چرا احساس می کنم از نظر اخلاقی نسبت به دیگران برترم؟

اگر شما فردی با ویژگی های متعالی اخلاقی هستید و زندگی صادقانه و پاک دارید بنابارین شما انسانی منحصر به فرد و برجسته ای هستید اما اگر اعمال شما نسبت به ایده آل هایتان تفاوت دارند نشانه چند عامل دیگر است.

اگر باورهای اخلاقی تان سخت و انتخابی است احتمال دارد به حالتی دچار شده اید که به آن پرهیزگاری ناشی از ترس گفته می شود در این حالت رفتار اخلاقی شما بر این مبنا قرار می گیرد که از انجام کارهایی که واقعا دوست دارید، می ترسید. بنابراین برای این که خود را از رویارویی با ترستان خلاص کنید رفتارهایی را که دوست دارید مورد ملامت قرار می دهید.

فضای متعالی اخلاقی شما ممکن است تلاشی باشد برای مقابله با احساساتی که با آن ها راحت نیستید و نمی خواهید با آن ها روبه رو شوید. اگر احساسی ماننئ تنفر و حسادت دارید یا هر هیجان منفی دیگری را تجربه می کنید به جای آن که به احساسات خود توجه کنید و با آن روبه رو شوید، حالتی از مهربانی یا نوع دوستی شدیدی در پیش می گیرید و به طور ناخودآگاهانه شرایط را متعادل می سازید.

شما نمی خواهید خود واقعیتان را از نزدیک ببینید به جای آن خود را در پوششی از فضایل و اخلاقیات پنهان می کنید. چسبیدن به آنچه فکر می کنید درست است از تغییر فردی که در حقیقت هستید، راحت تر است.

چه باید کرد؟

  1. با احساسات خود روبه رو شوید این که مهربان و حمایت کننده باشید فوق العاده است اما اگر برای پنهان کردن احساساتی که آن ها را نمی پذیرید خوب و مهربان هستید آن وقت نوع دوستی شما تبدیل به آزردگی می شود و آزردگی نیز در نهایت منفجر خواهد شد.

نخست درک کنید که انسان هستید، شما مجبور نیستید ابر انسان قرن باشید و هیچ کس دیگر نیز چنین توقعی از شما ندارد. آیا هنوز احساساتی از دوران کودکی با خود دارید که کسی از شما چنین توقعی داشته باشد؟ تصور کنید که اکنون در مقابل همین شخص ایستاده اید و به او بگویید: من ابر انسان نیستم، من انسان فوق العاده ای هستم که هر روز می آموزم و رشد می کنم، اغلب اوقات این عبارت را تکرار کنید تا از سنگینی آن توقع نابه جا کاسته شود.

دوم با شیوه هایی هیجانات خود را ابراز کنید که به شما یا دیگران لطمه وارد نکنند. مثال های بسیاری مانند استفاده از کیسه بوکس برای تخلیه خشم، آیا احساس بهتری ندارید؟ آیا از این که دوباره یک انسان باشید حس بهتری ندارید؟

  1. ارزش ها و باورهایتان را مرور کنید؛ آیا فضایل اخلاقی بر مبنای باورهای واقعیتان یا برداشتی سطحی از گذشته شما است؟ اگر برداشتی سطحی از گذشته شما است بنابراین باید دوباره فضایل اخلاقی خود را تعریف کنید تا بین رفتار و کلامتان فاصله ی زیادی وجود نداشته باشد. زمانی حکایتی را شنیدم که به طور دقیق مصداق همین مطلب است. در حین یکی از مراسم صبحگاهی، زن جوانی گفت که آموزه های کتاب دینی را در طول هفته به کار نمی برد اما یکشنبه ها به تعالیم دینی عمل می کند. روحانی خردمندی در پاسخ به او گفت: خانم محترم، تعالیمی که برای روز دوشنبه کارایی نداشته باشد برای یکشنبه ها نیز کارایی نخواهد داشت.

اگر باورهایتان از شما در رسیدن به آرمان هایتان حمایت نمی کنند در آن هنگام همیشه احساس می کنید که در مسیر درست قرار ندارید و به احتمال زیاد دیگران را نیز ناکام می بینید. معیارهای اخلاقی متعادلی را با خود حق بینی اشتباه نگیرید. اگر احساس کنید که به هر حال محکوم به گناه هستید ممکن است با خود فکر کنید: چرا خودم را به زحمت بیندازم و خوب باشم؟ اجازه ندهید چنین اتفاقی بیفتد معیاری برای خودتان تعیین کنید که بتوانید با آن زندگی کنید معیاری که مسیر شما در زندگی را مشخص می کند.

  1. با کسی که به او اعتماد دارید مانند روحانی، معلم، مشاور، دوست صمیمی درباره ی مباحث اخلاقی که برای شما مهم هستند صحبت کنید. تمام ما انسان ها با مسائل اولیه یکسانی روبه رو هستیم. وقتی با کسی مشورت می کنید که هر روز شاهد گروه وسیعی از تجربه های انسانی است مانند یک عالم دینی موجب آرامش خاطرتان می شود. خود را ملزم کنید نگرانی هایتان را با دیگران در میان بگذارید. وقتی مکنونان قلبیتان را بیرون می ریزید و در می یابید که تنها نیستید آسودگی فوق العاده ای را تجربه خواهید کرد.

ارسال شده در ۲۴ دی ۱۳۹۵ توسط مطلب نویس

مطالب مشابه