چرا این قدر فکرم بسته است؟

این که آدمی با باورها و عقاید محکمی باشیم به طور حتم بد نیست همان طور که گفته شده: اگر به هیچ چیز باور نداشته باشید با هر چیزی آشفته می شوید، اما اگر اطلاعات تغییر می کنند ولی باورهای شما تغییر نمی کنند بنابراین مصمم و ثابت قدم بودن شما ممکن است ناشی از انعطاف ناپذیری و خشکی افکارتان باشد. چنین مشکلی، با دو موضوع در ارتباط است نخست نیاز به امنیت و تداوم که احتمال دارد موجب شود خودتان را به باورها و ایده آل هایتان متصل کنید همچنین به خاطر این که احساس بی ثباتی می کنید و از نظر روانی احساس امنیت نمی کنید در جستجوی حسی از ثبات می گردید تا پابرجا باقی بمانید. دیگر این که شما به چیزی نیاز دارید تا با آن شناخته شوید. با چنین شناختی می توانید به خودتان هویت بدهید.

در نتیجه همین هویت یابی است هنگامی که تصمیم می گیرید حاضر نیستید آن را تغییر دهید. تغییر تصمیم برای نفستان تهدید کننده است. در واقع مورد سوال قرار دادن باورهایتان موجب می شود که خود و هویتتان را مورد سوال قرار دهید به طور حتم شما خواهان چنین چیزی نیستید.

چه باید کرد؟

  1. خودتان را تعریف کنید؛ هر کسی از جمله شما هویتی دارد و فقط باید حس درونی خود را نسبت به آن تقویت کنید. در این قسمت تمرینی است که شما را به هدفتان می رساند. وانمود کنید موجودی فضایی پیش شما می آید و از شما می پرسد: چه کسی هستید؟ تصور کنید که این موجود کوچک ستیزه جو برای شما شرطی می گذارد که باید حداقل یک ساعت صحبت کنید در غیر این صورت به این نتیجه می رسد که انسان ها موجوداتی کسل کننده هستند و به سرعت باید از بین بروند. چه می گویید؟

هدفتان را بنویسید یا روی سی دی ضبط کنید. به مفاهیم عمیق تر اشاره کنید. به غیر از تمام ویژگی های حیاتی مشهود چه موارد دیگری را می توانید بیان کنید که شما را به عنوان موجودی شاداب، پویا و سه بعدی معرفی کند؟ چه داستان هایی از دوران کودکی خود می توانید بیان کنید؟ هر روز را با چه افکاری می گذرانید؟ قهرمانان مورد علاقه شما چه کسانی هستند و چه چیزی آن ها را به قهرمان تبدیل کرده است؟ چگونه می خواهید برای تمام آیندگان روی زمین تاثیرگذار باشید؟ کاری کنید که این موجود فضایی از این که از نژاد انسان نیست و روی زمین به دنیا نیامده است احساس حسادت کند؟ بعد از آن که حرف هایتان را بیان کردید درباره فردی که می خواهید باشید صحبت کنید و مطمئن شوید که این موجود فضایی درک می کند که چقدر افکار شما برای نژاد انسان مهم است.

  1. هنر انعطاف پذیری را تمرین کنید؛ برای همیشه جالب بوده است که آدم های خشک و بدون انعطاف اجازه نمی دهند هر فکر یا ایده ای وارد ذهنشان شود اما همزمان بسیار مشتاق هستند که تمام فکر و باورشان را مطرح کنند. نشانه فردی که در حقیقت اعتماد به نفس دارد و احساس امنیت می کند این است که او مشتاق شنیدن اطلاعات و ایده های جدید است و آن ها را در فرایند عملی خود به کار می برد. هنگامی که شما خودتان را به حقایق و اطلاعات موفق مجهز می کنید، هویت خود را تخریب نمی کنید، بلکه آن را می سازید.

اکنون واقعیت جالبی را پیدا کنید که برای شما جدید است سپس آن را در زندگی واقعیتان به کار ببرید. برای مثال فرض کنید وکیل هستید و اطلاعات کمی درباره اقیانوس ها دارید. به کتابخانه بروید در اینترنت جستجو کنید و سطح اطلاعات خود را افزایش دهید. شاید بتوانید برنامه ای کاربردی پیدا کنید که از سودمندیهای محیطی بهره مند شوید چه کسی می داند شاید بتوانید به عنوان یک وکیل محیط زیست اعتبار خوبی برای خودتان به دست آورید.

  1. زندگی را از دیدگاه دیگران ببینید به احتمال زیاد در مورد خشکی و عدم انعطاف فکر هیچ درمان سریع تر از این وجود ندارد که یک روز کامل را از نگاه دیگران ببینید. کتابی بخوانید که نقطه نظراتی به طور کامل متفاوت از آنچه باور دارید را بیان می کند یا بهتر از آن می تواند این باشد تا کسی را پیدا کنید که بتوانید او را در طی یک روز سایه وار دنبال کنید. این فرد می تواند همسرتان (روش خوبی که به درک بهتری از همسرتان برسید) یا همکار، رییس، مادر، دوست، پلیس، غریبه یا یک فرد بی خانمان باشد.

بعد از انجام این تمرین دیگر قادر نخواهید بود مانند گذشته به زندگی بنگرید. نه تنها به درک عمیق تر و احترام به دیگران می رسید بلکه به حس قوی تری از هویت خود نیز دست می یابید و دیگر خشکی و عدم انعطاف را با توانمندی اشتباه نمی گیرید. به جای آن امنیت حاصل از فردی روشنفکر بودن لذت خواهید برد فردی که از تمام تجربه هایی که زندگی در اختیارش می گذارد، می آموزد و رشد می کند.

ارسال شده در 24 دی 1395 توسط