ارزیابی شایستگی کودک برای انجام کار

وقتی هدف مشخص شد بعد باید پیامدهای عملی آن را ارزیابی کنیم و مشخص کنیم که چگونه می خواهیم به آن هدف برسیم.نخست بررسی می کنیم تا ببینیم که آیا قابلیت و توانایی دستیابی به آن هدف را داریم یا نه. برای رسیدن به نتیجه ی مطلوب به چه چیزی نیاز داریم؟ آیا به هنگام انتخاب هدف از سطح کلی توانمندی خودمان آگاه بوده ایم؟ به این منظور ما نه تنها به میزان معینی آگاهی و مهارت نیاز داریم بلکه به بینش و خودشناسی خوبی نیز احتیاج داریم تا قضاوتمان درباره یآنچه که می خواهیم و می توانیم در چارچوب زمانی مشخص شده فرا بگیریم با واقعیت سازگار باشد. در تصمیم گیری کودکی که مثلا می خواهد در عرض یک هفته با چوب یک گاراژ اسباب بازی بسازد- در صورتی که تا آن زمان هرگز اره به دست نگرفته باشد- یا یک بلوز پشمی برای خودش ببافد- در صورتی که قبلا هرگز چنین چیزی نبافته است- اندکی اشکال وجود دارد.

دوم، ما نیاز داریم باور کنیم که به طور کلی در انجام این قبیل تکالیف، صلاحیت موفقیت را داریم. ما این شایستگی و آمادگی را از تجربه ی مستقیم خود در سر و سامان دادن به بعضی مسائل مربوط به خود و از کسب موفقیت به دست آورده ایم. در این مورد حتی به کودکان شیرخوار هم می توان فرصت داد تا خودشان برخحی از کارهایشان را انجام دهند به ویژه غذا خوردن کمکشان می کند که به احساس بسیار مهم کسب مهارت دست یابند. این تجربه ی استقلال و موفقیت در ایجاد خودباوری و خودآگاهی در ما سهمی بسزا دارد و به ما کمک می کند تا باور کنیم که می توانیم مفید واقع شویم. ولی بار دیگر می گویم که این خودباوری باید واقعی باشد. برای پیشرفت واقعی قابل حصول لازم است خودباوری ما با توانمندیمان در دستیابی به هدف خود کمابیش همسو باشد.

دانش و مهارت را ارزیابی کنید و گسترش دهید

اکثر مبارزه ها و چالش هایی که در ما شوق بر می انگیزند و بیشترین حس موفقیت را برای ما به ارمغان می آورند، آنهایی هستند که مداوم و با ثبات باشند. ما نمی توانیم فورا به آنها دست بیابیم و برای غلبه بر آنها باید به رشد و نمو خود بپردازیم. ما یا باید در حین کار ونزدیک شدن به هدف، به یادگیری اقدام کنیم- که در این حالت یادگیری ما تقریبا ناملموس است- یا قبل از آنکه شروع به کار نیم مهارت های لازم را کسب کنیم. برای مورد اول کودکی را در نظر بگیرید که کار با یک آلات موسیقی را در کلاس بالاتر شروع می کند. او با دانش پایه ای که در کلاس قبل فرا گرفته ا ست اکنون به تدریج می تواند تکنیک و مهارت خود را از طریق تمرین و ممارست  افزایش دهد. نمونه ای از مثال بعدی، کودکی است که میل دارد یک خرگوش دست آموز خانگی داشته باشد ولی برای این کار احتیاج دارد خودش یک قفس بسازد زیرا برای خریدن قفسی نو، پول لازم را ندارد. اگر او قبلا در کارگاه مدرسه کار عملی زیادی نکرده باشد، لازم است پیش از آغاز به کار واقعی خود، ارّه کشی و چکش کوبی را تمرین کند و شاید هم مجبور باشد که به کتابخانه یا یک فروشگاه حیوانات خانگی برود تا برای ساختن قفس ایده بگیرد.

داشتن خودباوری عمیق و انتظار کارایی خوب از خویشتن:

دارا بودن حس خودکارایی به ما کمک می کند به چالش و تکاپو مبادرت ورزیم. اگر احساس بی لیاقتی کنیم وقت بسیار زیادی را صرف خودداری از انجام کارهایی خواهیم کرد که نشان دهنده ی ضعف ما خواهد بود. به عبارت دیگر هر چه بیشتر احساس بی لیاقتی و عدم شایستگی کنیم کمتر به آزمودن چیزهای تازه و بهتر شدن اوضاع و احوال اقدام خواهیم کرد. باید هر چه زودتر به کودکان کمک کنیم در تمام جوانب احساس قابلیت و شایستگی کنند.

در کار خود از همه گونه مهارت استفاده کنید:

هر چه مهارتمان در زمینه ی انجام تکالیف مختلف بیشتر باشد بیشتر می توانیم از آنها سود ببریم تا به ما کمک کند که حتی مهارت و دانش خود را بهبود بخشیم. همان گونه که پیروزی، به پیروزی منتهی می شود هر چه بیشتر بدانیم و عمل کنیم به ما کمک می کند تا سریعتر یاد بگیریم و کارهای دیگری را انجام دهیم. کودکانی که از حیث بدنی تندرست و پر جنب و جوش هستند همچنین می توانند خوب درس بخوانند در بریدن و ساختن اشیای دستی مهارت دارند حواس خود را به کار می گیرند و به خوبی با دیگران می جوشند در هنگامی که چیز تازه ای را می خواهند مورد آزمایش و تجربه قرار دهند شروع کننده های خوبی نیز هستند.

والدین چگونه می توانند کمک کنند؟

در مرحله دوم می توانیم:

  • به کودکان فرصت کافی بدهیم تا کارهایی را برای خودشان انجام دهند. در این صورت نوعی احساس شایستگی قوی در آنان بروز می کند.
  • زمانی که از خود نوعی ابتکار عمل نشان می دهند یاریشان کنیم تا کار را به ثمر برسانند در این حالت احساس مثمرثمر بودن می کنند.
  • آنان را با سرگرمی ها و علائق گوناگون آشنا کنیم تا پایه ی مهارت خود را گسترش دهند.
  • به آنان یاری دهیم که از حیث بدنی تندرست و سرحال باشند. در این صورت می توانند از وضع جسمی خود احساس غرور کنند و از پرورش آن به خود ببالند و به سبب آن دچار یاس نشوند.

 

ارسال شده در 7 بهمن 1395 توسط