چرا روحیه رقابت جویی ام شدید است؟

داشتن روحیه  سالم رقابت طلبی به هیچ وجه بد نیست. این که بخواهید تمام تلاشتان را کنید. از نیاز برنده شدن متفاوت است. شما نیاز دارید چیزی را به دیگران و به خودتان ثابت کنید. شما هر کاری نیاز باشد انجام می دهید تا برنده شوید. زیرا به تایید دیگران نیاز مبرم دارید. شما خود انرژیتان را مورد سوال قرار می دهید و برای تقویت خودپندارها  متزلزلتان به تحسین و تایید دیگران نیاز دارید.

شما باور دارید که حتما باید کار مهمی انجام دهید تا فرد مهمی شوید. شما خود را با موفقیت ها و شکست هایتان ارزیابی می کنید. اگر در بازی تنیس برنده شوید احساسی مانند یک برنده خواهید داشت. اگر ببازید یک بازنده هستید. در هر موقعیتی قرار بگیرید خودپنداره شما یا تقویت می شود و یا تخریب.

شما نیاز دارید که همیشه حق با شما باشد. به ندرت اگر نگوییم همیشه شکست را می پذیرید حتی وقتی کاملا مشخص است که اشتباه می کنید. شما نمی توانید خطر کنید و قضاوت ها و باورهایتان را مورد سوال قرار بدهید و از نقطه نظرات خود دفاع می کنید حتی اگر دیگر به آن ها باور نداشته باشید. حتی ممکن است هنگامی که به عقاید و نظرات خود، شک و تردید دارید هیجان بیشتری برای دفاع از آن ها داشته باشید. این تلاش ناخودآگاهانه ای است که می خواهید خودتان را متقاعد کنید که در ارتباط با دیگران حق با شماست.

شما احساس می کنید پیشرفت ها و دستاوردهایتان کم است و اطرافیان نیز بر مبنای همین پیشرفت های اندک درباره ی شما قضاوت می کنند. شما با تنها روشی که می توانید سعی می کنید به دیگران نشان دهید چقدر فوق العاده هستید و همراه با روحیه ی رقابت طلبی خود به سرعت دانش، تجربه و خردمندیتان را آشکار می کنید همچنین به سرعت دیگران را نصیحت کرده و توصیه می کنید. اگر به توصیه های شما نیز عمل نشود به راحتی ناراحت می شوید. عزت نفستان با ارزشی که دیگران برای دانش و آگاهی شما قایل می شوند تقویت می گرد و طرد کردن عقاید و نظراتتان به منزله ی طرد خود شما است. به همین علت است که افراد سالخورده از بیان تجربه، دانش و معلوماتشان لذت می برند. برای برخی این تجربه ها تنها چیزی هست که دارند و برای بعضی دیگر تنها راهی است که می توانند به دیگران نشان دهند کسی هستند. البته نه فرد خاصی.

چه باید کرد؟

  1. در فعالیت های گروهی مشارکت داشته باشید؛ همراه شدن با دیگران برای دستیابی به هدفی مشترک تجربه ای فوق العاده است. در فعالیت هایی که رقابتی و غیر رقابتی است شرکت کنید تا مفهوم همکاری را به معنای واقعی درک کنید. بسیاری از ورزش ها بر اساس کار گروهی انجام می شوند. برای برنده شدن اعضای تیم باید علاوه بر تمرکز بر هدف تیمی بهترین تلاش فردیشان را نیز به کار ببرند. فرض کنید در حال بازی هاکی هستید توپ دست شماست و از فاصلهای دور می بینید که می توانید توپ را وارد دروازه ی تیم مقابل کنید اما فاصله ی شما خیلی زیاد است. اگر توپ را به هم تیمی خود بدهید که در موقعیت بهتری قرار دارد احتمال این که تیم شما به گل برسد خیلی بیشتر است. بنابراین توپ را به هم تیمی خود پاس می دهید.
  2. از محدوده ی تخصص خود فراتر بروید؛ اعتماد به نفس و عزت نفس با یکدیگر تفاوت دارند. اعتماد به نفس به سطح توانایی شما در برخی از موارد خاص اشاره دارد. عزتنفس به ارزشی که برای خود به عنوان یک انسان قایل هستید تاکید دارد زیرا فقط در حیطه ای خاص عملکرد فوق العاده ای دارید همچنین موجب نمی شود فردی بی ارزش یا با ارزش باشید هر کسی در حیطه ی تخصص دارد اما مشکلات زمانی به وجود می آیند که شما خود را فقط با موفقیت ها و پیشرفت هایتان می شناسید و معرفی می کنید. شما موجودی فراتر از موفقیت هایتان هستید امروز کاری را شروع کنید که تقریبا هیچ چیزی در مورد آن نی دانید تصمیم بگیرید بدون توجه به این که چقدر خوب آن را انجام می دهید با شور و حرارت آن را دنبال کنید هدف شما باید فراگیری باشد نه کمال گرایی.

