهایمان سر و سامان بدهیم. با وجود این مزلو به ما هشدار می دهد پیش از آنکه کودکان نیاز به همنشینی با دیگران داشته باشند، خودشان نیازمند احساس ایمنی و اطمینان هستند. نیاز دارند با زندگی خود خو بگیرند و پیش از آنکه وقت خود را به شادی با دیگران صرف کنند از بابت ما اطمینان خاطر داشته باشند.

همین هشدار شامل کودکان بزرگتر نیز می شود. ما در رویارویی با یک نوجوان بی انگیزه و تنبل که ساعت ها وقت خود را صرف تلفن می کند یا با دوستان خود در خارج از منزل به سر می برد باید توجه داشته باشیم که او در این سنین نیاز دارد که به گروهی از دوستان تعلق داشته باشد. از همین رو به جای اینکه از او انتظار رفتاری را داشته باشیم که موجب انزوا یا ناراحتی او می شود بسیار نتیجه بخش تر خواهد بود که به او پیشنهاد کنیم تا قبل از پیوستن به هر گروه از دوستان درباره ی آنها تحقیق کند یا به فعالیتهای اجتماعی مختلف بپردازد.

نظریه ی سلسله مراتب مزلو ما را یاری می کند که بفهمیم چرا، مثلا کودکمان به طور ناگهانی درس خواندن را مشکل می داند یا احتمالا آن شور و اشتیاق وافر قبلی خود را از دست داده است. اگر کودک در هر سنی با رویدادی مواجه شود که احساس امنیت او را تضعیف کند مثلا مرگ یکی از نزدیکان یا جدایی و طلاق والدین ممکن است دچار این مشکل شود که تمرکز بر رشد شخصی و یادگیری اش را از دست بدهد.

 

 

ارسال شده در ۸ بهمن ۱۳۹۵ توسط مطلب نویس