دلیل رها کردن کار نیمه تمام

انگیزه های متعددی وجود دارد که به طور جداگانه یا جمعی در چنین واکنشی تاثیرگذار هستند؛ ۱٫ شما اغلب می ترسید که با پذیرش کامل کاری توانایی هایشان را بسنجید. یک کار ناقص مسیر فرار را برای شما مهیا می کند. عبارت کار بدی نیست فقط ده دقیقه وقتم را گرفت تکیه کلامتان است. ۲٫ امیدوارید شرایط تغییر کند و انجام آن در زمان دیگر ساده تر شود همچنین امیدوارید در آینده انگیزه ی بیشتری داشته باشید تا انجام کار را آسان تر و لذت بخش تر کنید اما بیشتر  اوقات انگیزه ای ایجاد نمی شود. اشخاصی که منتظر هستند تا انگیزه کسب کنند معمولا مجبورند مدت های طولانی انتظار بکشند. ۳٫ اغلب می خواهید در همان زمان حسی از رضایت و موفقیت را تجربه کنید. شما نمی خواهید برای تجربه ی حس موفقیت انتظار بکشید. این ذهنیت خود را در دیگر رفتارها نشان می دهد. تمام کردن همه ی غذای بشقابتان موجب می شود حس موفقیت را تجربه کنید. غذای نیمه تمام به این معناست که کاری وجود دارد که هنوز آن را به پایان نرسانده اید. ۴٫ عملکرد ضعیفتان ممکن است در نتیجه ی پرخاشگری نسبت به دیگران باشد. شما از این که کسی شما را همراهی نمی کند احساس رضایت می کنید.

وقتی در جستجوی چیزی هستید که گم کرده اید بارها به همان مکانی که در گذشته جستجو کرده اید باز می گردید زیرا اغلب هیچ کاری را به طور کامل انجام نمی دهید نمی توانید به خودتان اعتماد کنید که جایی را به طور کامل جستجو کرده اید یا خیر. شما تنها زمانی مایلید تلاش کنید که حس خوبی داشته باشید و شرایط مطابق میل شما پیش برود. در حالی که ممکن است ناامیدانه بخواهید موفق شوید اغلب نمی توانید به خودتان انگیزه بدهید. شما به طور تقریبی کارهایی را که راحت یا جالب نیستند انجام نمی دهید حتی اگر در نهایت به نفع شما تمام شود. اشخاصی که در زندگیشان موفق اند کسانی هستند که به کارشان ادامه می دهند چه آن را دوست داشته باشند و چه دوست نداشته باشند. شما تنها زمانی کاری انجام می دهید و تلاش می کنید که مطمئن باشید شرایط خوب پیش می رود.

چه باید کرد؟

  1. اگر خواهان کامل کردن هستید طرح های کوچک را تمام کنید سپس به کارهای مهم تر مشغول شوید گاهی فقط شستن ظرف ها یا مرتب کردن میزتان کافی است. بله این شکلی از وقت تلف کردن است اما بی ضرر است. مطمئن شوید می توانید این کار را در کمتر از ۳۰ دقیقه تمام کنید سپس اقدام کنید. وقتی آماده هستید کار بزرگتری را بر عهده بگیرید همان دفعه اول آن را تمام کنید. تصور کنید هنگامی که کار را تمام کردید دیگر هیچ فرصتی برای اعمال تغییرات ندارید انجام کارها به شیوه ای درست در همان مرتبه اول عادتی مانند دیگر عادت ها است. همان دفعه اول سعی کنید وقت کافی برای اتمام کار در نظر بگیرید وخواهید دید که چقدر مفید و سازنده است.
  2. مشورت کنید یافتن کسی که بتواند به طور مدام به شما در کارهای ناقص کمک کند می تواند محرک فوق العاده ای برای عادت کاریتان باشد. از مشاور خود بخواهید که در حین انجام کار و در تدوین یک برنامه ی عملی به شما کمک و همفکری کند. سپس طبق همان برنامه پیش بروید.
  3. اگر از کسی عصبانی هستید به طور مستقیم به او بگویید به صورت رفتار منفعلانه و پرخاشگرانه از خود واکنش نشان ندهید انجام کاری ناقص ممکن است به طور موقت برنامه های کسی را به هم بریزد اما در بلندمدت تاثیر بدی روی شما خواهد داشت. روشی سازنده تر و سالم تر برای مقابله با عدم توافق ها و مخالفت ها این است که با فردی که از او ناراحت هستید به طور مستقیم صحبت نید. شما می توانید بگویید شاید ندانید که من از شیوه ی برخورد شما با اختلال نظرمان ناراحتم. مایلم با هم صحبت کرده و مشکلات موجود را برطرف کنیم. سپس آرامشتان را حفظ کرده و سعی کنید در بحث و گفتگو درباره ی مشکلات شرایط را از دید طرف مقابل نیز در نظر بگیرید.