به محض این که احساس کردید در یکی از زمینه ها کارامد شده اید مشغول مهارت دیگری شوید که به کا رزیادی نیاز دارد به صورتی که مدام در حال یادگیری باشید. به عنوان مثا لاگر روزش تنیس را انتخاب کردید ابتدا می توانید بر سرویس زدن تمرکز کنید سپس حالت های ایستادن یا ضربه های پشت راکت را تمرین کنید. اگر احساس می کنید نیاز است از نظام پاداش و تنبیه استفاده کنید تا به خودتان یاداوری کنید که هدف این تمرین یادگیری است. جدولی تهیه کنید تا بتوانید حیطه های متفاوت پیشرفت خود را در آن ثبت کنید و سطح رشدتان را مورد ارزیابی قرار دهید. در مراحل مختلف به خود پاداش بدهید اما باید با خودتان صادق باشید. هر زمان احساس کردید در مسیر کمال گرایی قرار گرفته اید مسیرتان را تغییر دهید.

 

چرا در درون امیدوارم دیگران ضربه بخورند؟

همه ی ما گاهی به دیگران حسادت می ورزیم اما شما از شکست و ضربه خوردن دیگران خوشحال می شوید. اگر چه اغلب کاری نمی کنید که موجب آزار کسی شوید ولی هنگامی که کسی دچار بدشانسی یا بدبختی می شود احساس رضایت می کنید.

مسائل دیگران موجب می شود درباره ی زندگیتان احساس بهتری داشته باشید. شما خود را در حال رقابت با دیگران می بینید زیرا موفقیت هایتان را در ارتباط با دیگران می سنجید. شکست دیگران به معنای موفقیت شما است.

هر وقت می خواهید از جایگاهی که در زندگی دارید احساس رضایت کنید به افرادی که در شرایط بدی هستند می نگرید. تا زمانی که احساس کنید شرایط شما از اطرافیانتان بهتر است دیگر مجبور نیستید خیلی خود را به زحمت بیندازید. شما ترجیح می دهید ماهی بزرگی در یک حوض کوچک باشید نه یک ماهی کوچک در یک حوض بزرگ، بنابراین با کسانی ارتباط برقرار می کنید که در شرایط خوبی نیستند تا بتوانید پیوسته به خود یادآوری کنید فردی موفق هستید.

شما دنیا را صحنه ی رقابت بزرگی می بینید که هر فردی در حال رقابت با دیگری است. احساس می کنید مقدار مشخصی از خوشبختی، بدشانسی و بدبختی در دنیا وجود دارد. شما باور دارید که هیچ راهی وجود ندارد که هر کسی بتواند هر آنچه می خواهد به دست آورد. قانون متوسط ها تعیین می کند که تنها سطح معینی از خوشبختی در جهان وجود دارد. هنگامی که دیگران ضربه می خورند احساس می کنید فرصت بهتری برای شما مهیا شده که موفق شوید. زمانی که کسی دچار بدبختی می شود نفس راحتی می کشید که بر طبق قانون متوسط ها فردی نیستید که دچار بدبختی شده است.

چه باید کرد؟

  1. اهدافی انتخاب کنید که به شما شور و هیجان می دهد و آن ها را با جدیت پیگیری کنید حسادت به موفقیت دیگران نشان می دهد که شما از زندگیتان رضایت ندارید. هنگامی که می بینید دیگران از نتیجه تلاش هایتان لذت می برند موجب رنج و ناراحتی شما می شود زیرا به خود یادآوری می کنید که آنچه می خواستید به دست نیاورده اید و فعالانه هم به دنبال آن ها نبوده اید.

برای گذراندن زندگی مشغول چه کاری هستید؟ آیا از شغلتان رضایت دارید؟ آیا فرصت دارید از نظر شخصی و حرفه ای رشد و پیشرفت کنید؟ آیا می توانید تغیراتی مثبت در زندگی دیگران به وجود آورید؟ بیشتر به چه فعالیت هایی می پردازید؟ از همین حالا به این سوالات پاسخ بدهید. سپس با این آگاهی که موفقیت شما به طور طبیعی تضمین شده است آن چیزی را که در حقیقت در زندگی می خواهید بنویسید.

خواسته ها و اهدافتان را به صورتی مشخص کنید که بتوانید هر روز آن ها را مورد بررسی قرار دهید.

  1. درک کنید زندگی صحنه ی داد و ستد نیست؛ برخلاف آنچه در گذشته به شما گفته اند منابع متعدد زیادی در جهان وجود دارد و در واقع محدود نیست. هنگامی که کسی می تواند برنده می شود بنابراین همه می توانند برنده شوند. هر فردی که پیروز می شود موانعی را از سر راه دیگران بر می دارد. وقتی یک شناگر المپیک رکورد جدیدی ثبت می کند به دیگران انگیزه می دهد که تمام تلاشتان را انجام دهید و رکورد جدیدی ثبت کنید.

ارسال شده در 26 دی 1395 توسط