چرا اینقدر ناامید هستم؟

شما دچار تعارض شده اید تعارض بین جایی که هستید و جایی که فکر می کنید باید باشید. زمانی که احساس می کنید قادر نیستید جایی که می خواهید باشید یا آنچه را که واقعا دوست دارید انجام دهید احساس ناامیدی می کنید. شما به دیوار محکم روبه روتان ضبه می زنید و نمی توانید جلوتر بروید. احساس ناامنی زمانی شدت می یابد که شما مجبورید کارهایی را برخلاف میلتان انجام دهید. زمان گذاشتن روی کارهایی که هیچ اشتیاقی به آن ها ندارید و احساس اجبار می کنید موجب تحلیل و تضعیف شما می شود. بنابراین نه تنها نمی توانید بر طبق خواسته هایتان زندگی کنید بلکه مجبورید بر مبنای معیارهایی زندگی کنید که هیچ علاقه ای به آن ها ندارید. این مسیری است که به طور حتم به ناامیدی ختم می شود.

هنگامی که به چیزی امید ندارید و زمانتان را روی چیزهایی صرف می کنید که خواهانش نیستید بی تردید افسرده خواهید شد. آیا توجه کرده اید هنگامی که اخلاق و رفتار مناسی ندارید چقدر سخت است که وانمود کنید خوشحال هستید؟ احساس می کنید از نظر ذهنی و جسمانی تحلیل رفته اید یا وقتی کسی به شما تلفن می کند اما اشتیاقی به صحبت با او ندارید تقریبا احساس می کنید تمام انرژیتان تحلیل رفته است. تصور کنید زندگی که به هیچ وجه خواهانش نیستید چقدر می تواند عذاب آور باشد.

شما در شکاف بین جایی که می خواهید باشید و جایی که فکر می کنید باید باشید زندگی می کنید. انگیزه ای برای کار و پیشرفت ندارید. هنگامی که احساس ناامیدی ادامه می یابد نسبت به خودتان احساس خشم دارید زیرا متوجه می شوید که این خود شما هستید که مانع رشد، پیشرفت و موفقیت خود شده اید و از تغییر و خطر کردن می ترسید نمی توانید رفتارتان را به راحتی برای خودتان توجیه کنید.

چه باید کرد؟

  1. هدف یا کاری کوچک که در واقع خواهان آن هستید انتخاب کنید و پیگیر آن باشید فعالیتی را در محل کار، سرگرمی یا رفتن به یک سفر یا هر چیزی که از انجام آن لذت می برید، انتخاب کنید. هنگامی که هدفی را تعیین می کنید پیگیر آن می شوید و اقدام می کنید از مسیر ناامیدی دور می شوید و در مسیر زندگی پویا قرار می گیرید به خودتان آموزش دهید که اهدافی کوچک تعیین کنید و به آن ها دست پیدا کنید به این ترتیب در مسیر زندگی احساسی از پیشرفت، موفقیت و حسی از توانمندی را به طور مستمر تجربه خواهید کرد.
  2. یکی از رویاهای دست یافتنی را در نظر بگیرید و برای رسیدن به آن برنامه ای مشخص تنطیم کنید در طول ۲۴ ساعت بعد از این که برنامه ریزی کردید نخستین گام را به سوی هدفتان بردارید. ناامیدی اغلب محصول بی تحرکی و غیر فعالیت است و بی تحرکی نیز موجب ناامیدی می شود. هر کاری از دستتان بر می آید انجام دهید. این احساس که ممکن است هرگز به رویاهایتان نرسید در همان لحظه اول از بین می رود. آیا توجه کرده اید وقتی نخستین گام به سوی دستیابی به هدفتان را بر می دارید احساس می کنید در اوج شادکامی هستید؟ خواه پیوستن به باشگاه ورزشی باشد یا فرستادن پیشینه کاریتان همین که نخستین گام را برای رسیدن به هدفتان بر می دارید احساس قدرت می کنید. این عمل پیامی به مغزتان می فرستد که شما کنترل زندگی و خوشبختی خود را در دست دارید بنابراین هر چه بیتشر در جهتی که می خواهید حرکت کنید تا از موقعیتی که در آن گرفتار شده اید خارج شوید.
  3. به عنوان بخشی از برنامه عملی خود پاداش زیادی در برنامه بگنجانید؛ نیازی نیست منتظر بمانید تا به رویاهایتان برسید بعد احساس شادی و خوشبختی کنید. وقتی به یکی از اهداف کوچکتان نیز می رسید جشن بگیرید و شاد باشید. هر چه حس شادی و آرامشتان استمرار بیشتری داشته باشد احساس ناامیدی تضعیف می شود و هنگامی که تجربه های خلق رویاهایتان بیشتر و بیشتر می شوند ناامیدی ناپدید خواهد شد.

ارسال شده در ۲۴ دی ۱۳۹۵ توسط مطلب نویس

مطالب مشابه