چرا این قدر از صاحبان قدرت می ترسم؟

اغلب  این رفتار نتیجه یک یا هر دو عاملی است که احتمال دارد در کودکی تجربه ی ترسناکی با یکی از صاحبان قدرت داشته اید. آن ها می تواند هر کسی معلم، والد یا یکی ازث همسایه ها باشد. حتی یک برخورد ناراحت کننده نیز می تواند موجب چنین تداعی منفی شود. همچنین ممکن است در کودکی به شما آموزش داده باشند که باید برای صاحبان قدرت احترام زیادی قایل باشید و همین آموزه تا دوران بزرگسالی در شما باقی مانده است. شما خودتان را هم سطح دیگران نمی بینید و حتی ممکن است خود را مانند کودکی ببینید که سعی دارد در زندگی بزرگسالان زندگی کند.

شما از صاحبان قدرت می ترسید و احساس می کنید باید مطابق خواست آن ها عمل کنید یا این که اگر خواسته های آن ها را مورد سوال قرار دهید اشتباه است. احتمال دارد احساس کنید از دنیا و محیط اطرافتان اطلاعات کافی و درک درستی از آن ها ندارید و به همین دلیل باید تکیه گاهی غیر طبیعی به صاحبان قدرت داشته باشید.

چه باید کرد؟

  1. خودتان را از قید و بندهای گذشته رها کنید در سیرک، بچه فیل ها را با یک طناب سفت یا زنجیر به تیرک می بندند. بچه فیل تلاش می کند خودش را از قید زنجیر رها کند اما نمی تواند هنگامی که فیل بزرگ می شود مربی حیوانات دیگر مجبور نیست طناب یا زنجیر را سفت تر کند زیرا فیل می داند که نمی تواند خودش را از بند رها کند بنابراین حتی دیگر تلاش نمی کند. یک فیل بالغ را می توان تنها با بستن یک طناب به صندلی نگه داشت.

اجازه ندهید قید و بند و محدودیت های پیشین شما را در گذشته نگه دارد. چیزی که دیروز مشکل بود ممکن است امروز آسان باشد. چیزی که ترسناک بود می تواند لذت بخش باشد همچنین چیزی که غیر ممکن به نظر می رسید احتمال دارد کاملا در دسترس شما باشد.

  1. قدرت و اقتداری که وجود ندارد را نپذیرید صاحبان قدرت، صاحب قدرت هستند زیرا چنین قدرتی به آن ها داده شده است. اطرافیان شما قدرت دارند زیرا شما چنین قدرتی به آن ها داده اید. اگر قدرت و اقتدار کسی را نپذیرید یا تایید نکنید در آن هنگام او کسی است که توان و قدرتی ندارد. شما باید ذهنیت خود را نسبت به این موضوع تغییر دهید. قدرت و نفوذ ابتدا در ذهن شما نقش می گیرد یا از دست می رود سپس در مرحله ی دوم در دنیای بیرونی نمایان می شود.

بدیهی است اشخاصی هستند که بهتر است باور داشته باشید که می توانند بر شما یا دیگران اعمال قدرت کنند. اگر از همکاری با پلیس خودداری کنید به دردسر می افتید اما این که بدانید در هر موقعیتی حق انتخاب دارید به شما قوت قلب می دهد. شما بر هر کاری که انجام می دهید قدرت و کنترل دارید. هیچ کس نمی تواند شما را مجبور کند چه کسی باشید یا چگونه زندگی کنید.

ارسال شده در ۲۳ دی ۱۳۹۵ توسط مطلب نویس