انگیزش به عنوان الهام فکری

برای بعضی از افراد انگیزش اساسا نیرو و اشتیاق، هیجان و هدف است. الهام، کلید و اساس خودانگیزشی است. به این معنا انگیزش، بیانگر احساسی بسیار شخصی درباره آن چیزهایی است که فرد دوست دارد یا می خواهد: همان چیزهایی که فردیت او را می سازند. شور و هیجان، به هنگامی که اوضاع دچار اشکال می شود هم توان لازم را برای مداومت در کار وهم اشتیاق به انجام دادن تکالیف را به صورتی مطلوب در شخص به وجود می آورد. راهنمایان کارآمد این شور و هیجان را پرورش می دهند و از آن حراست می کنند.

اگر همه ی کودکان الهام پذیر بودند، عالی می شد. مشکل اینجا است که اکثر آنان چنین نیستند. زندگی کودک پر از مسائلی است که باید به آنها بپردازد و ما نمی توانیم از او انتظار داشته باشیم که به آنها علاقه مند باشد. مثلا شمار اندکی از کودکان، در زمینه ی انجام تکالیف درسی اظهار شادمانی می کنند. به ندرت کودکی پیدا می شود که درباره ی مرتب نگاه داشتن اتاق خواب خود شور و شوق نشان دهد یا از خواندن هر موضوع درسی به وجد آید. همچنین در کودکی دوره هایی طبیعی وجود دارد که کودکان نسبت به چیزهایی که به آنها علاقه مند بوده اند احساس بی تفاوتی می کنند و زمانهایی هستند که مشکلات شخصی باعث می شوند که کودک احساس خلاء و پوچی و بی پناهی کند. زمانی که شور و شوق و الهام تواما وجود داشته باشد والدین گرفتاری کمتری دارند. مشکل اصلی والدین و کارشناسان روانشناسی این است که اولا چگونه باید کودکان را به هیجان آورد و برانگیخت ثانیا وقتی موارد الهام بخش محدودند یا کودکان متزلزل و بی علاقه اند چگونه باید انعطاف پذیری و تصمیم گیری را در آنان پرورش داد.

ارسال شده در 7 بهمن 1395 توسط