چرا بسیار حساس و زودرنجم؟

شما در سازگاری با زندگی دچار یک ناتوانی اساسی هستید شما کودکی در جسم زندگی و دنیای یک بزرگسال هستید همچنین رشد و ثبات هیجانی شما تا حدی تحلیل رفته است. در حالی که برخی اشخاص نسبت به دیگران حساس تر هستند شکنندگی شما حالتی فراتر از حساس بودن است. شما از رویارویی با واقعیت ناتوانید ترجیح می دهید به تصورات و باورهایی اتکا کنید که شما را از دنیای واقعی جدا می کنند.

به خاطر این که اهمیت نظرات دیگران را بزرگ نمایی می کنید به شدت حساس هستید به همین علت است که نوسانات خلقی زیادی دارید و به اطمینان دهی مداوم نیاز دارید به این معنا که می خواهید مطمئن شوید دیگران شما را دوست دارند و به شما اهمیت می دهند. در بسیاری از موارد شما در سطح هیجان یک کودک رفتار می کنید هرگز نمی خواهید بالغ و با سختی های دنیای واقعی روبه رو شوید.

چرا احساس می کنم آدم بسیار بدشانسی هستم؟

زندگی شکل ناخوشایندش را به شما نشان داده است. اگر در چنین شرایط نامطلوبی نبودید می توانستید خیلی بهتر از این عمل کنید. اگر این تفکر آشنا به نظر می رسد به احتمال زیاد مدیریت را با تقدیر اشتباه گرفته اید. این تفکر می تواند برای آن چه که می دانید و می توانید باشید و عمل کنید دلیل تراشی های موثری در اختیار شما قرار می دهد. شما به کمک همین دلیل تراشی ها از پذیرش مسئولیت ها طفره می روید و در نتیجه از فشار موجود می کاهید.

بین آن چه زندگی به شما داده و آن چه احساس می کنید باید در زندگی به دست آورید تفاوت بسیاری وجود دارد از آن جا که خویشتن شکننده شما مانع از آن می شود که مسئولیت پذیر باشید پس هر کس و هر چیزی را به غیر از خودتان مقصر می دانید. زمانی که شرایط یا عوامل بیرونی را سرزنش می کنید و آن ها را مقصر ناکامی خودتان می دانید دیگر قادر نیستید تفاوت موجود را درک کنید. اکنون برای این که بی عدالتی موجود را برطرف کنید مسئول خوشبختی خود هستید و در پی فرصت هایی هستید که به هر قیمتی سطح رضایت و شادی خود را افزایش دهید.

چه باید کرد؟

  1. دیدگاه خود را نسبت به دنیایی که در آن زندگی می کنید تغییر دهید آیا همیشه در صفی می ایستید که روند کندی دارد یا فقط گاهی؟ ایا در سینما هیچ وقت صندلی مناسبی نصیب شما می شود یا این که وقتی فقط پشت فردی با موهای بلند می نشینید متوجه این موضوع می شوید؟

هر زمانی که شرایط خوب پیش می رود به آن توجه بیشتری نشان دهید اگر می خواهید همه چیز را به شانس ارتباط دهید در همان مسیر حرکت کنید. چقدر خوش شانسم کهخ ماشینم امروز صبح با اولین استارت روشن شد. چقدر خوش شانسم که امروز هوا خوب است. خیلی خوش شانسم که در جایی با هوای پاک زندگی می کنم.

دیر یا زود احساس می کنید آدم خوش شانس تری هستید یا این باور را که آن چه برای شما اتفاق می افتد همیشه به خوش شانسی یا بدشانسی شما مربوط می شود رها کنید.

  1. منتظر اتفاق های خوب باشید آیا چیزی به نام بدشانسی وجود دارد؟ در واقع بله وجود دارد. شما بدشانس هستید زیرا توقع اتفاق های بد را دارید. درست همان طور که لایه ی ازن مانع از ورود اشعه های مضر خورشید می شود هر آنچه در این دنیا تجربه می کنید از فیلتر انتظارات شما عبور می کند.

هر چند وقت یکبار متوجه اتفاق های بد می شوید؟ آیا به نظر می رسد که شرایط مطابق با الگوی مشخصی رخ می دهند؟ وقتی روی دور خوش شانسی هستید خوش شانسی پی در پی رخ می دهد و برعکس. برخی روزها هیچ اتفاق بدی نمی افتد اما روزهایی هست که آرزو می کنید می توانستید از تختخواب بیرون نیایید.

۳٫ اگر امکان دارد شرایط را به طور مثبت تعبیر و تفسیر کنید؛ نه تنها واقعیت های زندگی تحت تاثیر انتظارات شما قرار دارند بلکه بسیرای از رخدادهای مشابه را نیز می توان به طور متفاوتی تفسیر کرد. اگر باور داشته باشید روز خوبی دارید خودرویی که در چند سانتی متری شما ترمز می ند و نزدیک بود با شما برخورد کند را به خوش شانسی نسبت می دهید اما اگر باور داشته باشید روز بدی دارید همین اتفاق خودرو را به بدشانسی نسبت می دهید و می گویید که نزدیک بود، بمیرم. هیچ وقت اتفاق خوبی برایم نمی افتد. هر دو اتاق مشابه هستند اما یک طرز تفکر شما را خوشحال می کند و طرز تفکر دیگر موجب ناراحتی شما می شود. هر روز صبح و در تمام طول روز به خودتان بگویید که روز فوق  العاده ای دارید خواهید دید که اتفاق های خوب نیز رخ خواهند داد و از این که می بینید چقدر روزتان خوب و عالی پیش می رود شگفت زده می شوید.

ارسال شده در ۲۳ دی ۱۳۹۵ توسط مطلب نویس

مطالب مشابه