چرا وقتی گرسنه نیستم غذا می خورم؟

افراد به غیر از گرسنگی به دلایل متعدد دیگری از جمله افسردگی، کسالت، تنهایی، خلاهای درونی، خودتخریبی، لذت بردن، جدا کردن خود از دیگران، خشم، عدم تعادل انرژی یا مواد شیمیایی، اضطراب، احساس گناه، ترس و دیگر عوامل نیز غذا می خورند. درباره ی علل و عوامل روانی و جسمانی پرخوری کتاب های زیادی نوشته شده است. در حالی که تبیین ها و تئوری های بسیاری در این مورد مطرح شده که با یکدیگر تناقض دارند ریشه ی این رفتار بی تردید در تمام موارد یکسان است. شما فقط به یک دلیل وقتی گرسنه نیستید غذا می خورید بنابراین نیاز دارید سطح آگاهی تان نسبت به خودتان را کمرنگ کنید. شما از احساسی که دارید رفتار و طرز فکر خود خوشتان نمی آید.

شما در مقابل استرس به شدت آسیب پذیر هستید بنابراین سعی می کنید از عوامل استرس آور فرار کنید. هنگامی که با خیال پردازی و رویا قادر نیستید به صورت کافی حواستان را پرت کنید به مواد اعتیادآور، غذا یا نوشیدنی ها پناه می برید تا خود را هر چه بیشتر از افکارتان دور کنید. وقتی می گویید به شدت تحت استرس هستید در واقع در حال تجربه جریانی از افکار منفی هستید که نمی توانید از شر آن ها رها شوید. بنابراین تنها کاری که از شما بر می آید انجام می دهید به این معنا که سعی می کنید سطح آگاهی خود را نسبت به ا فکارتان ضعیف کنید یا به طور کلی به آن ها فکر نکنید.

غذا به چند دلیل یک انتخاب منطقی برای تغییر رفتار است: 1- غذا طعم خوبی دارد لذت بخش و خوش مزه است. 2- احساسی که بعد از خوردن تجربه می کنید آرامش بخش است. غذا موجب می شود چیزی را احساس نکنید. 3- فرایند خوردن به توجه و تمرکزتان نیاز دارد بنابراین می تواند حواس شما را پرت کند. 4- خوردن قانونی و عملی ساده است. 5- غذا ناهماهنگی شیمیایی بدن را اصلاح می کند غذاهایی که حاوی کافئین و قند هستند به طور موقت رفتار شما را بهبود می بخشد. 6- حس لذت، رضایت و خشنودی به سرعت اتفاق می افتد.

مهم ترین عامل در این حیطه عامل نترل است. اگر از این رفتار رنج می برید بنابارین احساس می کنید کنترل زیادی بر زندگیتان ندارید تریدی نیست روی افکارتان نیز کنترل ندارید و به این معناست که در کنترل کامل زندگیتان مشکل دارید. به خاطر این که نمی ت وانید افکارتان را کنترل کنید چیزی را که می توانید کنترل کنید به کار می برید به عنوان مثال غذا می خورید تا حواس خود را از افکارتان دور کنید. شما به خوردن وابسته می شوید تا فقدان کنترل بر افکار را جبران کنید همچنین با استفاده از غذا، کنترل بر رفتارتان را حفظ می کنید. اگر ناراحت باشید قادر نیستید خودتان را از شر این احساس خلاص کنید به جای آن یک تکه کیک می خورید. به علاوه فقدان کنترل شما را مصمم تر می کند تا مسئولیت هر آنچه می توانید در زندگی کنترل کنید بپذیرید. بنابراین به هیچ وجه به هیچ رژیم غذایی اجازه نمی دهید به شما بگوید چه چیزی می توانید بخورید و چه چیی را نمی توانید.

هنگامی که احساس می کنید می خواهید چیزی بخورید اما گرسنه نیستید فقط یک لحظه صبر کنید. آنچه اغلب  اتفاق می افتد این است که شما با حرص و ولع خاصی به غذا حمله می کنید اما اگر بتوانید کمی صبر نید تا  از آنچه می خواهید انجام دهید آگاه شوید می توانید مانع خوردنتان شوید بنابراین می توانید یکی از روش های زیر را  انتخاب کنید.

چه باید کرد؟

  1. فهرستی از ده کار لذت بخشی که می توانید به جای خوردن انجام دهید تهیه کنید؛ این کارها باید فعالیت هایی باشند که می توانید به سرعت انجام دهید به این معنا که به سادگی و خیلی راحت تر از خوردن می توانید قدم بزنید موسیقی گوش کنید حمام کنید، مطالب لذت بخش بخوانید.

فهرست خود را در آشپزخانه اتاق کار یا روی در یخچال یا هر جایی که بتوانید قبل از غذا خوردن ببینید نصب کنید بنابراین وقتی احساس کردید می خواهید چیزی بخورید به سرعت یکی از موارد روی فهرست را انتخاب کنید و به آن بپردازید. این فعالیت ها موجب تغییر رفتار شما می شوند بدون آن که اضافه وزن پیدا کنید.

  1. ساعت را روی 10 دقیقه تنظیم کنید و تا قبل از آن چیزی نخورید اغلب میل به خوردن واکنش به ناراحتی لحظه ای است. اگر قبل از آن که به سوی غذا بروید، اجازه دهید 10 دقیقه بگذرد احساس خواهید کرد که میل به خوردن کاهش یافته یا از بین رفته است، مطمئن شوید زمان سنج را نیز تنظیم کرده اید و در جایی که قابل دسترسی نباشد قرار داده اید. شما که نمی خواهید ثانیه ها را بشمارید تا در پایان 10 دقیقه به سراغ خوردن بروید. شما می خواهید به مغزتان فرصتی بدهید تا روی چیز دیگری به غیر از غذا متمرکز شود.

در طول این 10 دقیقه، 10 نفس عمیق بکشید و یک لیوان بزرگ آب بنوشید. ممن  است بدن شما خواهان غذا نباشد بلکه فقط اکسیژن و مایعات نیاز داشته باشد. نفس عمیق و نوشیدن  آب می توانند حالت فیزیولوژی بدن شما را تغییر دهند همچنین آب معده شما را پر می کند و حالتی است که برای بیشتر اشخاص آرامش بخش خواهد بود.

  1. اگر هنوز نیز میل به خوردن دارید ادامه بدهید اما به طور متفاوت عمل کنید اگر از چنگال استفاده می کنید آن را در دست غیر مسلطتان (منظور دستی است که معمولا کارهایتان را با آن انجام نمی دهید) بگیرید. اگر با دست غذا می خورید تعداد دفعاتی که غذا را می جوید در ذهنتان بشمارید. این عمل موجب می شود از رفتارتان مطلع باشید. وقتی از هر لقمه مطلع باشید افراط در خوردن برایتان دشوار می شود.
  2. بدنتان را حرکت دهید؛ حالت فیزیولوژی شما به طور مستقیم با حالت روان شناختی خود ارتباط دارد هنگامی که اشخاص در حالت رفتاری منفی و مخرب هستند حالت بدنی آن ها نیز در همان شرایط قرار می گیرد. این حالت بدنی اغلب در وضعیت نشسته و آرام شکل می گیرد. بلند شوید و بدنتان را حرکت دهید افکار شما نیز از بدنتان پیروی می کنند. شما می توانید با حرکت دادن بدن، خود را از نظر ذهنی نیز حرکت دهید و امتحان کنید.

ارسال شده در 25 دی 1395 توسط