چرا احساس می کنم باید خودم را با دیگران مقایسه کنم؟

 

جامعه ی ما بر محور معیارها شکل گرفته است. هر کاری که در زندگی انجام می دهیم اغلب در مقایسه با کار دیگری مورد قضاوت قرار می گیرد. از روان شناسی گرفته تا پزشکی و مهندسی، مقایسه کردن مبنایی برای ارزیابی هر موردی (مردم، مکان ها و هر چیز دیگری) است. ما هر چیزی (رفتار، موفقیت، وزن، قد، ظاهر) را بر اساس یک معیار شکل گرفته شده و تغییر ناپذیر مورد قضاوت قرار می دهیم. بنابراین هنگامی که قرار است دیگران را مورد قضاوت قرار دهید جای تعجب نیست که به سرعت مقایسه را مبنایی برای قضاوت خود قرار می دهیم.

مقایسه ها به شما فرصت می دهند حس بهتری نسبت به خودتان داشته باشید بدون آن که مجبور باشید عملکردتان را بهبود بخشید. شما مجبور نیستید پیشرفت خود را بر مبنای عملکردتان ارزیابی کنید به جای آن از مقایسه بهره می برید. اگر چه خیلی سریع خودتان را با دیگران مقایسه می کنید اما ترجیح می دهید با آن ها رقابت نکنید. رقابت می تواند به خودپنداره تان لطفم بزند. شما نیاز دارید خودتان انتخاب کنید که با چه کسی مقایسه شوید زیرا می توانید مطمئن باشید به نتیجه ای که می خواهید می رسید. اگر می خواهید درباره خودتان احساس خوبی داشته باشید فقط کافی است کسی را پیدا کنید که در شرایطی بدتر از شما قرار دارد. اگر احساس کنید باید خودتان را سرزنش کنید کسی را پیدا می کنید که عملکردش از شما بهتر باشد.

همچنین مقایسه به شما اجازه می دهد رفتارتان را توجیه کنید رفتاری که ممکن است توجیه آن برای شما دشوار باشد. هنگامی که به همسرتان وفادار نیستید ممکن است احساس گناه کنید اما زمانی که خودتان را با دوستی مقایسه می کنید که هیچ وقت به همسرش وفادار نبوده است احساس بدی نخواهید داشت.

در نهایت وقتی خودتان را سرزنش می کنید فقط کافی است به موفقیت فردی دیگر بنگرید تا حس ناکارامدی خود را تقویت کنید. شما از تحقیر خودتان لذت می برید بدون آن که مجبور شوید کار خاصی انجام دهید.

چه باید کرد؟

  1. در هنگامی که خودتان را با دیگری مقایسه کردید مکث کنید؛ از خود بپرسید: آیا این مقایسه را انجام می دهم تا درباره ی رفتارم احساس خوبی داشته باشم یا احساس بد؟ اگر پاسخ آن احساس خوب است: او ماشین قشنگ تری دارد اما من راننده بهتری هستم از خودتان بپرسید هیجان واقعی که در این مقایسه وجود دارد، چیست؟ بسیاری از اشخاص از این نوع مقایسه ها استفاده می کنند زیرا نیاز دارند نسبت به دیگران احساس برتری داشته باشند و اغلب این مقایسه ها موجب پنهان کردن بی کفایتی ها یا توجیه رفتارهایی است که نمی توانید از آن ها چشم پوشی کنید. نخستین گام برای کنترل وسوسه ی مقایسه این است نیاز هیجانی که به آن دارید آشکار شود.
  2. اگر احساس ناکارامدی یا بی کفایتی را آشکار می کنید لحظه ای درنگ کنید و بدون قضاوت نقاط قوت طرف مقابل را مورد توجه قرار دهید از این حقیقت که او ماشین قشنگ تری دارد لازانیای خوبی درست می کند یا خوش هیکل تر از شماست لذت ببرید. سپس درباره بخش دوم مقایسه فکر کنید بخشی که به طور مستقیم با ویژگی ها یا دارایی هایتان ارتباط دارد. برای تمام موهبت ها و ویژگی هایی که در زندگی دارید شکرگزار باشید. هنگامی که احساس رضایت و قدردانی دارید حسادت به دیگران یا داشتن احساس برتری یا بی کفایتی بسیار دشوارتر خواهد بود.

اگر متوجه می شوید از مقایسه برای توجیه رفتار غیر قابل پذیرش استفاده می کنید وقت آن است که نگاه جدی تری به خودتان داشته باشید. از خود بپرسید: متفاوت از دیگران، آیا می خواهم اینگونه رفتار کنم؟ آیا می خواهم چنین سبکی را در زندگی انتخاب کنم؟ تنها کسی که می تواند معیارهایتان را برای زندگی تعیین کند خودتان هستید و شما تنها کسی هستید که می توانید خود را با این معیارها هماهنگ کنید.

  1. نگاهی به انگیزه های خود بیندازید؛ اگر پاسخ به این سوال آیا این مقایسه را انجام می دهم تا درباره ی رفتارم احساس خوبی داشته باشم یا احساس بدتری؟ اگر احساس بدتر باشد احساسی که تجربه می کنید، حاکی از ناکارامدی و بی ارزشی است. انگیزه ی شما این است که خودتان را تحقیر کنید نه تقویت. شما می توانید این حالت را در دو مرحله کنترل کنید. هر وقت خود را با تحقیر مقایسه می کنید با افزودن این عبارت: ویژگی های مثبت من این است که…. ماهیت مقایسه را تغییر دهید.

برای مثال اگر مقایسه شما این است: او به راحتی دوست پیدا می کند اما من توان صحبت با دیگران را ندارم، می توانید این جمله را اضافه کنید: ویژگی های مثبت من این است که من خیلی برای دوستانم ارزش قایلم اگر شما می گویید: آن ها خیلی موفق هستند اما من شکست خورده ای بیش نیستم. می توانید بگویید: ویژگی های مثبت من این است که من صرف نظر از شکست یا موفقیت به تلاشم ادامه می دهم و پشتکار خوبی دارم، زمانی که نقاط قوت خود را مورد توجه قرار می دهید به شما کمک می کند احساسات منفی مقایسه را رها کنید و برای تغییر آماده شوید.

شخصی را که خودتان را با او مقایسه می کنید مورد بررسی قرار دهید و بپرسید: از این فرد چه چیزی می توانم بیاموزم که می تواند به من در بهبود عملکردم کمک کند؟ شما می توانید از هر کسی چیزی بیاموزید که برای زندگیتان به کار ببرید. اگر او زیباست و شما  احساس می کنید زیبا نیستید چه ویژگی او را تحسین می کنید و چه چیزی می توانید از او بیاموزید؟ آراستگی؟ طرز برخورد با خودش و دیگران؟ اگر فردی موفق است و شما همیشه احساس می کنید شکست خورده هستید چه کسی بهتر از او می تواند الگویی برای موفقیت شما باشد؟ شما باید با نگاهی دقیق تر به او بنگرید و ببینید چگونه می توانید موفقیت او را برای خودتان چند برابر کنید سپس همان الگوها و طرز رفتارها را در زندگیتان وارد کنید و به کار ببرید.

ارسال شده در ۲۵ دی ۱۳۹۵ توسط مطلب نویس

مطالب مشابه